نقطه تحمل من قبل از کنگره
پنجشنبه 11 اردیبهشت 1399 ساعت 11:00 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر سمیرا | ( نظرات )
من قبل از ورود به کنگره و قبل از ازدواج خیلی خیلی نقطه تحمل پایینی داشتم و خیلی آدم رکی بودم و اخلاق تندی داشتم که البته این ضد ارزش‌ها هنوز هم با من است، شاید ذره‌ای کمرنگ شده و یا اینکه شکلش عوض‌شده است؛ یعنی اگر کسی با من با تندی صحبت می‌کرد اصلاً تحمل و ظرفیتش را نداشتم و بلافاصله من هم جواب تندی به او می‌دادم و اصلاً هم حالم بد نمی‌شد که برخورد تندی داشته‌ام و یا اینکه اصلاً سختی نکشیده بودم؛ ولی بعد از ازدواج که متوجه اعتیاد مسافرم شدم وارد سختی‌ها شدم. اولش خیلی خیلی برایم سخت و عذاب‌آور بود که به‌یک‌باره این‌همه سختی و مشکل سر راهم قرار بگیرد. از یک سو اعتیاد مسافرم و بیکار شدنش و از سوی دیگر حرف‌های دیگران، بی‌پولی، حسرت کشیدن و خیلی چیزهای دیگر در زندگی‌ام ...

یا حلیم 
«وقتی نیرویی از کم شروع بشود و به درجه بالاتری برسد، نقطه تحمل پیدا می‌شود»
تمام وادی‌هایی که آقای مهندس در کتاب عشق مطرح کرده‌اند الهی هستند و بر دل انسان می‌نشیند؛ ولی احساس می‌کنم که علاقهٔ زیادی به وادی نهم دارم. زمانی که راهنمای عزیزم برای عید یکسری تکالیف به ما دادند و فرمودند که برای سال جدید یکی از این وادی‌ها را به‌عنوان معلم انتخاب کنید، بعد از چند روز فکر کردن به این موضوع و مرور وادی‌ها، وادی نهم به من القا شد و وقتی‌که آن را دوباره خواندم و نوشتم، پیام‌های زیادی برایم داشت.
راهنمایم همیشه به ما می گویند: هر آموزشی که از سی‌دی‌ها و متون کنگره می‌گیرید شخصی‌سازی کنید؛ یعنی اینکه چه برداشت و آموزشی برای شخص خودم داشته و به چه دردمان خورده و کدام را می‌خواهیم که عملیاتی کنیم.
پیام شخصی این وادی برایم بالا بردن نقطهٔ تحملم بود. من قبل از ورود به کنگره و قبل از ازدواج خیلی خیلی نقطه تحمل پایینی داشتم و خیلی آدم رکی بودم و اخلاق تندی داشتم که البته این ضد ارزش‌ها هنوز هم با من است، شاید ذره‌ای کمرنگ شده و یا اینکه شکلش عوض‌شده است؛ یعنی اگر کسی با من با تندی صحبت می‌کرد اصلاً تحمل و ظرفیتش را نداشتم و بلافاصله من هم جواب تندی به او می‌دادم و اصلاً هم حالم بد نمی‌شد که برخورد تندی داشته‌ام و یا اینکه اصلاً سختی نکشیده بودم؛ ولی بعد از ازدواج که متوجه اعتیاد مسافرم شدم وارد سختی‌ها شدم. اولش خیلی خیلی برایم سخت و عذاب‌آور بود که به‌یک‌باره این‌همه سختی و مشکل سر راهم قرار بگیرد. از یک سو اعتیاد مسافرم و بیکار شدنش و از سوی دیگر حرف‌های دیگران، بی‌پولی، حسرت کشیدن و خیلی چیزهای دیگر در زندگی‌ام ...
به قول آقای مهندس اگر که ظرفیت در مورد سختی و مشکلات بالا نرود باعث انفجار و تخریب می‌شود که من در آن مرحله قرار داشتم؛ یعنی هم خودم ازنظر روحی و روانی به‌هم‌ریخته بودم و هم با حرف‌هایم باعث تخریب بیشتر مسافرم می‌شدم.
خدا را شکر که خیلی زود مسیر کنگره برایمان هموار شد و الآن هم شش سال از ورود ما به کنگره می‌گذرد. درست است که هنوز مشکلات پابرجا هستند؛ یعنی هنوز مسافرم رها نشده و خیلی مواقع بیکار است و حرف‌های دیگران هم در مورد زندگی‌مان بیشتر و بیشتر شده و خرج و مخارج فرزندمان هم به همهٔ اینها اضافه‌شده است؛ ولی اتفاق خوبی که برای من در این شش سال افتاد این بود که نقطه تحملم در برابر مشکلات کم‌کم بالا رفت و احساس می‌کنم که ظرف وجودی‌ام بزرگ‌شده است و دیگر این سختی‌ها و مشکلات نمی‌گویم ناراحتم نمی‌کند؛ ولی دیگر عذاب‌آور نیست و از رحمت خداوند ناامید نیستم و می دانم که بالاخره نوبت باران برای ما هم محفوظ است.
مطلب دیگری که برایم جالب بود این بود که آقای مهندس در جای دیگری از این وادی فرمودند که اگر ما از این سختی‌ها و مشکلات درس و آموزش لازم را نگیریم شاید بارها و بارها این مشکلات برایمان تکرار شود؛ پس باید برای بالا بردن نقطهٔ تحمل در جهت مثبت دانایی کسب کنیم که در این مورد، احساسم این است که شاید آن ظرفیت لازم در درونم شکل نگرفته است که رهایی برایمان رقم نمی‌خورد و شاید تکرار این سختی‌ها و ماندن در تاریکی‌ها فرصتی است برایم تا به قول آقای مهندس بیشتر و بیشتر به خویش خویشتن؛ یعنی درونم که پر از ضد ارزش‌ها و تاریکی‌هاست بپردازم و آموزش‌هایی که می‌گیرم را کاربردی و عملی کنم و فقط حرف آن را نزنم و از سخن به نقطهٔ عمل حرکت کنم؛ انشالله.
نویسنده: همسفر رقیه 
تهیه مطلب: همسفر ربابه 
ویراستاری: همسفر الهام
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
پوران همسفرعباس 1 دوشنبه 15 اردیبهشت 1399 07:33 ب.ظ
خداقوت خانم رقیه عزیز ؛شما بسیار عالی وادی نهم را دردرون خود کاربردی کردید .
خداقوت به گروه وبلاگ .
صغری همسفریوسف لژ یون یازدهم شنبه 13 اردیبهشت 1399 04:35 ق.ظ
رقیه عزیزم ممنون بابت دل نوشته خوبتان به فضل خدا رهای از بند اعتیاد نزدیک است امیدوار باش و شاد زندگی کن 2803
افسانه لژیون3 جمعه 12 اردیبهشت 1399 10:44 ب.ظ
خانم رقیه عزیز ممنونم از مطالب خوبتان
ایشالا بتوانیم با آموزشهای کنگره مسیر زندگیمان را هموار کنیم
ممنون از گروه وبلاگ
فاطمه همسفر ابوالفضل 18 جمعه 12 اردیبهشت 1399 09:51 ق.ظ
خانم رقیه عزیز دلنوشتتون بسیار به دلم نشست امیدوارم هرچه زودتر شاهد رهاییتون باشم.افتخار میکنم یکی از اعضا کنگره هستم جایی که به افراد امید میده.شک نکنید باران رحمت برای شماهم محفوظ هست
خداقوت به وبلاگ نویسان
همسفر سمانه ۱۷ جمعه 12 اردیبهشت 1399 12:10 ق.ظ
خدا قوت خانم رقیه عزیز بسیار از دلنوشته شما لذت بردم و از اینکه تجربه تان را برایمان بازگو کردید واقعا برایم مفید بود و استفاده کردم امیدوارم با آموزشهای کنگره بتوانیم نقطه تحمل خود را بالا ببریم و حرفهایمان را به نقطه عمل برسانیم همیشه پایدار باشید با تشکر از وبلاگ نویسان محترم.
مریم نظری پنجشنبه 11 اردیبهشت 1399 10:54 ب.ظ
خدا قوت خانم رقیه عزیز
دلنوشته شما حرف دل بود پس بر دل می نشیند.
خدا را بابت آموزشهای کنگره شکر که باعث بالا رفتن ظرفیت و دانایی در ما شده است.
عزیز دلم همان طور که گفتین حق دریا محفوظ است.به امید رهایی هر چه زودتر مسافرت از دام غول اعتیاد با دستان پر توان آقای مهندس و رسیدن به بالاترین جایگاه‌ها
خدا قوت عزیزان گروه وبلاگ
ربابه لژیون پنجم پنجشنبه 11 اردیبهشت 1399 09:47 ب.ظ
خانم رقیه عزیز
انتخاب این وادی به عنوان الگو و راهننا برایتان بی حکمت نبوده و چقدر خوب توانستید نکات کلیدی را برای خودتان پیدا کنید .انشالله با این حرکت سازتده در جهت خودسازی خودتان به زودی شاهد رهای مسافر محترم خود خواهید بود و نتیجه این صبر و استقانت را خواهید دید.
عزیزه۱۵ پنجشنبه 11 اردیبهشت 1399 06:53 ب.ظ
خانم رقیه عزیز ممنون از مطالب ارزشمندتان واقعا بردلم نشست انشالله هرچه زودتر رهاییتان رقم بخورد وما دراین شادی سهیم باشیم سپاسکزارم ازگروه وبلاگ
همسفر مرضیه لژیون یکم پنجشنبه 11 اردیبهشت 1399 05:17 ب.ظ
خانم رقیه عزیز سپاس از مطلب خوب شما، ان شاء الله به فضل الهی رهایی برای شما رقم خواهد خورد و همانطور که گفتید نوبت باران محفوظ است
در مسیر خودسازی موفق و پر روزی باشید
وبلاگ نویسان عزیز اجرتان با خداوند و سپاس
سیده زهرالژیون دوم پنجشنبه 11 اردیبهشت 1399 01:50 ب.ظ
رقیه عزیز همسفر روزهای سخت
از نوشته تان بسیار لذت بردم آموختم .من هم اینروزهارا تجربه کرده ام و الان باخودمیگویم کاش زودتر حرکت میکردم لجبازی نمی کردم واموزشهارا بهترمیگرفتم و عمل میکردم.
طبق وادی ۱۰ انسان چیزی نیس مگر سعی و تلاش خودش.پس طول کشیدن سفر من زهرا هم که ده سال طول کشید چون دوربینم روی خودم نبودسعی و تلاشم زیاد اما درجهت خودسازی نبود.و زودخسته میشدم.
چندصباحی است که هر یک حرکت من درجهت درون خودم حرکتی درمسافرم ایجاد میکند و او نیز شروع به نوشتن سی دیها و خدمت کردن کرده .
خداوند را شکر و سپاس
نسرین.اسیستانت پنجشنبه 11 اردیبهشت 1399 11:42 ق.ظ
خانم رقیه بزرگترین و اولین هدیه کنگره به اعضایش امید است واینکه تمام داشته هایمان را یادآوری میکند و در مرحله سوم سپاسگزاری از نعماتی هست که تا بحال دیده نمی شدند از اینکه در این راه صبورانه طی مسیر میکنید به شما تبریک میگویم و برایتان رهایی از بند اعتیاد را از باریتعالی مسئلت دارم.
خدا قوت به گروه وبلاگ
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات