قوی شدن در مسیر زندگی
شنبه 11 مرداد 1399 ساعت 12:00 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر سمیرا | ( نظرات )
"هر انسانی باید کاری کند و حرفه‌ای بیاموزد برای قوی شدن در مسیر زندگی"
آموختم که من هم در مسیر قوی شدن هستم و نباید اجازه بدهم که این مشکلات کوچک مرا از هدف بزرگ بازدارد و فقط فکر کردن به مقصد و هدف است که طی کردن مسیر را برای انسان سهل و آسان می‌کند و با این تغییر دیدگاه و جهان‌بینی که آموزش دیدم متوجه شدم که  این گره‌ها می‌تواند لازمه مسیر باشد. شاید اگر قبل از ورودم به کنگره این کار را شروع می‌کردم، با قرار گرفتن با یکسری موانع خیلی سریع عقب می‌کشیدم و جا می‌زدم و دیگر هدف و مقصودم را فراموش می‌کردم؛ درصورتی‌که امروز هر اتفاقی که می‌افتد با این دید نگاه می‌کنم که قرار است چه چیزی بالاتر و بهتری را دریافت کنم

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،


گوش به فرمان راهنما
دوشنبه 6 مرداد 1399 ساعت 02:00 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر نوشین | ( نظرات )
قانونی در کنگره می‌گوید: چیزی باید بیاید تا چیزی برود. من راهنمایم را آوردم و به خویشِ خویشتن نزدیک کردم تا نیروهای اهریمنی را برایم شناسایی کند و مورد هدف قرار دهم؛ اما این به‌راحتی میسر نبود و بهای سنگینی را برایش پرداخت کردم.
خرد کردن و ریختن بنای کج را در درونم دیدم و صدای ریختن آوارش را با گوش جان شنیدم. چه لحظات سختی بود؛ اما فرمان راهنما بود و باید می‌شکستم و از نو می‌ساختم خود وجودی‌ام را.

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،


اثرات مخرب شیشه...
پنجشنبه 26 تیر 1399 ساعت 01:00 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر مریم | ( نظرات )
یواش‌یواش دیر آمدن‌ها، در دسترس نبودن‌ها ، بوی دود دادن‌ها، دروغ گفتن‌ها و بدتر از همه شک و تهمت‌ها شروع شد...
امروز کی اینجا بوده؟ با کی بیرون بودی؟ تلفن چقدر اِشغال بود؟ پشت خط کی بود؟ یارو کی بود تو ماشین بغلی؟
از همه چی سخت‌تر این بود که امروز یکی اینجا بوده و تفتیش خانه شروع می‌شد؛ از کمد و اتاقها تا کابینت و کشو و زیر یخچال و داخل لباسشویی...

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،


روزی که از همه خوشحال تر بودم
پنجشنبه 26 تیر 1399 ساعت 08:00 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر شمسیان | ( نظرات )
لحظه‌ای که شال را بر گردنم انداختند، چه حال خوبی داشتم، انگار آن همه دلشوره و اضطراب ناپدید شدند. گوشه‌ای ایستادم و مسافرم را نگاه می‌کردم. خودم را فراموش کرده بودم، چه ذوقی داشت! چشمانش برق می‌زد، خنده از لبانش کنار نمی‌رفت. من هم با خنده‌هایش می‌خندیدم و با ذوقش، ذوق می‌کردم. حس می‌کردم من از همه خوشحال‌ترم؛ چون خوشحالی‌ام دو تا بود.

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،


شیشه؛ زلزله ای هشت ریشتری
سه شنبه 24 تیر 1399 ساعت 10:00 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر فتانه | ( نظرات )
خدایا شکرت که راهی مستقیم و کوتاه با روش DST را نشانمان دادی تا واقعیتی بزرگ در جهان، با درمان در کنگره ۶۰ نمایان شود که درمان شیشه آن هم قطعی و با روش تدریجی در کنگره ۶۰ امکانپذیر است و افرادی که درمان می‌شوند، سندی بدون نقص باشند برای کسانی که به دنبال راه خروج از این تاریکی هستند.
ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،


سفر دوم ؛ سفری هم سخت و هم سهل
دوشنبه 23 تیر 1399 ساعت 02:00 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر شمسیان | ( نظرات )
لحظه تولد دوباره ی من، فرارسیده بود. من پیله ابریشمی خود را پاره کردم و پروانه وار درآسمان پر از مهرو محبت آکادمی به پرواز درآمده بودم؛ میان آن همه پروانه های زیبا، من هم به نوعی افتخارمی کردم خود راجزئی از آن ها بدانم...

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،


دلنوشته؛ مسیر سبز کنگره
یکشنبه 22 تیر 1399 ساعت 08:00 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر معصومه | ( نظرات )
مسافرم خیلی عالی سفر خود را شروع کرد و خیلی عالی به پایان رسانید. به کنگره و راهنمای خود ایمان آورد و عاشق راه سبز کنگره شد و نتیجه آن را عالی گرفت. شیشه در کنگره ۶۰ به روش DST قابل درمان است؛ چون صورت‌مسئله آن روشن است


ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،


لذت خدمت و اموزش جدید (حس دریافت شال کمک راهنمایی)
پنجشنبه 19 تیر 1399 ساعت 03:00 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر الهام | ( نظرات )
شال گرفتن ما مقارن بود با دهه کرامت و حس می‌کردم خداوند فضل و کرم خودش را شامل حالم کرده و حالم طوری دگرگون شد که در پیشگاه خداوند شرمنده شدم از آن همه یاس و ناامیدی که داشتم و خداوند به من فهماند که با حساب و کتاب تو چیزی پیش نمی‌رود و شرایط زندگی هر طوری که باشد، با قاعده و قوانین و خواست من پیش می‌رود و هیچ‌وقت از رحمت من ناامید نشو.

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،


تجلیل رهجویان لژیون نهم از راهنمایشان
چهارشنبه 18 تیر 1399 ساعت 11:00 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر شمسیان | ( نظرات )
امروز بغض دارم؛ حتی شاید بیشتر از آن زمان منحوس؛ بغضی از جدایی، جدایی مادر از فرزند، بغض از دست دادن تکیه‌گاه؛ ولی تو طوری پرورشم دادی که دیگر نترسم، دیگر گمراه نشوم و دیگر تاریکی را به خانه‌ام راه ندهم. 
با قلبی پر از دلتنگی و اشک برایت نوشتم و شعر زیر را با خودم مرور می‌کنم؛ 
گاهی گمان نمی‌کنی ولی خوب می‌شود...


ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،


بهترین و زیباترین سفر در کنگره60
سه شنبه 17 تیر 1399 ساعت 03:00 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر لیلا | ( نظرات )

بهترین و زیباترین سفر ما در کنگره شروع شد و زیباترین مسافرت ما همان روزی بود که پدرم با تمام وجود از زیبایی‌ها لذت برد و خدا را با تمام وجود حس کرد و این لحظه هیچ‌وقت برای من فراموش‌شدنی نیست.

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،


بدست آوردن کلید شهر وجودی
سه شنبه 17 تیر 1399 ساعت 12:00 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر لیلا | ( نظرات )
اکنون می‌دانم که به دست آوردن کلید شهر وجودیم کاری است، هم سهل و هم  سخت! اما نگهداری آن برایم بس دشوار است؛ بسیار تمرین و ممارست، بیداری و دانایی می‌خواهد و من نیز اول راه هستم و باید این مسیر را بروم تا بر شهر وجودیم بر سربازان و نگهبانان شهرم مسلط باشم.
ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،


آموزش تعطیل نیست
شنبه 14 تیر 1399 ساعت 02:00 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر سمیرا | ( نظرات )
در رابطه با کارگاه‌های آموزشی و لژیون‌های مجازی؛ من به شخصه اوایل تعطیلی کنگره اصلاً حال خوبی نداشتم. برای منِ سفرِ اولی، دورشدن از مکان مقدس کنگره بسیار دردآور بود و غم سنگینی به دلم نشست. اوایل که لژیون مجازی تشکیل شد نمی‌توانستم خوب ارتباط برقرار کنم و درونم پر از انرژی‌های منفی و ناامیدی بود و مدتی از آموزش‌ها دور شدم؛ اما بعد از مدتی تصمیم گرفتم وجودم را از نیروهای منفی دور کنم. بعد از اعلام حضور در لژیون مجازی، با شنیدن صوت پر از عشق راهنمای عزیزم حالم بهتر شد و پس از آن به دنبال گوش کردن  سی‌دی و آموزش‌ها بودم وخیلی بیشتر از قبل قدردان هستم و قدر آموزش‌های کنگره را می‌دانم؛ چون با یک وقفه کوتاه، درونم پر از ناامیدی شد.

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،


رضایت از سفر ؛با برنامه ریزی
شنبه 14 تیر 1399 ساعت 11:00 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر سمیرا | ( نظرات )
به خاطر شرایط کاری مسافرم، دور از خانواده و فامیل زندگی می‌کردیم. هرچند ماه یکبار می‌توانستیم به دیدن آنها برویم، آنهم با حال بدی که داشتیم. می‌خواستیم در مدت کوتاهی که هست همه کار انجام دهیم. اگر تعطیلاتی بود و سفری که می‌رفتیم؛ البته بدون برنامه‌ریزی، در آن مدتِ کوتاه، به دیدن اقوام دور و نزدیک می‌رفتیم، جاهای دیدنی و ... و وقتی برمی‌گشتیم، به جای اینکه احساس سرخوشی و سرحالی داشته باشیم بدتر آشفته و بهم‌ریخته بودیم و اصلاً از سفر و تعطیلاتی که رفته بودیم احساس رضایت نداشتیم.

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،


خواسته ما آن چیزی نیست که می‌بینم و می‌خواهیم (حس دریافت شال کمک راهنمایی)
پنجشنبه 12 تیر 1399 ساعت 10:00 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر الهام | ( نظرات )
 به قول استاد سردار؛ خواسته ما آن چیزی نیست که می‌بینیم و می‌خواهیم، خواسته ما آن چیزی است که نمی‌بینیم و نمی‌خواهیم. همه ما آن روزی که وارد کنگره شدیم، سرگردان و ناامید از همه جا، تنها هدفمان رهایی مسافرانمان از بند اعتیاد بود. من هم تنها چیزی که می‌خواستم فقط و فقط حال خوشِ مسافرم بود و این راهنمای عزیزم بود که بذر این جایگاه را در دلم کاشت، با عشقش آن را آبیاری کرد، از برکات این جایگاه آگاهم کرد، انگیزه تلاشم شد و خداوند هم بر من منت نهاد و این جایگاه بسیار زیبا و پربرکت را نصیبم کرد. برای انجام این عمل عظیم شکر شکر شکر ... 


ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،


حس رهایی
سه شنبه 10 تیر 1399 ساعت 08:00 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر شمسیان | ( نظرات )
وقتی داخل اتاق کار آقای مهندس، بنیان‌گذار کنگره ۶۰ شدیم؛ یک آرامش و انرژی خاصی داشت هیچ جایی من آن را تجربه نکرده بودم.
وای خداوندا شکرت! درست است که گرفتن گل رهایی چند دقیقه بیشتر طول نکشید؛ اما آن  لحظه را هیچ‌گاه  فراموش نمی‌کنم، بهترین و شیرین‌ترین لحظه زندگی‌ام  شد و خواهد بود. 

ادامه مطلب
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته، جلسات جهان بینی چهارشنبه،




 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات