سی دی باردگر (شعر ابتدایی جزوه جهان بینی )
دوشنبه 8 اردیبهشت 1399 ساعت 10:00 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر نوشین | ( نظرات )

خداوند را شاکرم که روزی‌ام شد تا مفهوم شعری که سال‌ها در کنگره در اول جزوه جهان‌بینی می‌دیدم و می‌خواندم را درسی دی بار دگر استاد امین درک نمایم. شاید نزدیک ده سال بود که در گره‌های خودم فرورفته بودم و دقتی به ژرفای این شعر و آموخته‌هایش نمی‌کردم.


به نام خدا 


خداوند را شاکرم که روزی‌ام شد تا مفهوم شعری که سال‌ها در کنگره در اول جزوه جهان‌بینی می‌دیدم و می‌خواندم را درسی دی بار دگر استاد امین درک نمایم. شاید نزدیک ده سال بود که در گره‌های خودم فرورفته بودم و دقتی به ژرفای این شعر و آموخته‌هایش نمی‌کردم.


بار دگر بنده شویم نقطه تابنده شویم

وصل بر این دایره رحمت گردنده شویم

مفهوم باردگر؛ یعنی زمانی وجود داشته که ما، در نور یا بندگی بودیم و تعادل و آرامش را از دست دادیم و وارد تاریکی شدیم و سفر در تاریکی را آغاز کرده و می‌خواهیم دوباره خارج شویم.

اینجا بنده بودن، بنده قدرت مطلق است؛ اما در قلب و دل انسان، بنده بودن دشوار است و باید به درجه تسلیم و شناخت و فرمان‌برداری برسی و گاهی برخلاف خواسته خودت فرمان خداوند را اجرا کنی.

نقطه تابنده: هر انسانی از خودش نور ندارد مگر نوری که خداوند به او می‌دهد. اگر انسان بخواهد از خودش نور منتشر کند باید تبدیل به چشمه شود؛ یعنی زمانی که انسان به درجه بندگی برسد به‌عنوان نقطه تابنده مطرح می‌شود.

رحمت گردنده: وقتی انسان بندگی‌اش را از دست می‌دهد وارد ظلمت و تاریکی شده و از رحمت خداوند خارج می‌شود. انگار رحمت خداوند در یک دایره‌ای جریان دارد و کسی که نور خودش را از دست می‌دهد رحمت خدا از او گرفته‌شده و از این دایره به بیرون پرتاب‌شده یا مشغول مصرف مواد شده یا در مسائل خودش درگیر است و در جهل خودش مانده و حرکتی نمی‌تواند انجام دهد.


باز شتابنده شویم قدرت درنده شویم

ذره بی‌نور و شعف پرتو کاونده شویم

درنده بودن: در مقابل تاریکی، اهریمن هم زور خودش را می‌طلبد.

شتاب به معنی عجله داشتن نیست بلکه شتاب‌دار بودن برای حرکت سازندگی و خیر است. اگر بخواهی شتاب داشته باشی باید نیرو داشته باشی که همان حس در جهان‌بینی است. وقتی آن نیرو و حس در انسان دوباره برمی‌گردد و رشد می‌کند و قدرتمند می‌شود، دیگر تاریکی‌ها نمی‌توانند جلو بیایند و او را به  بند بکشند و آنها را (سیاهی و تاریکی‌ها را) مغلوب می‌کند و می‌درد.

ذره بی‌نور و شعف پرتو کاونده شویم؛ یعنی انسانی که از روشنایی وارد تاریکی شده توانایی، استعداد و خواسته‌هایش بربادرفته و دیگر نوری ندارد. اگر نور نباشد، شعفی در کار نیست و همه حزن، اندوه و ناامیدی است.

پرتو کاونده شویم؛ ذره‌ای که هیچ نوری  ندارد و می‌خواهد تبدیل به پرتوی شود که ویژگی خاص آن کاونده بودن است. کاونده بودن؛ یعنی در پی کاوش بودن و نمی‌خواهد نور و شعف به دست آورد که فقط فخر بفروشد و شادمانی کند بلکه می‌خواهد در درون تاریکی حرکت کند و مجهولات را پیدا کند. موقعی که انسان در عمق تاریکی، مشکلات و اسارت‌هاست اگر به او نور داده شود، این رحمت بزرگی است که می‌تواند گنج‌هایی که درون تاریکی وجود دارد را ببیند و پیدا کردن مجهولات، بزرگ‌ترین گنج‌های عالم هستی هستند.


بار دیگر زنده شویم شور و شرر خنده شویم

قطره حیران به سراب موج شکافنده شویم

زنده شدن به مفهوم جاری بودن است نه اینکه می‌خواهد دوباره احساس کند. تا این حس‌ها در انسان به وجود نیاید هیچ خنده‌ای در انسان وجود ندارد. خیلی سیستم‌ها باید کار کنند تا انرژی‌های شخص بالانس شود که بتواند از ته دل بخندد وگرنه سخت‌ترین کار خندیدن است.

قطره حیران به سراب؛ یعنی انسان وقتی در تاریکی است مثل یک قطره‌ای که بخار می‌شود چشمش به سراب است که خود را به سراب برساند و از این بخار شدن و محو و نیست و نابود شدن خود را نجات دهد.

موج، سیلی از قطرات است و انسان می‌داند که این اتفاق می‌افتد، اگر دوباره آن رحمت خداوند به او برگردانده شود مانند موجی می‌شود که می‌تواند بشکافد و جلو برود و چیزی نمی‌تواند جلویش را بگیرد و به مفهوم شکافتن و نفوذ کردن است.


حاصل صد دست شویم بار دگر مست شویم

دانه افتاده به خاک میوه بالنده شویم

حاصل صد دست؛ مانند انسان درب و داغانی می‌ماند که در تاریکی باید ۱۰۰ نفر روی او پردازش انجام دهند. انسان در تاریکی برای اینکه از تاریکی بیرون بیاید باید یک تیم روی او کار کنند.

این مست شدن همان خمر طبیعی است که باید در درون خودمان تجربه کنیم.

هر انسانی مانند یک دانه یا بذر است؛ یعنی خداوند شرایطی فراهم می‌کند که آن خواسته ما مانند بذر در خاک برود و تبدیل به آن میوه‌ای که خواسته درونی هر انسان است بشود، اگر طبیعت کسی آلبالو باشد ما نمی‌توانیم از آن خرما دربیاوریم و اگر بخواهد خرما شود باید مسیر خودش را طی کند.


غرش کوبنده شویم آتش سوزنده شویم

شمع خرامیده زباد شعله پاشنده شویم 

غرش کوبنده به مفهوم اینکه نیروهای الهی باید غرش و قدرت را داشته باشند و نیروی الهی ضعیف کاری از پیش نمی‌برد. می‌شود فقط محبت و نرمی و یک جایی باید خشن و غرش داشته باشند.

آتش سوزنده، خیلی جادوی عجیبی دارد. آتش می‌تواند حیات انسان را بسوزاند و نیست و نابود کند یا بندهای تاریکی انسان را خاکستر کند و او را نجات دهد. اگر آتش در سینه انسان مهار شود، این آتش سازنده است و اگر به بیرون تراوش کند این آتش سوزانده است و باعث انتقام و نابودی می‌شود. اگر انسان می‌خواهد پالایش شود باید سوزش دل را تجربه کند تا به رهایی برسد. اگر به انسان بدی کنند و تحت‌فشار قرار گیرد، در سینه‌اش آتشی به پا شود که اگر در خودش نگه دارد اینجا بندهای تاریکی که در درونش است می‌سوزد و از بین می‌رود؛ اما اگر بخواهد انتقام بگیرد و خوشحال شود، آنجا می‌شود آتش ویرانگر. انسانی که آتش درونش را به بیرون پرتاب می‌کند کلاه بزرگی به سرش می‌رود؛ چون آتش می‌توانست بندهای تاریکی‌اش را بسوزاند؛ ولی با این کاری که انجام داد نه‌تنها بندها نمی‌سوزد و می‌ماند بلکه جواب مردم را هم باید بدهد.

شمع خرامیده زباد؛ یعنی آن باد زمانه و سختی‌ها و تقدیر روزگار. شمع خرامیده مثل شمعی است که باد می‌وزد و هر آن ممکن است خاموش شود و شمع به‌سختی می‌خواهد خودش را حفظ کند.

شعله پاشنده، شعله‌ای است که به اطراف نور می‌دهد تا آنها تاریکی خودشان را بسوزانند و از بین ببرند و این پاشنده بودن با هر بادی خاموش نمی‌شود و شمع آسیب‌پذیری نیست بلکه شعله بزرگی است که نور می‌دهد و به دیگران روش سوختن تاریکی را انتقال می‌دهد.

نگارنده: زهرا حسینی لژیون دوم 

ویراستاری : همسفر الهام 


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
فاطمه الیاسی ۱۹ چهارشنبه 10 اردیبهشت 1399 05:38 ق.ظ
خانم زهرای عزیزم خدا قوت ، خیلی عالی بود
سمیه9 چهارشنبه 10 اردیبهشت 1399 12:38 ق.ظ
خانم زهرای عزیز خسته نباشید وخداقوت.ممنون بسیار عالی بود.امیدوارم درادامه مسیر به بهترینها برسید.
همسفر سمانه ۱۷ سه شنبه 9 اردیبهشت 1399 09:59 ب.ظ
خدا قوت خانم زهرا عزیز بسیار عالی نکات این سی دی را بیان نمودید و شعر را معنی کردید واینکه اگر آتش را درون خودمان نگه داریم باعث سازندگی می شویم بسیار برایم قابل توجه و تامل بود سپاسگزار از برداشت‌های که داشتید امیدوارم همیشه پایدار باشید با تشکر از وبلاگ نویسان محترم.
فاطمه همسفر ابوالفضل 18 سه شنبه 9 اردیبهشت 1399 09:01 ق.ظ
خانم زهرای عزیز بسیار عالی بود موفق باشید
خداقوت به وبلاگ نویسان
مریم نظری دوشنبه 8 اردیبهشت 1399 06:04 ب.ظ
خدا قوت خانم زهرای عزیز و پر انرژی، عالی بود.
آموزش گرفتم و از خواندن آن لذت بردم.مثال آتش برام خیلی آموزنده بود و این بستگی به نوع نگاه و تفکر ما بستگی دارد که چگونه استفاده کنیم.
خدا قوت عزیزان گروه وبلاگ
پوران همسفرعباس 1 دوشنبه 8 اردیبهشت 1399 05:44 ب.ظ
خداقوت خانم زهراموفق باشید .
خداقوت به گروه وبلاگ .
نسرین.اسیستنت دوشنبه 8 اردیبهشت 1399 04:10 ب.ظ
خانم زهرا شعر از واردات غیبیه است که بردل ابدال الهی وارد میشود و در غالب تمثیل از آنچه در این جهان برای انسانها قابل رویت و درک است بر زبان شاعر جاری میشود از اینکه مفهوم برداشتی خود از این شعر بسیار زیبا را به اشتراک گذاشتید از شما بی نهایت سپاسگزارم.
از گروه وبلاگ تشکر صمیمانه دارم.
همسفر مرضیه لژیون یکم دوشنبه 8 اردیبهشت 1399 10:59 ق.ظ
خانم زهرای عزیز ممنونم از شما، بسیار عالی بود
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات