رمضان و حکایتی دیگر از مولانا
دوشنبه 1 اردیبهشت 1399 ساعت 01:00 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر شمسیان | ( نظرات )
 سعدی شیرین‌سخن علیه رحمه فرمود: بر سه تن، حکمت وارد نشود؛ پرخور، پرخواب و پرگو.
ماهِ رمضان تمرینی است برایِ تزکیه این سه صفتِ مذموم.
بیداری در سحر ریاضت است بر پرخوابی. دهان فروبستن از خوردن و آشامیدن، ریاضت است بر پرخوری و لب فروبستن از سخنانِ لغو و گناه‌آلود، ریاضت است بر پرگویی و آنکه در تزکیه نفس ریاضت نکشد به سرمنزل سعادت نرسد.

به نام ایزد یکتای عالم

سلام دوستان نسرین هستم همسفر
ماه، ماهِ مبارک است. ماهِ مهمانی خدا که درهایِ رحمت آسمانی گشوده می‌شود و هر کس به‌اندازهٔ وسع خویش از این درب آسمانی خلعتی می‌گیرد و حکمتی می‌آموزد تا توشهٔ راه، در سفرِ زندگی نماید. ماهی که انسان بر نفس سرکِش خود سخت می‌گیرد تا افسار آن در دست و طریقِ بندگیِ حق در پیش گیرد.
حکمایِ عظام هر یک در فضیلت روزه و ماه رمضان و تربیت نفسِ اماره، در این ماهِ خدایی، حکایت‌ها و سخن‌های نغز بسیار نقل فرموده‌اند و برترین حکمتی که در این ماه عظیم نصیب بندگانِ حق می‌شود، حکمتِ عظیمِ صبر است. حکمتی که فقط در این بُعد از زمان و مکان هستی، حاصل خواهد شد. ماهِ رمضان بزرگ‌ترین مدرسِ صبر بر سختی در زمین است و بزرگ‌ترین معلمِ امید به وصال در زمان است.
 سعدی شیرین‌سخن علیه رحمه فرمود: بر سه تن، حکمت وارد نشود؛ پرخور، پرخواب و پرگو.
ماهِ رمضان تمرینی است برایِ تزکیه این سه صفتِ مذموم.
بیداری در سحر ریاضت است بر پرخوابی. دهان فروبستن از خوردن و آشامیدن، ریاضت است بر پرخوری و لب فروبستن از سخنانِ لغو و گناه‌آلود، ریاضت است بر پرگویی و آنکه در تزکیه نفس ریاضت نکشد به سرمنزل سعادت نرسد.
حکایتِ مارگیر و اژدهایِ حضرت مولانا، داستانی است تأمل‌برانگیز که تأکیدِ مؤکد بر ریاضت نفس برای جلوگیری از بیداری اژدهای نفس و بلعیدن گوهر انسانیِ انسان به‌وسیلهٔ نفس را دارد. 
حکایت چنین است که؛
در روزگارانِ قدیم هرکسی که می‌خواست قدرت خود را به نمایش بگذارد ماری پیدا می‌کرد و با خود به همه‌جا می‌برد و معرکه می‌گرفت.
روزی مارگیری برایِ گرفتنِ مار به کوه رفت. هوا سرد و کوه پر از برف بود که ناگهان چشمِ مارگیر به اژدهایی افتاد که به نظرش آمد اژدها مرده است. ابتدا از دیدن هیبت و صورتِ اژدها ترسید. ( در اینجا حضرت مولانا، انسان را چون کوهی می‌داند که عظیم‌ترین موجودِ هستی است؛ پس نباید و نشاید که از اژدها بترسد درحالی‌که او می‌خواست مار بگیرد تا مردم قدرتش را ببینند و ستایش کنند.)

 مارگیری رفت سویِ کوهسار
تا بگیرد او به افسون هاش مار
گر گِران و گر شتابنده بُوَد
آنکه جوینده است یابنده بُوَد
جنگ‌ها می آشتی آرد درست
مارگیر از بهر یاری مار جست
بهر یاری مار جوید آدمی
غم خورد بهر حریفِ بی‌غمی
او همی جستن یکی ماری شگرف
گردِ کوهستان و در ایامِ برف
اژدهایی مرده دید آنجا عظیم
که دلش از شکلِ او پر شد ز بیم
مارگیر اندر زمستانِ شَدید
مار می‌جست، اژدهایی مرده دید
آدمی کوهی ست چون مفتون شود؟
کوه‌ اندر مار حیران چون شود؟
خویشتن نشناخت مسکین آدمی
از فزونی آمد و شد در کمی
صد هزاران مار و کوه حیران اوست
او چرا حیران شده است و مار دوست؟

در ابیات بالا مولانا تلنگری به انسان می‌زند که خداوند تو را بسیار ارزشمند آفریده و انسان قدر و منزلت خود را نشناخته و وجود خود را به کم می‌فروشد، گاهی به جاه و مقام و گاهی به مال و مکان.
به‌هرحال مارگیر اژدها را گرفت و کشان‌کشان با زحمت و رنج فراوان تا به بغداد برد تا همهٔ مردم را شگفت‌زده کرده و قدرت خود را به آنها نمایش دهد. وقتی به میدان شهر رسید در شهر غلغله‌ای شد و مردم همدیگر را خبر کردند که مارگیر اژدهایی عظیم و عجیب شکار کرده و به میدان آورده است. با این سخنان، صد هزاران نفر در میدان شهر به دور مارگیر و اژدها جمع شدند و شروع کردند به صحبت‌های بیهوده در موردِ توان و قدرتِ مارگیر و اژدهایی که شکار کرده بود.
اژدها که از سرمایِ کوهستان بی‌حس، مانندِ مردگان به نظر می‌رسید و مارگیر او را با طناب‌های کلفت بسته بود، کم‌کم آفتاب بر اژدها تابید و اژدها بیدار شد و شروع به حرکت کرد که از حرکت اژدها مردم وحشت‌زده از میدان و دور مارگیر پا به فرار گذاشتند؛ ولی اژدهایِ بیدار شده بسیاری از مردمِ در حال فرار را کشت و بعد مارگیر را که از ترس خشکش زده بود یک لقمه کرد و خورد.

مارگیر آن اژدها را برگرفت
سوی بغداد آمد از بهرِ شِگفت
اژدهایی چون ستون خانه‌ای
می‌کشیدش از پی دانگانه‌ای (بهره ناچیز)
کَاژدهای مرده‌ای آورده‌ام
در شکارش من جگرها خورده‌ام
او همی مرده گمان بردش ولیک
زنده بود و او ندیدش نیکِ نیک
او ز سرماها و برف افسرده بود
زنده بود و شکل مرده می‌نمود
این سخن پایان ندارد مارگیر
می‌کشید آن اژدها با صد زَحیر (رنج بسیار)
تا به بغداد آمد آن هنگامه‌جو (معرکه چی)
تا نَهَد هنگامه‌ای بر چارسو (میدان)
بر لبِ شَط مَرد هنگامه نهاد
غلغله در شهر بغداد اوفتاد
مارگیری اژدها آورده است
بوالعجب، نادر شکاری کرده است
جمع آمد صد هزاران خام‌ریش (نادان)
صید او گشته چو او از اَبلَهیش
جمع آمد صد هزاران ژاژخا (بیهوده‌گو)
حلقه کرده پشت پا بر پشت پا
مرد را از زن خبر نه زازدحام
رفته درهم چون قیامت خاص و عام
 اژدها کز زمهریر (سرما) افسرده بود
زیر صد گونه پلاس و پَرده بود
بسته بودش با رَسَن‌های غلیظ (ریسمان‌های کلفت)
 احتیاطی کرده بودش آن حَفیظ (نگهبان)
در درنگ انتظار و اتفاق
تافت بر آن مار خورشیدِ عراق
آفتاب گرمسیرش گرم کرد
رفت از اعضای او اَخلاط سرد (کرختی بدن)
مرده بود و زنده گشت او از شگفت
اژدها بر خویش جنبیدن گرفت
خلق را از جنبش آن مرده مار
گَشتِشان آن یک تَحَیُر صد هزار
با تَحَیُر نعره‌ها انگیختند
جملگان از جنبشش بگریختند
بندها بگسست و بیرون شد ز زیر
اژدهایی زشت، غُران همچو شیر
در هَزیمَت (در حال فرار) بس خلایق کشته شد
از فُتاده کشتگان صد پُشته شد
مارگیر از ترس بر جا خشک گشت
که چه آوردم من از کُهسار و دشت
اژدها یک لقمه کرد آن گیج را
سهل باشد خون‌خوری حَجاج را

حضرت مولانا همان‌گونه که در آخر حکایت توصیه و نصیحت می‌فرماید: نفس انسان مانندِ اژدهای خفته است که تا به او خوشی و اسبابِ راحتی بیش از نیاز نرسیده باشد مانند کرم یا پشه بی‌ضرر و تحتِ فرمانِ انسان است؛ ولی زمانی که نفس را به کمالِ خواسته‌هایش برسانی، آنگاه نفس مانندِ اژدهایِ افسارگسیخته از یدِ اختیار انسان خارج و انسانیت را خواهد خورد. «در این حکایت هوایِ گرمِ عراق، تمثیلِ کمالِ خواستهٔ اژدها را بیان می‌کند»
پس مراقب باش و به نَفسَت بیش‌ازحد نیازش آب‌ونان مرسان که مال و نان، آلتِ فرعونیتِ نفس خواهد بود و بنیانِ فرعونی بنا می‌نهد. اگر می‌خواهی نفس را در اختیارت داشته باشی، به او کم رحم کن. بر او جفا کن که نفسِ بی جفا، در وقار و وفایِ به تو نخواهد ماند. مانند موسی (ع) باش که اژدهایِ نفسش در دستِ قدرتش بود و با این اژدها هر آنچه غیر حق بود را نابود کرد.

نفست اَژدَرهاست او کِی مرده است
از غم و بی آلتی افسرده است
گر بیابد آلت فرعون او
که به امر او همی رفت آبِ جو
آنگه او بنیادِ فرعونی کُند
راهِ صد موسی و صد هارون زند
کِرمَک است آن اژدها از دستِ فقر
پَشِه‌ای گردد زنان و مال صَقر «عقاب»
اژدها را دار در برفِ فراق
هین مَکَش او را به خورشیدِ عراق
تا فَسُرده می‌بُوَد آن اژدهات
لقمهٔ اویی چو او یابد نجات
مات کن او را و ایمن شو ز مات
رحم کم کن نیست او زاهل صَلات «شایسته لطف و مرحمت»
چون‌که آن مرد اژدها را آورید
در هوایِ گرم و خشک شد آن مَرید «نافرمان»
لاجرم آن فتنه‌ها کرد ای عزیز
بیست هم چندان‌که ما گفتیم نیز
تو طمع داری که او را بی جفا
بسته داری در وقار و در وفا؟
هر خَسی را این تمنا کِی رَسَد؟
موسی‌ای باید که اژدرها کُشَد
صد هزاران خلق زَ اژدرهایِ او
در هَزیمَت کشته شد از رأی او
این دهان بستی دهانی باز شد
تا خورنده لقمه هایِ راز شد
لب فرو بند از طعام و از شراب
سویِ خوانِ آسمانی کُن شتاب
گر تو این انبان ز نان خالی کنی
پر زگوهرهایِ اجلالی کنی
طفل جان از شیرِ شیطان باز کن
بعد از آنش با مَلک انباز کن
چند خوردی چربُ شیرین از طعام؟
امتحان کن چند روزی در صیام
چند شب ها خواب را گشتی اسیر؟
یک شبی بیدار شو دولت بگیر

عزیزانم همگی در ماهِ مبارک، قدم در راهِ تزکیه نفس می‌گذاریم و با کم خوردن و کم خوابیدن و کم گفتن، نفس را تربیت می‌کنیم تا همواره تحت فرمان عقل باشد و با قدرت کاذبی که تصاحب کرده ما را به سرمنزل نابودی و نیستی از انسانیت نکشاند. همواره شکرگزار درگاهِ الهی باشیم که با روزه‌داری به ما راهِ تربیتِ نفسِ سرکش را آموخته تا بتوانیم نفس را برایِ رویارویی و نبرد با وساوس شیطانی آماده و نیرومند کنیم، آنگاه خواهیم دید که اژدهایِ نفسِ ما چگونه بدی‌ها و زشتی‌ها را خواهد بلعید؛ زیرا که تحتِ فرمانِ عقل ماست.
حلولِ ماهِ مبارکِ رمضان، ماهِ تزکیه و تهذیبِ نفس بر همهٔ عاشقانِ راهِ عشق مبارک و پربرکت باد.
 ممنون و التماس دعا

نگارنده : اسیستنت محترم سرکار خانم نسرین
تهیه و تنظیم : همسفر شمسیان و همسفر سولماز
ویراستاری : همسفر الهام


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر سمانه ۱۷ جمعه 5 اردیبهشت 1399 03:02 ق.ظ
خدا قوت خدمت اسیستانت محترم خانم نسرین عزیز مثل همیشه عالی بود واقعا لذت بردم وقتی نوشته های شما را میخوانم بسیار انرژی و آموزش می گیرم و چقدر عالی بیان نمودید که نفس انسان مانند اژدهای خفته ای است واقعا برایم جالب بود امیدوارم در این ماه بیشتر برنفسم غلبه کنم و در راستای آموزشهای کنگره بتوانم تزکیه و پالایش کنم.امیدوارم همیشه پایدار باشید و برکات این خدمات ارزشمند شما در زندگیتان جاری باشد با تشکر از وبلاگ نویسان محترم.
مریم نظری چهارشنبه 3 اردیبهشت 1399 04:35 ب.ظ
خدا قوت خانم نسرین عزیزم، مثل همیشه عالی و بی نظیر بود.
من همیشه از آموزشهای ناب شما استفاده می کنم.
به راستی که هر کس به اندازه وسع و ظرفیت خودش از این ماه الهام و آموزش می گیرد.
انشاءالله بتوانیم بر نفس سرکش خودمان غلبه کنیم و سربلند از این ماه بیرون بیاییم و نهایت استفاده را از این ماه دریافت کنیم.
خدا قوت عزیزان گروه وبلاگ
پوران همسفرعباس 1 چهارشنبه 3 اردیبهشت 1399 08:28 ق.ظ
خداقوت وسپاس خانم نسرین عزیز ؛مثل همیشه بسیار عالی واموزنده بود .نکته به نکته ان برایم درس بود امیدوارم به لطف خدا بتوانم این درسها را دروجودم نهادینه کنم وبه انها عمل کنم .
خداقوت به گروه وبلاگ .
افسانه لژیون 3 دوشنبه 1 اردیبهشت 1399 10:10 ب.ظ
سلام خانم نسرین عزیزم
ممنونم از شما
من همیشه از صحبتهای شما لذت میبرم که بین حرفهایتان شعر میخوانید الان هم بسیار آموزش گرفتم
تشکر از گروه وبلاگ
دوشنبه 1 اردیبهشت 1399 09:09 ب.ظ
فاطمه عبدی لژیون بیست وچهار
خانم نسرین عزیز ممنون و سپاس‌ از این همه صحبت های شیوا و دلنشین‌
انشاالله که توفیق شرکت در میهمانی خداوند رو داشته باشیم و با شروع این ماه عزیز در مسیر ارزش ها قدم برداریم
عزیزه۱۵ دوشنبه 1 اردیبهشت 1399 05:59 ب.ظ
خانم نسرین عزیزم ممنون از نکات اموزنده تان امیدوارم من هم بتوانم روی تزکیه وپالایش خودم کارکنم واموزش های کنگره را کاربردی کنم دوستتان دارم پیشاپیش ماه مبارک رمضان برهمه مبارک سپاس از گروه وبلاگ نویسان
لیلا طاهری دوشنبه 1 اردیبهشت 1399 02:50 ب.ظ
خانم نسرین عزیزم.خدا قوت.مثل همیشه عالی و پر نکته.ازتون ممنونم وامیدوارم به نوبه خودم نه در ماه مبارک بلکه همیشه کم بخورم وکمتر بخوابم وکمتر حرف بیهوده بزنم.انشالله بتوانم در این ماه به تزکیه بیشتر خود بپردازم.از حکایت زیبای مولانا که از قلم خوب شما چکید،بسیار لذت بردم.باز هم ازتون ممنونم.سپاسگزار گروه وبلاگ هم هستم.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic