مصاحبه؛ حرکت با برنامه ریزی دقیق
جمعه 22 فروردین 1399 ساعت 06:31 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر شمسیان | ( نظرات )
با یک برنامه‌ریزی دقیق و حساب‌شده من می‌توانم به همه برنامه‌هایم برسم ولی در روزی که خدمتگزار کنگره 60 هستم همیشه گفته‌ام که آن روز نظم بیشتری در زندگی من وجود دارد...

به نام خدایی که بسیار بخشنده است.

دستور جلسه‌ای دیگر و مصاحبه‌ای دیگر با یکی از اعضایِ کنگره 60، شعبه شادآباد.

در خدمت یکی از کمک راهنمایان عزیز و گرامی هستیم تا به بهانهٔ مصاحبه از تجربیات ایشان استفاده کنیم.

ابتدا از ایشان خواهش می‌کنیم خودشان را معرفی نمایند.

سلام دوستان لیلا هستم همسفر؛ کمک راهنمای لژیون سوم، ابتدا سال نو را خدمت همه اعضاء کنگره 60 تبریک عرض می‌کنم و سالی سرشار از آرامش و سلامتی را برای همه آرزو می‌کنم. از خانم فاطمه عزیزم بسیار سپاسگزارم که فرصت خدمت کردن را به من دادند.

 

1-بسیاری از اوقات ما انسان‌ها در طول مسیر زندگی می‌ایستیم و به این بهانه که راه مشخص نیست، نظرتان در مورد این موضوع چیست؟

همان‌طور که در سؤالات فرمودید «به این بهانه»؛ بله ما گاهی اوقات برای اینکه کارهای خودمان را توجیه کنیم بهانه و دلیل می‌آوریم، چون درگیر مشکلات هستیم پس این‌ها دلیل موجهی است و من دلیل قانع‌کننده‌ای دارم که اگر حرکت نمی‌کنم، اگر کاری نمی‌کنم چون مشکلاتم زیاد است پس حق‌دارم.

برفرض مثال با انبوهی از مشکلات، اعتیاد و ناامیدی و غیره وارد کنگره 60 می‌شوم. سی دی نمی‌توانم بنویسم؛ چون حالم خوب نیست، مسافرم اذیتم می‌کند و شروع به بهانه‌گیری برای خود می‌کنم و توجیه و دلیل می‌آورم ولی این را بدانیم که انسان با اختیار آفریده‌شده و حق انتخاب دارد و خود انسان یکی از این دو راه را انتخاب می‌کند. بعضی وقت‌ها ما در مسیری ایستاده‌ایم که راه برای ما مشخص نیست ولی می‌خواهیم به‌سرعت همهٔ راه‌ها را ببینیم و به نتیجه برسیم درصورتی‌که این اتفاق برای هیچ‌کس نمی‌افتد. ما هفته‌ها و ماه هم تفکر کنیم ولی حرکتی نکنیم هیچ اتفاقی برای ما نمی‌افتد. تفکر کردن خیلی خوب است ولی درجایی که باید حرکت کنیم تفکر تنها راه‌حل مشکلات نیست. مثال، کشتی در ساحل امن است ولی برای این ساخته نشده است.

وادی هشتم یکی از بهترین بهانه‌هایی است که نیروی منفی و جهل ما را در توقف بیجا و بهانه آوردن در جهت حل مشکلات نقش بر آب می‌کند و می‌گوید با حرکت راه نمایان می‌شود هرقدر هم برنامه‌ریزی ما دقیق باشد ولی در عمل و حرکت کردن چیز دیگری خواهد بود.

 

2-ارتباط پیام لحظه دشواری استاد سیلور با وادی هشتم را چگونه می‌بینید؟

وقتی‌که من می‌خواهم حرکت کنم و مشکلاتم را حل کنم نیروهای منفی به زیباترین شکل سر راه من قرار می‌گیرند و یک تصویر بسیار ترسناک از انجام دادن موضوع در ذهن من ترسیم می‌شود طوری که جرئت نمی‌کنم حرکت کنم. در کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر پیام استاد سیلور بی‌ربط با وادی هشتم نیست. لحظه دشواری در آن لحظه احساس نمی‌شود آن‌چنان‌که یادآوری آن دشواری، دشوار است. (استاد سیلور)؛ در ابتدا این‌گونه هست، ولی وقتی‌که حرکت می‌کنیم آن دشواری و سختی را احساس نمی‌کنیم. زمانی که حرکت می‌کنیم و تفکر می‌کنیم وضعیت ما به یک‌شکل دیگر می‌شود. وادی هشتم می‌گوید نترس، پروا نکن حرکت کن قطعاً درحرکت راه و مسیر نمایان خواهد شد؛ و این حرکت کردن‌ها ما را از یک نقطه به نقاط دیگر می‌رساند. با حرکت کردن راه ما به‌تدریج مشخص می‌شود و ممکن است در این مسیر دیگران هم ما را یاری کنند.

 

3-با توجه به اینکه شما بزرگوار در جایگاه کمک راهنمایی هستید و علاوه بر آن همیشه در حال خدمت در وبلاگ نمایندگی نیز هستید لطفاً برایمان بگویید چگونه برای این حرکت‌های خوب، برنامه‌ریزی می‌کنید؟

از لطف و محبت شما ممنونم که این‌طور می‌بینید. خدا را شکر می‌کنم که جزء خدمتگزاران کنگره 60 هستم. این خدمت کردن‌ها به‌نوعی در ما ایجاد حرکت می‌کند بنابراین با یک برنامه‌ریزی دقیق و حساب‌شده من می‌توانم به همه برنامه‌هایم برسم ولی در روزی که خدمتگزار کنگره 60 هستم همیشه گفته‌ام که آن روز نظم بیشتری در زندگی من وجود دارد آن روز زودتر از روزهای قبل بیدار می‌شوم کارهای روزانه‌ام را به‌موقع انجام می‌دهم تا بتوانم با ذهن آرام و تمرکز بالا خدمت کنم.

 

4-آیا شده زمانی احساس کنید در سکون یا رکود هستید؟ در آن زمان چه کردید؟

بله دچار سکون شده‌ام. بیشترین چیزی که باعث تصمیم‌گیری و حرکت می‌شود حس هست.‌ در بعضی مواقع وقتی در مسیری که خوب حرکت می‌کنیم دچار رکود و سکون می‌شویم یعنی من توقف می‌کنم، حس انجام کاری را ندارم و هیچ حرکتی نمی‌کنم.

همیشه نیروهای بازدارنده و منفی در سر راه ما هستند اگر من این نیروها را بشناسم برای من نیروی مکمل می‌شود و سازنده و مفید خواهد بود؛ به نظر من در این مسیری که هستم گاهی اوقات حس‌های تکرارشونده در ما ایجاد می‌شود که این حس‌ها به حداقل خود می‌رسد، تخریب چندانی هم ندارد و نهایتاً وقت من تلف می‌شود ولی باعث می‌شود من بیشتر فکر کنم. سکون یعنی ایستاده، توقف، همین ایستاندن و توقف کردن باعث می‌شود که من حرکت خود را در مسیر ببینم و تفکر کنم.

بنابراین این حس رکود و سکون که در من ایجادشده براثر یک سری رویدادها و اتفاقاتی به وجود آمده است که حس به حداقل خود رسیده است. بعضی وقت‌ها هم بد نیست چون در آن شرایط و آن اتفاق که باعث شده حسی در من نباشد درواقع یک گره و اشکالی در درون من از قبل وجود داشته هست مثلاً صفت زودرنجی، حسادت و غیره که در آن مسیری که حرکت می‌کنم و حس خود را تزکیه می‌کنم این صفت‌ها بیشتر خود را نشان می‌دهند اگر من در این شرایط هوشیار و آگاه باشم و این نیروهای منفی و بازدارنده را بشناسم آن موقع این اتفاقات باید باعث شود که قدرت تفکر و حرکت من در ادامه بالا رود، درواقع این رکود و سکون در یک مرحله کوتاهی باعث می‌شود که حس‌های من قوی‌تر شود و بهتر حرکت کنم. ولی هیچ‌وقت نباید این سکون‌ها ادامه‌دار باشد آن موقع ممکن است از مسیر دور شویم و هدفمان را گم کنیم ولی برای یک مدت کوتاهی برای ما آموزش دارد.

 

5-نگاه شما نسبت به خدمت‌های داوطلبانه در کنگره 60 چیست؟

چرخ کنگره هیچ‌وقت از حرکت باز نخواهد ایستاد چه من خدمت کنم و چه خدمت نکنم، مطمئن باشم که دیگران هستند که این خدمت‌ها را انجام می‌دهند، خدمت را برای جایگاه نخواهم برای خود خدمت باشد. همان‌طور که می‌دانیم خداوند لیاقت و اجازه خدمت کردن به بندگانش را به هرکسی نمی‌دهد اگر این لیاقت و اجازه به ما داده‌شده، خداوند سر ما منت گذاشته که بتوانیم خدمت کنیم. وقتی‌که من شروع به خدمت کردن می‌کنم خدمت‌هایی که باجان و دل باشد، خالصانه باشد؛ نتیجه خدمت چندین برابر به خود من و زندگی من برمی‌گردد درواقع خدمت به خودمان است. اعتمادبه‌نفس ما بالا می‌رود باعث می‌شود ارتباط ما با دیگران بیشتر و بهتر شود و این برقراری ارتباط، محبت و دوست داشتن در پی خواهد داشت.

در کتاب عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر یک جمله بسیار مهم از استاد سردار هست که باید بدانیم ما همه برای خدمت و آموزش پا به حیات نهاده‌ایم ابتدا آموزش سپس خدمت درست انجام دهیم در این راه بسیار وقت لازم است.

اگر لیاقت خدمت کردن پیدا کنیم باید سپاسگزار خداوند باشیم. خدا را شکر می‌کنم که در مسیر کنگره 60 قرار گرفتم و می‌توانم خدمت کنم.

 

6- ما همسفران چگونه می‌توانیم خسارت‌هایی را که در طول سال‌ها و تاریکی‌های اعتیاد به خودمان زده‌ایم را جبران کنیم؟

همسفرها به دلیل عدم آگاهی از شناخت اعتیاد و درمان آن خواسته و ناخواسته با افکار و اندیشه منفی هم به جسم و هم به روان خود آسیب‌زده‌اند. ابتدا باید خدا را شکر کرد که مسیر درمان اعتیاد سر راه ما قرار گرفت و می‌توانیم در این مسیر حرکت کنیم. باید خودمان را ببخشیم، بیماری اعتیاد را بپذیریم و با قرار گرفتن در مسیر آموزش‌ها و پیدا کردن شناخت از بیماری اعتیاد، سطح آگاهی و اطلاعات خود را بالا ببریم و بدانیم که مصرف‌کننده مواد مخدر یک بیمار جسمی هست بنابراین به مسافرهایمان فرصت جبران بدهیم تا خودشان را پیدا کنند، در این شرایط ما دوربین را روی خودمان بیندازیم و گره‌ها و تاریکی‌های درون خود را ببینیم و در جهت تزکیه و پالایش حرکت کنیم تا حساب خودمان را تسویه و به صفر برسانیم.

 

و کلام آخر:

با حرکت راه نمایان می‌شود. در سکون هیچ‌چیز به وجود نمی‌آید هیچ زایشی نیست همه‌چیز درحرکت شکل می‌گیرد با حرکت کردن در مسیر درست و ارزشی می‌توانم با شکستن ساختارهای قبلی مثل ناامیدی، ترس، منیت، خشم و نفرت و ... که در من به دلیل عدم آگاهی و عدم دانایی شکل‌گرفته، با آموزش گرفتن ساختارهای جدیدی را به وجود آورم و سفر خود را در این حلقه‌های آفرینش شروع کنم، در این مسیر می‌توانم با تفکرات درست یک ساختار جدید و مثبت به وجود آورم که این ساختار خود تعیین‌کننده مسیر حرکت من است.

در ادامه از تلاش و زحمات شما خانم فاطمه عزیزم و گروه وبلاگ صمیمانه تشکر می‌کنم.

 

در آخر وقت را غنیمت می‌شمارم و از کمک راهنمایِ گرامی خانم لیلا تشکر می‌کنم هم بابت قبول زحمت و هم بابت تمامیِ زحماتی که در وبلاگ می‌کشند.

خانم لیلایِ عزیز، قدردان تمامی زحماتتان هستیم.

آرام، بی‌صدا، چراغ خاموش خدمت می‌کنید و من ایمان دارم خیروبرکتش به لطف ایزد منان در زندگی‌تان جاری و ساری خواهد بود.

 

تهیه مصاحبه: همسفر فاطمه شمسیان و همسفر سولماز

ویراستاری: همسفر لیلا

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر نسیم دوشنبه 25 فروردین 1399 10:53 ق.ظ
خانم لیلای عزیز و مهربان، برای تمام خدماتتان سپاسگزارم، خداروشکر برای حضورمان در کنگره و تغییراتی که داشتیم و حال خوب امروزمان، امیدوارم در ادامه چون همیشه سربلند و فعال باشید
گروه وبلاگ سپاس
همسفرسکینه24 دوشنبه 25 فروردین 1399 04:14 ق.ظ
خانم لیلای عزیز،بسیار عالی و با فهم و آگاهی بالا به سوالات پاسخ دادید.ممنون.
گروه وبلاگ خدا قوت خدمت همه شما مورد قبول درگاه حق.
همسفر سمانه ۱۷ دوشنبه 25 فروردین 1399 02:21 ق.ظ
خدا قوت خدمت کمک راهنمای محترم خانم لیلا عزیز بسیار مصاحبه عالی و مفیدی را ارائه دادید وبه نکات خیلی خوب و آموزنده اشاره کردید واینکه کشتی در ساحل امن است ولی برای این ساخته نشده برایم خیلی آموزنده بود امیدوارم بتوانم در راهی که قرار گرفتم حرکت کنم و با کاربردی کردن آموزشها بتوانم به هدفم برسم.امیدوارم همیشه پایدار باشید و برکات این خدمات ارزشمند شما در زندگیتان جاری باشد واقعا از خدمات بی وقفه شما در وبلاگ نهایت تشکر را دارم و خدا قوت به خانم شمسیان و خانم سولماز عزیز که مصاحبه جامع و کاملی را در اختیارمان گذاشتند.
نوشین یکشنبه 24 فروردین 1399 03:20 ب.ظ
عرض سلام و درود
ممنون خانم لیلا جان مثل همیشه خیلی خوب و قابل درک و فهم مطالب رو عنوان نمودید .

خداقوت
فاطمه همسفر ابوالفضل 18 یکشنبه 24 فروردین 1399 01:27 ق.ظ
خانم لیلا عزیز بسیار مصاحبه عالی بود لذت بردم
خدا قوت به وبلاگ نویسان
همسفرمژگان لژیون3 یکشنبه 24 فروردین 1399 01:11 ق.ظ
خانم لیلای عزیزم راهنمای دلسوزومهربونم عالی بود،خداقوت،خیلی انرژی گرفتم از جواب هایی که به سوال ها دادید،مثل همیشه جامع وکامل بود.به گروه وبلاگ هم خداقوت میگم وبه خانم شمسیان عزیزکه دلم براشون تنگ شده خداقوت میگم.مصاحبه ی بسیار عالی بود
همسفر فاطمه لژیون سوم شنبه 23 فروردین 1399 11:07 ب.ظ
خانم لیلا عزیزم. کمک راهنمای بسیارخوبی. مثل همیشه سوالات را عالی توضیح دادید. ممنون از اینکه کنار ما هستید. ❤️
باتشکر از وبلاگ نویسان عزیز
فهیمه۱۸ شنبه 23 فروردین 1399 10:18 ب.ظ
خانم لیلای عزیززز بسیار عالی وآموزنده بود انرژی گرفتم سپاسگزارم
لیلا طاهری شنبه 23 فروردین 1399 07:56 ب.ظ
خانم لیلای عزیز.کمک راهنمای پر توان وفعال.ازتون ممنونم.خدا قوت.ماشالله مصاحبه پر باری بود وخیلی کامل پاسخها را دادید.انشاللا که ما هم بتونیم استفاده کنیم.وبه حرکت بیشتری بیفتیم.تشکر از وبلاگ نویسان پر تلاش.
همسفرمریم لژیون سوم شنبه 23 فروردین 1399 07:25 ب.ظ
خانم لیلای عزیز کمک راهنمای پرقدرت و مهربانم. شما همواره پاسخگوی سوالات و اشکالات بنده و بقیه دوستانم هستید. باز هم مثل همیشه از تک تک جملات شما آموزش گرفتم اما نکته مهمی که فرا گرفتم اینکه وقتی تیروهای بازدارنده را بشناسم برایم تبدیل به نیروی مکمل میشود و سکون نیز باعث میشود کمی بایستم و راهی که رفته ام بنگرم و درباره ادامه مسیرم تفکر کنم و گره های درونی ام را بشناسم.
ممنون از گروه محترم و زحمتکش وبلاگ
افسانه لژیون 3 شنبه 23 فروردین 1399 07:19 ب.ظ
خانم لیلا کمک راهنمای عزیز و بزرگوارم
بسیار آموزش گرفتم ممنونم به خاطر تمام زحماتتان
خدا قوت گروه وبلاگ
مریم نظری شنبه 23 فروردین 1399 04:42 ب.ظ
خدا قوت خانم لیلای عزیزم، خیلی جامع و کامل و با علم کنگره سوالات را پاسخ دادید.
به راستی که ما همسفرها به خاطر به دلیل عدم آگاهی از اعتیاد آسیبهای زیادی به خودمان وارد کرده ایم و باید در مرحله اول خودمان را ببخشیم و جبران خسرات کنیم.
من هم موافق خانم شمسیان عزیز هستم، شما همسفر عاشق، آرام و مهربان و بی دونه حاشیه خدمت می کنید.
خانم لیلای بزرگوار به خاطر خدمات عاشقانه ات در وبلاگ صمیمانه سپاسگزارم، در پناه خداوند منان موفق و سربلند باشی و در اوج بدرخشی.
خدا قوت خانم شمسیان عزیزم و خانم سولماز عزیزم
عزیزه 15 شنبه 23 فروردین 1399 04:20 ب.ظ
خداقوت خانم لیلامهربان ممنون از مصاحبه جامع ومفیدتان پاسخ بعضی از سوالاتم را یافتم سپاس از خدمتهای بی دریغتان وممنون از خانم فاطمه عزیز وسولماز عزیز
پوران همسفرعباس 1 شنبه 23 فروردین 1399 02:27 ب.ظ
خداقوت خدمت کمک راهنمای موفق وخدمتگزار سرکار خانم لیلا ی عزیز ؛مطالبی که ارائه دادید بسیارعالی وسراسر درس بود خیلی مفید بود انرژی گرفتم .
تشکر از خانم شمسیان عزیز بایت مصاحبه عالی .
خداقوت به گروه ویلاگ .
مریم کرمی شنبه 23 فروردین 1399 12:15 ب.ظ
خانم لیلا عزیز، مصاحبه بسیار آموزنده ای بود. سوالها خوب و پاسخ ها خوبتر.از شما سپاسگزارم.
حق با شماست گاهی باید ایستاد و نگاهی به پشت سر کرد و برداشت های خود را سنجید .و دوباره امیدوار شروع به حرکت کرد .در پناه خداوند باشید.
سپاس از گروه محترم وبلاگ.
سیده زهرالژیون 2 شنبه 23 فروردین 1399 10:42 ق.ظ
خانم لیلای عزیز صحبت های شما بازهم برای من درس بود ونکته برای ادامه حرکتم.ممنون از خانم فاطمه .مصاحبه بسیارجالبی بود.خداقوت به همه شماعزیزان.
همسفر رعنا شنبه 23 فروردین 1399 10:23 ق.ظ
خانم لیلا کمک راهنمای عزیز بسیار سپاسگزارم از خدمات خالصانه و بی دریغ شما و مصاحبه تاثیر گذارتان.اینکه جهت دوربین به سوی خودم باشد تا تاریکی ها و گره های درونم را ببینم و برای بیرون آمدن از دل تاریکی تلاش و حرکت کنم.موفق و سربلند باشید.
وبلگ نویسان عزیز خدا قوت پاینده باشید.
نسرین.اسیستنت شنبه 23 فروردین 1399 09:20 ق.ظ
کمک راهنمای گرانقدر سرکار خانم لیلا خداوند همه بندگان خودرا برای خدمت به هستی فرا میخواند ولی فقط کسانی این دعوت را لبیک میگویند که به آگاهی و دانایی رسیده ولایق خدمت شده اند شما همواره یکی از بهترین خدمتگزاران کنگره بوده اید و برکت خدمت شما در نگاه عمیقتان به مسائل در هر سطر مصاحبه کاملا نمایان است.
اینکه کمی ایستادن در راه و تماشای آنچه بودیم و مسیری که پیش رو داریم پیام خاص مصاحبه شماست که نا امیدان از ادامه مسیر را به بازنگری و ادامه راه فرا میخواند از شما و خانم شمسیان عزیز سپاسگزارم مصاحبه گره گشایی را ثبت نموده اید.
گروه وبلاگ خدا قوت
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات