جاده الهی
دوشنبه 25 فروردین 1399 ساعت 11:00 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر معصومه | ( نظرات )
کتابی جلوی چشمانمان بود و با خواندنش روح به پرواز درمی‌آمد. تفکر درست و منطقی را برایمان آموزش می‌داد و قدم‌به‌قدمش آموزنده و کاربردی بود و هرکدام راه راستین را برایمان نمایان می‌کرد. در این مسیر از جاده تفکر حرکت می‌کردیم تا به جاده محبت برسیم.
                
یا قاضی الحاجات

سلام دوستان نسرین هستم یک همسفر 
آخرین آنتی ایکس مصرفی مسافرم هرویین وشیشه  به روش dst باداروی ot پانزده  ماه وبیست و سه روز سفر کردیم باراهنمای آقای ملکی وخانم منیره عزیز .
ورزش مسافرم بدمینتون وورزش خودم دارت رهایی از بند اعتیاد چهار سال .
ای به  چرخش درآوردنده آسمان و زمین.
خدایا بار دگر شکر که توانستم دوباره خدمت کنم، امیدوارم یک‌بار دیگر و با استقامت تمام و همکاری با یکدیگر بتوانیم در مقابل این بیماری بایستیم و با شکست این ویروس و غلبه بر ترس‌های در مورد این بیماری حرکت نوین را آغاز کنیم و منتظر بهترین‌ها در ادامه راه باشیم وسعی کنیم قدر داشته‌های خودمان و سلامتی‌مان را بدانیم و در حفظشان به‌خوبی تلاش کنیم. به امید شفای همه بیماران.

امواج چون گردباد بر زمین فرود می‌آیند و آنچه برداشتنی باشد با خود به امانت می‌برند و این، جز فرمان حاصل نمی‌گردد...
به‌راستی قبل از ورود به کنگره از روی جهل و ناآگاهی وبی خبر از همه‌چیز افکارم را در اختیار فرمانده‌ ضد ارزش‌ها گذاشته بودم و هرچه می‌گفت با او همراه می‌شدم و مرا به‌سوی ضدا ارزش‌ها سا پورت می‌کرد وهم جسمم، روحم، روانم و ذهنم پریشان‌تر و بیمارتر از روز قبل می‌شد و کاری می‌کرد تا در مقابل مسافرم بایستم و هرروز درجهل و نادانی خودم غرق می‌شدم. این فرمانده با برنامه‌ریزی دقیق وارد افکارم و اندیشه من شده بود و مرا هر جا که می‌خواست حرکت می‌داد. در مسئله غیبت، قضاوت، تجسس فریبم می‌داد و من همچنان گوش‌به‌فرمانش بودم و قادر به حرکت در مسیر ارزش‌ها نبودم چون در آن دوره تاریک معنای حرکت را نمی‌دانستم.

اما روزگار جهل و تاریک‌روزی به سرآمد و همراه مسافرم وارد مسیری شدیم که سرسبز بود و جای‌جایش آموزش بود و این مسیر سرسبز، کنگره بود چه رازها و چه آموزش‌ها در این مکان امن الهی وجود داشت. وجود راهنمایان عاشق که خالصانه و برای رضای خدا و کمک به همنوع خود خدمت می‌کردند و درحرکتشان عشق نهفته بود.
در این جاده الهی به لطف باری‌تعالی و از روی آگاهی راهمان را ادامه دادیم که سرانجامش به روزگار خوشی مبدل شد.
کتابی جلوی چشمانمان بود و با خواندنش روح به پرواز درمی‌آمد. تفکر درست و منطقی را برایمان آموزش می‌داد و قدم‌به‌قدمش آموزنده و کاربردی بود و هرکدام راه راستین را برایمان نمایان می‌کرد. در این مسیر از جاده تفکر حرکت می‌کردیم تا به جاده محبت برسیم.
باید تمام عزم خود را جذب می‌کردیم و با حرکت عاقلانه و حساب‌شده گام برمی‌داشتیم تا نتیجه واقعی را دریافت کنیم.
وادی هشتم با حرکت راه نمایان می‌شود به من آموخت تا الآن هرچه آموختی باید به مرحله اجرا بگذاری و کوله‌بارمان پر از آموخته‌ها بود این وادی به ما امید داد که نترسید، پروا نداشته باشید و حرکت کنید، قطعاً درحرکت راه و مسیر راستین برایتان بازخواهد شد.

در این راه یادآوری چند نکته لازم است:
باید در مسیر حرکت خواسته و هدف مشخص شود و برای رسیدن به هدف باید تمام تلاش خود را برای رسیدنش انجام دهیم و ممکن است در این راه مسیر انحرافی جلوی پای ما قرار بگیرد ولی از روی خردمندی و دانایی باید تشخیص راه دهیم و برای رسیدن به مقصد هدفمند باشیم. و به‌سلامت عبور کنیم.
بالاخره با توان عقلی و توان ذهنی توانستیم در مسیر درمان مسافرم سربلند بیرون بیاییم.
خداوند در این مسیر ما را یاری کرد و هرروز لطفش را شامل حالمان نمود. و برای رسیدن به آسایش و آرامش به یادمان انداخت برای ضربه‌ها و خسارت‌هایی که به دیگران و خودتان از روی ناآگاهی زده بودید باید جبران خسارت کنید تا لبخند آرامش و محبت بیشتر شامل حالتان شود.
۱_جبران خسارت نسبت به خودتان
۲_جبران خسارت به خانواده
۳_جبران خسارت به جامعه
باریختن افکار آلوده به جسم، روح و روانم و ضربه ناخواسته به بافت خانواده باید تمام تلاشم را انجام دهم تا سبک‌بال شوم.
اما در باب خسارت به جامعه خیال می‌کردم حتماً باید دزد یا قاتل یا جانی باشم تا مرتکب خسارت شده باشم با گذر از این وادی آموختم با کوچک‌ترین کارها و حتی ریختن زباله در جوی آب، خیابان و آلوده کردن طبیعت ضربه بزرگی هم به خودم وهم جامعه زدم پس باید باکارهای ارزشی خودم کارهای ضد ارزشی را پاک‌کنم تا بتوانم از خودم راضی باشم.در پایان وادی به
پیمان اشاره می‌شود همان پیمانی که روزی در آسمان‌ها با معبود خود بستیم. که شرایط و آداب خاص خودش را دارد.
امیدوارم با شناخت این وادی و آموزش درست بتوانیم حرکت خودمان را اصلاح کنیم.
از خدای خوبم می‌خواهم کمکم کند تا بتوانم دوباره در برابرش سجده به‌جا بیاوریم و این پیمان عاشقی را اجرا کنم و هر بار که می‌خواهم برای اجرای این پیمان قدم بردارم گره‌هایی بر سر راهم می‌افتد و مرا از این کار منع می‌کند.
ان شاء ا... این بار بتوانم با تجدید و میثاق دوباره باقدرت مطلق حرکت خودم را شروع کنم.

معشوق به سامان شد، تا باد چنین بادا
کفرش همه ایمان شد، تا باد چنین بادا

نگارنده ؛ همسفر نسرین لژیون دوازدهم 
ویراستاری؛ همسفر فروغ

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر شمسیان چهارشنبه 27 فروردین 1399 12:23 ب.ظ
ممنون خانم نسرین عزیز. شما در ابتدا به من آموختید که ممکن است حرکتی باشد اما اگر حواسم نباشد به راحتی به سمت ضد ارزش ها حرکت خواهم کرد. حرکتی که مرا هر چه بیشتر و بیشتر در تاریکی فرو خواهد برد.
من نیز خدا را بابت وجود کنگره و آموزش هایش هزاران هزار بار شکر می کنم.
از گروه وبلاگ نیز صمیمانه تشکر میکنم
پوران همسفرعباس 1 سه شنبه 26 فروردین 1399 08:35 ب.ظ
خداقوت خانم نسرین عزیز ؛شما به واقع بسیار عالی حرکت می کنید وبسیارعالی مطلب رابیان کردیدوبسیارعالی خدمت می کنید .خدمتتان پربرکت .
خداقوت به گروه وبلاگ .
زهرا بیگدلی لژیون 12 سه شنبه 26 فروردین 1399 12:28 ب.ظ
درود وخداقوت خانم نسرین عزیز. خیلی استفاده کردم از مطالب خوبتان. خداوند به قلمتان برکت دهد و برایتان آرزوی رسیدن به درجات بالا را خواستارم.
همسفرسکینه24 سه شنبه 26 فروردین 1399 12:48 ق.ظ
خانم نسرین عزیز و مهربان،عکست رو که دیدم دلم برات خیلی تنگ شد.شما نمونه یک خدمتگزار و رهجوی نمونه هستی.همیشه در حال خدمت می دیدم.با وجود دو بچه کوچیک همیشه زودتر در شعبه حضور داشتید.بسیار عالی وادی هشتم را شکافتند.لذت بردم.خدا قوت
گروه وبلاگ خدا قوت.
سیده زهرالژیون 2 سه شنبه 26 فروردین 1399 12:22 ق.ظ
نسرین عزیزم همیشه درشعبه از دیدن شما وادبتان لذت میبردم و اکنون هم از نوشته تان بهره بردم و نکاتی اموختم .من هم برای بستن پیمان اقدام خواهم کرد تا حرکتی دیگر راآغازکنم.الهی به امیدتو.خداقوت
عزیزه 15 دوشنبه 25 فروردین 1399 07:09 ب.ظ
خانم نسرین عزیز چقدر اگاهانه وادی هشت را برای ما شکافتید برای من اموزنده بود انشالله مسیر پیمان هم برایتان باز شود وشما هم پیمان ببندید سپاس از وبلاگ نویسان
همسفر سمانه ۱۷ دوشنبه 25 فروردین 1399 02:09 ب.ظ
خدا قوت خانم نسرین عزیز بسیار عالی بیان نمودید و امیدوارم موانع و سدها از سر راهتان برداشته شود و به پیمان با پروردگار را به انجام برسانید و در تمام مراحل زندگی حق نگهدارتان باشد امیدوارم برکات خدمات ارزشمند شما در زندگیتان جاری باشد.با تشکر از وبلاگ نویسان محترم.
نسرین.اسیستنت دوشنبه 25 فروردین 1399 01:59 ب.ظ
خانم نسرین عزیز چقدر خوب و عالی مسیر درمانتان در کنگره را ترسیم نمودید و چقدر خوب در مسیر خدمت برای جبران خسارت خود،خانواده واجتماع قدم برمیدارید.برایتان آرزوی موفقیت بیشتر دارم و دعایم رسیدن به تجدید میثاق با احدیت برای شماست.
گروه وبلاگ خدا قوت
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات