از راهنمایم آموختم...
پنجشنبه 18 اردیبهشت 1399 ساعت 02:00 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر مریم | ( نظرات )
راهنمای عزیزم من از شما چگونه فکر کردن را آموختم، چگونه به زندگی نگاه کردن را آموختم. آموختم محبت باید خالص باشد و باید مثل باران بود، بارانی که بدون منت بر سر غنی و فقیر، ظالم و مظلوم یکسان می‌بارد.
همیشه یاد دادید که به مسائل با دید مثبت نگاه کنم و همیشه در مسیر پرپیچ‌وخم تاریکی‌های درونم نقشه راه را نشانم دادید. گاهی برایم مادری کردید، گاهی راهنما و استادم بودید و گاهی همانند خواهری مهربان و دلسوز که خیلی راحت بتوانم رازهای درونم را در صندوق دل شما به امانت بگذارم و حرف‌هایی که نمی‌توانستم به کسی بگویم را با خیال آسوده با شما در میان بگذارم. چقدر شانه‌هایتان از غم‌های ما سنگینی کرده؛ اما این عشق و محبت و ایمان شما توانسته این بارها را تحمل نماید

یا مونس
سلام دوستان ربابه هستم یک همسفر
تشکر کردن از مخلوق همانند آن است که از خالق تشکر می‌کنید؛ پس تشکر کردن برای من رهجو جزء واجبات است.
در ابتدای  ورود به کنگره با افرادی مواجه شدم  که خدمت را با عشق انجام می‌دادند؛ چون وجودشان سرشار از عشق و محبت و ایمان است. هر تازه‌واردی اولین ارتباط حسی و عاطفی خود را از راهنمای خود می‌گیرد  و برای من هم همین‌گونه اتفاق افتاد. در ابتدا باید راهنما  را با حس قلبی  خودت انتخاب کنی و این ارتباط را من آن روز با خانم سمیرا که نگهبان جلسه بودند برقرار کردم و با ورود به لژیون، ایشان تازه واردین را شکوفه‌های یاس نامیدند و این تمثیل زیبا مثل خودشان به دلم نشست .
در اوایل فکر می‌کردم فقط برای رهایی برادرم به کنگره آمدم؛ اما کم‌کم متوجه شدم که چقدر به آموزش‌های کنگره نیاز دارم، چقدر با من وجودی‌ام فاصله‌دارم و تصمیم گرفتم فقط آموزش کنگره را مبنای کارم قرار دهم. هرروز که می‌گذشت حس‌های غریبی به سراغم می‌آمد و تغییرات کوچکی در خودم احساس می‌کردم و این حس و حال خوب را راهنما به‌خوبی می‌تواند به رهجو القا نماید.
چه زیبا و چقدر حساب‌شده این القائات را با کلام و نگاه و لبخندتان به من هدیه کردید. حالا می‌بینم تمام وجودم از مهربانی‌های شما پرشده و حاضر نیستم این ثروت را با هیچ‌چیز عوض کنم.
 راهنمای عزیزم من از شما چگونه فکر کردن را آموختم، چگونه به زندگی نگاه کردن را آموختم. آموختم محبت باید خالص باشد و باید مثل باران بود، بارانی که بدون منت بر سر غنی و فقیر، ظالم و مظلوم یکسان می‌بارد.
همیشه یاد دادید که به مسائل با دید مثبت نگاه کنم و همیشه در مسیر پرپیچ‌وخم تاریکی‌های درونم نقشه راه را نشانم دادید. گاهی برایم مادری کردید، گاهی راهنما و استادم بودید و گاهی همانند خواهری مهربان و دلسوز که خیلی راحت بتوانم رازهای درونم را در صندوق دل شما به امانت بگذارم و حرف‌هایی که نمی‌توانستم به کسی بگویم را با خیال آسوده با شما در میان بگذارم. چقدر شانه‌هایتان از غم‌های ما سنگینی کرده؛ اما این عشق و محبت و ایمان شما توانسته این بارها را تحمل نماید.
راهنمای عزیزتر از جانم، با آرامشی که در وجودتان هست ما را به صبر، تلاش و آرامش دعوت می‌کنید. شاید درک این کلمات قدری برایم سنگین و یا بیگانه باشند؛ اما وقتی خدمت  به خلق را پیشه کارم قرار دهم می‌توانم آرام‌آرام عمل سالم و معرفت را یاد بگیرم .
خداوندا؛ در این هفته مبارک به من توان بده تا بتوانم قدردان راهنمای عزیزم باشم. جایگاه راهنما آن‌قدر والا و ارزشمند و مقدس  است که فقط خدا می‌داند که چگونه این جایگاه را باید ارج نهاد و تقدیر کرد.
استاد بزرگوار خانم سمیرا، این هفته مبارک را به شما از صمیم قلبم تبریک می‌گویم و آرزو می‌کنم در این بیکران هستی هر چیزی که بهترین است روزی شما باشد و من تا زمانی که هستم دعاگوی وجود نازنین شما خواهم بود. با تمام وجودم دوستتان دارم.

نگارنده : همسفر ربابه لژیون پنجم
ویراستاری : همسفر الهام




می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مریم حسینی یکشنبه 21 اردیبهشت 1399 07:58 ق.ظ
خدا قوت به وبلاک نویسان عزیز
خانم ربابه عزیز بسیار عالی بود برایتان بهترین جایگاه را از خداوند خواستارم و این هفته را به خانم سمیرا عزیز تبریک می گوییم و به همه کمک راهنماها و زحمت کشان کنگره موفق باشید
مریم نظری جمعه 19 اردیبهشت 1399 11:50 ب.ظ
خدا قوت و سپاس از خانم ربابه عزیز
خانم ربابه چقدر زیبا و با احساس از راهنمای خود قدردانی کردید ، آموزش گرفتم.
خدا قوت خانم الهام عزیز
همسفر سمانه ۱۷ جمعه 19 اردیبهشت 1399 05:24 ق.ظ
خدا قوت خانم ربابه عزیز از دلنوشته خوب و دلنشینتون لذت بردم خداوند به قلمتان برکت دهد و پایدار باشید و تبریک میگم به کمک راهنمای محترم خانم سمیرا عزیز.با تشکر از وبلاگ نویسان محترم.
مریم کرمی جمعه 19 اردیبهشت 1399 05:16 ق.ظ
خانم ربابه عزیز، بسیار زیبا احساس خود را نسبت به راهنمای عزیزتان بیان کردید ،درود برشما. موفق و موید باشید.
پوران همسفرعباس 1 جمعه 19 اردیبهشت 1399 12:38 ق.ظ
خداقوت خانم ربابه عزیز؛چه زیبا راهتمای خود را توصیف کردید وبرای سپاسگزاری از زحمات راهنما به زیبایی حرکت کردید ودرجایگاه راهنمای تازه واردین خدمت می کنید ؛امیدوارم شماهم درجایگاه کمک راهنمایی قرار بگیرید .
خداقوت به گروه وبلاگ بسیار زحمت می کشند .
نسرین.اسیستانت جمعه 19 اردیبهشت 1399 12:31 ق.ظ
خانم ربابه عزیز بسیار زیبا و خالصانه از راهنمای خود تقدیر نمودید و این شکرگزاری همانی هست که نعمت آموزشها را برشما افزون خواهد کرد.
گروه وبلاگ از زحمات بیدریغتان صمیمانه متشکرم
عزیزه۱۵ پنجشنبه 18 اردیبهشت 1399 03:36 ب.ظ
خانم ربابه عزبز چه عاشقانه راهنمایتان را وصف کردید این نشان از با محبت بودن شماست این هفته را به شما هم تیریک می گویم چون راهنمای تازه واردین هم برای جلب رهجو به کنگره زحمت بسیارمی کشند سپاس از گروه وبلاگ
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic