لنگر کشتی را بکشید
چهارشنبه 3 اردیبهشت 1399 ساعت 08:00 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر الهام | ( نظرات )

اگر رفتار و کردارمان را تغییر ندهیم و آگاهی‌های خود را بالا نبریم و بخواهیم همان انسان‌های به‌هم‌ریخته قدیم باشیم و همان عادات و رفتارها را داشته باشیم و نوع دیگر نشویم، پنجاه سال دیگر هم بگذرد، اتفاقی برای شخص نمی‌افتد؛ پس باید این تغییرات بنیادی و از درون باشد، نه با حرف، باید عمل کنیم.


بنام قدرت مطلق


لنگر کشتی در اصل تمثیل خود انسان است. یک موقعی یک انسان، یک تصمیم می‌گیرد و در شرایط عالی است و در آن سیستم، شرایط متعادل و پایدار است؛ مثلاً رئیس کارخانه‌ای هستید که هیچ مشکلی ندارد، این فرمانروایی و اداره یک سیستم پایدار، بسیار راحت است؛ ولی موقعی هم هست که شما مسئول یک سیستم یا کارخانه‌ای هستید که مواد اولیه موجود نیست، کارگران حقوق نگرفته‌اند، ماشین‌آلات خراب هستند و ... که این هم یک نوع مدیریت است که به آن مدیریت بحران می گویند که مدیریتی بسیار سخت و دشوار است و اوضاع آشفته و نابسامانی دارد.
 پس مدیریت دو حالت دارد:
1- مدیریت در شرایط عادی و معمولی
2- مدیریت در شرایط بحرانی
ما در کنگره با یک سیستم بحرانی سروکار داریم؛ یعنی هرکدام که وارد کنگره می‌شویم در یک حالت بحرانی با شهر وجودی بیمار وارد کنگره می‌شویم. ما می‌خواهیم این سیستم را کنترل کنیم و آن را به تعادل برسانیم. این شخصیت کاملاً به‌هم‌ریخته است و این به تعادل رسیدن و به تعادل رساندن خود، یک هنر است و تمام متون کنگره و آموزش‌ها در این راستای خروج از بحران و رسیدن به تعادل و شرایط مساعد می‌باشد.

در تاریخ 11/ 12/ 75 استاد سردار می‌گوید:
می دانیم که در شرایط چندان مساعدی نیستید، (یعنی همان شرایط بحرانی) در بعد حیات مادی و روی کره زمین و در بعد خاکی دائماً انسان با بحران‌های متعدد دست‌وپنجه نرم می‌کند و دائماً در این حالت‌ها، گرفتار می‌شود. یکی از این بحران‌ها مواد مخدر است؛ ولی ممکن است فردی معتاد نباشد؛ ولی در بحران باشد.
انسان پرنده‌ای است، سوار بر کشتی که این پرنده همان روح یا نفس انسان است که بر جسم سوار شده(کشتی تمثیل جسم انسان است). انسان که مثل پرنده سوار بر کشتی است، دنیا را از همان روزنه می‌بیند و گاهی در افکارش، می‌خواهد آن کشتی یا بلم را به پرواز درآورد و گاهی اوقات با کالبد جسمی به پرواز هم درمی‌آید؛ یعنی انسان گاهی در حال حرکت با بلم یا جسم است و پویاست و زندگی و حرکت به وجود می‌آورد و گاهی هم درجایی می‌ماند و راکد است و به علت‌ها و معلول‌ها فکر می‌کند، به شکست‌ها، بدهی‌ها، ورشکستگی‌ها و ... اینکه چرا معتاد شد، چرا چنین شد، چرا چنان نشد و ... تفکر می‌کند.
وقتی چنین شرایطی پیش آمد و انسان در یک بحران قرار گرفت و درگیر مواد مخدر شد و به این علت‌ها و معلول‌ها فکر کرد، خودش می‌داند که باید جایش را تغییر دهد و حرکت کند تا آزاد شود؛ ولی گاهی در میان امواج اسیر می‌شود؛ یعنی می‌خواهد حرکت کند؛ ولی این سیستم بحرانی و فشار خماری و ... نمی‌گذارد حرکت کند. در این مقوله باید به نیروهای درونی خود فکر کند و از قدرت آنها قوّت بگیرد. 
این مطلب خیلی مهم است. شخص در درون آب‌های پرتلاطم گیرکرده و می‌خواهد حرکت کند و طوفان هم همچنان ادامه دارد. حالا باید از نیروهای درونی خودش قوت بگیرد و به آنها فکر کند. آیا چنین چیزی می‌شود؟ چطور یک معتاد که می‌خواهد حرکت کند، می‌تواند به نیروهای درونی‌اش تفکر کند؟
در اینجا به همان تفکر و تصمیم می‌رسیم. در این شرایط حداقل می‌تواند دو سناریو را انجام دهد؛
سناریوی اول؛ اینکه بگوید: ما که آخرش خواهیم مرد، من که دیگر معتاد شدم، من که بدبخت شدم، از سن من دیگر گذشته است. اینجا از نیروی درون خودش به‌طور منفی استفاده می‌کند و به سمت قهقرا و نابودی پیش می‌رود و منتظر مرگ می‌شود (آخر خطی)
یک‌زمان هم در این شرایط می‌تواند با تفکر به درون خودش برود و سناریوی دوم را اجرا کند؛ یعنی می‌گوید: من باید از این طوفان خلاص شوم. من کسی هستم که توانایی خروج از این طوفان را دارم و می‌توانم از این بحران خارج شوم. اگر قرار باشد تمام این کشتی هم خرد شود، من با یک تخته‌پاره هم که شده مسیر را ادامه می‌دهم و حتی اگر آن تخته‌پاره هم از بین برود، من با شنا کردن خودم را نجات می‌دهم. وقتی با این دید نگاه کند، می‌بینیم که یواش‌یواش شروع می‌کند به قوت گرفتن و یواش‌یواش قدرت پیدا می‌کند و این کار امکان‌پذیر است و بستگی به همان تصاویر ذهنی و تصمیم‌گیری ما دارد که من کسی هستم که می‌توانم، من توانایی آن کار را دارم، من قدرت‌های زیادی دارم، من بیدی نیستم که با این بادها بلرزم و با تمام قدرت به دل مشکلات می‌زنم و خداوند هم حتماً به من کمک می‌کند؛ یعنی همه‌چیز در درون ماست و بیرون خبری نیست. 
چیزی که ما را متحول می‌کند، درون ماست، افکار و اندیشه‌های ماست. فکر و هدف باعث ایجاد حرکت و امید می‌شود. اگر شما هدفتان و فکرتان، خرید یک خانه باشد حتماً آن خانه را خواهید خرید. به هر زحمتی شده، با وام و قرض و غیره، بالاخره آن خانه را خواهید خرید؛ ولی اگر این فکر، فکر منفی باشد، آن‌هم اجرا خواهد شد و شمارا به نیستی و تاریکی و نابودی خواهد کشاند.
پس انسان از افکار درونش می‌تواند قوّت بگیرد. در شول حیات و زندگی، تنها چیزی که می‌تواند شمارا مصمم کند، قوّت گرفتن از درون خودتان است. یا تبدیل می‌شویم به یک آیه یاس و ناامیدی در درونتان که روزبه‌روز در فاضلاب بیشتر فرومی‌رویم یا تبدیل می‌شویم به یک شخص مثبت نگر و شاد و زندگی شاد و خوبی خواهیم داشت؛ پس با نگاه مثبت می‌توانیم تغییر کنیم و این شهر ویران و این کشتی طوفان‌زده و این چهره درهم‌وبرهم و عبوس را به چهره‌ای شاد و موفق و بانشاط تبدیل کنیم.   
شما افرادی که وارد سفر دوم می‌شوند را می‌توانید ببینید که به آرامش رسیده‌اند و تعادل دارند و خلق‌وخوی آرام و خوبی دارند؛ زیرا درون آنها دارد به تعادل می‌رسد و این قدرت درون و تفکرات و اندیشه‌های درونی است که روی ظاهر و بیرون هم اثر می‌گذارد. 
درون انرژی بی‌پایان دارد، باید آن نیروهای الهی که در درونش خفته را بررسی و آنالیز کند تا ببیند چگونه می‌تواند از این بحران رها شود. آنچه خداوند در وجود انسان، در موقع خلق انسان نهاده است، باید از آنها سود بجوییم و اگر این کار را بکنیم و از آن صفات و نیروها استفاده کنیم، می‌توانیم معلمی باشیم برای آیندگان.

« در اندیشه‌های بهتر، وسعت عمل به وجود آورید و برای کشتی خود که لازمه هستی و ادامه حیات در آن است، نوعی دیگر باشید»
وقتی فکر می‌کنیم، تفکر ما نباید بسته باشد و نباید دائم مثل اسب عصاری دور خودمان بچرخیم و در یک چارچوب خاص، دائم دور خودمان دور بزنیم. برخی دائم در فکر گذشته‌اند، حالا یا خوبی‌های آن یا بدی‌های آن. باید وسعت دید داشته باشیم برای کشتی که همان جسم انسان است و برای خلاصی از گیر طوفان باید نوعی دیگر باشیم. اگر رفتار و کردارمان را تغییر ندهیم و آگاهی‌های خود را بالا نبریم و بخواهیم همان انسان‌های به‌هم‌ریخته قدیم باشیم و همان عادات و رفتارها را داشته باشیم و نوع دیگر نشویم، پنجاه سال دیگر هم بگذرد، اتفاقی برای شخص نمی‌افتد؛ پس باید این تغییرات بنیادی و از درون باشد، نه با حرف، باید عمل کنیم.

 «می دانید که کار ابتدا مشکل است؛ اما لنگر کشتی را بکشید»   
برای این تغییرات که درونش هستیم این کار، کار سخت و مشکلی است؛ ولی برای حل مشکل، اولین حرکت این است که لنگر کشتی را بکشیم و حرکت کنیم. اول حرکت در جهت ساختن.

«شروع حرکت در بیکران و آغازی تازه برای جان بخشیدن می‌شود»
وقتی‌که انسان به مرحله آمادگی و پختگی برسد، صدای پای استاد را می‌شنود. در مسائل معنوی اگر آماده‌باشیم و در مسیر باشیم، خود خداوند استاد را در مسیرمان قرار می‌دهد. موقعی که انسان به‌طرف مثبت حرکت کند، امدادهای الهی ازآنجا آغاز می‌شود و تأثیر آن را ذره‌ذره خواهیم دید و اگر به‌طرف منفی هم حرکت کنیم، امدادهای منفی شروع می‌شود. 

« گذرگاه زندگی مانند مثلثی است سیاه که گاهی از زوایای آن کشیده می‌شود و شکل دیگری پدید می‌آید؛ اما از تمامی آن می‌توان عبور کرد و به کشاکش‌های متعدد آن توجه ننمود»  
یعنی گذرگاه زندگی، در سختی و مشکلات کامل است، در ظلمت است و بسیار سخت و صعب‌العبور است و مانند یک مثلث سیاه است؛ ولی می‌توان این مثلث را کشید و به شکل دیگری درآورد و عبور کرد و به کشاکش‌ها و مشکلات توجه نکرد و به عبارتی آنچه غیرممکن است امکان بخشید و انجام داد و از آن عبور کرد.
هر چه سر ما می‌آید، خودِ ما در آن بی‌تأثیر نیستیم و نقش کلیدی داریم. بعضی‌اوقات در کشاکش زندگی از خواسته‌های مشروع خود می‌گذریم، مأخوذ به یکسری آداب می‌شویم؛ مثلاً پولی را به‌عنوان قرض به شخصی داده‌ایم و سر موعد به ما پس نمی‌دهد و ما هم خجالت می‌کشیم به او بگوییم. این نوع رفتار و کارها باعث ایجاد اختلال در رویه و سیستم زندگی ما می‌شود و بیشتر اوقات هم اصلاً قابل جبران هم نیست.

« ما آنچه لازم بود طبق فرمان به شما عرض نمودیم و با شماست که در کدام جهت مورداستفاده و نظر قرار گیرد.»  
می‌خواهید به‌طرف فسق و فجور بروید، می‌خواهیی به‌طرف کارهای خوب یا کارهای بد بروید، همه با خودِ شماست.

« معنای جنگ بدون خونریزی و کشته را خوب می دانیم؛ اما وقتی تهور مطرح باشد، محاسبات صحنه کاملاً به‌گونه‌ای دیگر است.»
یعنی اگر شما بخواهید بیایید سفر کنید و هیچ بدبختی و سختی و مشقتی هم نکشید، هیچ خماری نباشد، تلفات نباشد، چه معنی دارد؟ اصلاً امکان‌پذیر نیست. هر حرکتی مسلماً تلفات دارد، مخصوصاً این سفر که حتماً باید این تخریب‌هایی که ایجاد کرده‌ایم را به جان بخریم و جبران کنیم و تحمل‌کنیم؛ ولی  در انسان، وقتی تهور و شجاعت باشد، باعث می‌شود بدون کشته شدن و زخمی شدن، سفر خود را به اتمام برساند و هیچ مشکلی هم برایش پیش نمی‌آید و یا اگر مشکلی هم پیش بیاید، به‌راحتی با آن مقابله می‌کند.

« هر دو ممکن است در مدت‌زمان به ناآرامی و خسته بودن برسد؛ اما این را خوب می دانیم که در مسائل حیاتی به خداوند مسئولیت دادن، سلب مسئولیت از خویشتن است که در این مقوله تکلیف معلوم نیست که چه کسی باید به‌فرمان برسد، آدمی یا الهی؟! »
اگر قرار باشد همه مسائل و مشکلات ما را خداوند حل کند، ما چه‌کاره هستیم؟ بنابراین باید معلوم شود که چه کسی باید به‌فرمان عقل برسد یا به همان شو، شود؟ خداوند که این‌گونه هست؛ پس این خود ما هستیم که بایستی به‌فرمان عقل نزدیک شویم و به شو، شود برسیم.

« قدری مشکل است؛ اما قابل‌اجراست، ما به تردد می‌پردازیم و فرمان می‌گیریم؛ یعنی در هر بعدی که باشیم، بیکار نیستیم و انجام کار یکی از ضروریات است»
یعنی جا و مکان و بعدی نیست که انسان به آن برسد و در آنجا بیکار باشد، انجام کار در هر بعد، جزء ضروریات است.

« خداوند در خلق انسان آن‌قدر بی‌نقص عمل نموده است که در عمل به انجام می‌رسد؛ پس ما هم که ذره‌ای از وجود باری‌تعالی هستیم باید به همان اندازه در تفکر و عمل دقیق عمل کنیم؛ یعنی باید از کارهای کوچک شروع کنیم و واقعاً به آن عمل کنیم تا به کارهای بزرگ برسیم. وقتی این‌گونه عمل کنیم، خودمان از خودمان راضی می‌شویم و خداوند هم از ما راضی می‌شود».

نویسنده: همسفر الهه لژیون ۲۱
تهیه مطلب : همسفر مرجان
ویراستار: همسفر الهام


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر سمانه ۱۷ شنبه 6 اردیبهشت 1399 01:15 ق.ظ
خدا قوت به خانم الهه عزیز بسیار عالی به نکات مهم اشاره کردید خداوند به قلمتان برکت دهد و پایدار باشید.با تشکر از وبلاگ نویسان محترم
مریم نظری چهارشنبه 3 اردیبهشت 1399 04:05 ب.ظ
خدا قوت خانم الهه ، مممنون از برداشت عالی شما، استفاده کردم و آموزش گرفتم.
خدا قوت عزیزان گروه وبلاگ
عزیزه 15 چهارشنبه 3 اردیبهشت 1399 12:49 ب.ظ
خانم الهه عزیز چه قدر عالی سخنان استاد را شکافتید جواب بعضی از سوالاتم راگرفتم بسیار سپاس گزارم ممنون ازوبلاگ نویسان
نسرین.اسیستنت چهارشنبه 3 اردیبهشت 1399 10:40 ق.ظ
خانم الهه احسنت به این همه دقت و نکته بینی بسیار عالی و مفید و نکته به نکته پیام استاد را شکافته و پرداخته اید قطعا این پیام بزرگ ار استاد و یادآوری نکات ارزشمند آن از قلم شما راهگشای بسیاری خواهد بود موفق باشید و تندرست.
باتشکر فراوان از گروه وبلاگ
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات