درسی از کرونا
شنبه 16 فروردین 1399 ساعت 09:00 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر الهام | ( نظرات )
این جمعه فرقی داشت. بزرگ و عزیزی را از ما گرفت که در جنگ با سرطان و اعتیاد پیروز میدان شده بود. عزیزی که بسیاری از خانواده‌ها را از دام اعتیاد بیرون کشیده بود و انسانهایی را پرورش داده بود برای زندگی، برای آدمیت، برای خدمت، خدمتی عاشقانه. 

پ
به نام خدایی که بزرگ است، داناست، تواناست.

سلام دوستان زهرا هستم یک همسفر
جمعه‌ای دیگر بر من گذشت. از همان جمعه‌های دلتنگی که همه آن را احساس می‌کنیم، دلگیر و غریبانه؛ اما این جمعه فرقی داشت. بزرگ و عزیزی را از ما گرفت که در جنگ با سرطان و اعتیاد پیروز میدان شده بود. عزیزی که بسیاری از خانواده‌ها را از دام اعتیاد بیرون کشیده بود و انسانهایی را پرورش داده بود برای زندگی، برای آدمیت، برای خدمت، خدمتی عاشقانه. 
تا لحظه‌ای که جان در بدن داشت، عاشقی کرد با خدایِ خویش و به شاگردانش درسهای زیبای کنگره را با بیان شیرین و قلبی مهربان آموزش داد.
و اینک کرونا، کرونا درسی دیگر به من داد؛
چند روز قبل از اعلام جناب مهندس از تعداد مبتلایان به کرونا در کنگره، با خود گفتم: خوب است که کرونا حریف کنگره ای ها نمی‌شود؛ البته نه اینکه فکر کنید از مبتلا شدن مردم کشورم و یا مردم جهان و مرگشان خوشحال باشم، نه؛ اما دقیقاً آن روزی که جناب مهندس خبر فوت یک سفر اولی و بیماری این کمک راهنمای گرانقدر را اعلام کردند دوباره شانه‌هایم پایین افتاد و از خدا خواستم شفای این عزیز را. 
خدایا فهمیدم باز هم درسی دیگر را ...
جناب آقای مهندس همیشه می‌فرماید: دوا از ماست و شفا از خداست و هر کسی عمرش دست خداست. 
بزرگی تو، قهر تو، عذاب تو، رحمت تو و این ویروس هرچه هست برای ما فرقی ندارد، خون ما از بقیه رنگین‌تر نیست. ما نیز انسانیم و با همین مردم زندگی می‌کنیم.
خداوندا برای فهمیدنِ من زهرا همین تلنگر کافیست. از تو می‌خواهم به حق خوبان درگاهت، به حق دل شکستگان درگاهت، خدایا بر ما رحم کن .
امشب نماز شبِ اول قبر، خدایا ثوابش را هدیه دادم به آقای جنابی. یس و القرآن الحکیم...
 خدایا دیگر نمی‌توانم ادامه اش را بخوانم. بغضی گلویم را می‌فشارد، جلوی دیدِ چشمانم را گرفته است.
 تو را تیشه دادم که هیزم کَنی، ندادم که بنیاد مردم کَنی 
به یاد بغض آقای مهندسِ عزیز هنگام خواندن این شعر افتادم و باز هم اشکهایم بر روی صورتم روان شدند. 
خداوندا؛ این کمک راهنما را همنشین با خوبان درگاهت قرار بده. همه ما در کنگره اقرار می‌کنیم به خوبی این کمک راهنما تا گواهی باشد برای آن دنیایشان.
خداوندا به حق دعای کودکانی که زندگی‌شان جانی دوباره گرفت با تلاش‌های این کمک راهنما، مرحوم جنابی را از سختی‌های آن دنیا به آسانی عبور ده. خداوندا ما را ببخش.
نگارنده : همسفر زهرا لژیون دوم
ویراستاری : همسفر الهام


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر سکینه24 جمعه 22 فروردین 1399 03:50 ق.ظ
پدر مهربان و پرتلاش شعبه،رفتنت را باور ندارم.با کوله باری از دانش و آگاهی وارد دنیای جدیدی شدید،قطعا بالاترین رتبه و جایگاه ها روزی تان میشود.شما انسانی از جنس نور بودید.صور درونتان ان قدر خوب و زیبا بود که روی صور ظاهرتان هم اثر گذاشته بود.ان شاالله با نیست و اولیا محشور شوید.
خانم زهرای عزیز بسیار عالی حال دلمان را توصیف کردید.
گروه وبلاگ خداقوت
فاطمه الیاسی ۱۹ پنجشنبه 21 فروردین 1399 10:03 ب.ظ
روحشون شاد و یادشون گرامی.
سمیه9 چهارشنبه 20 فروردین 1399 05:48 ب.ظ
زهرای عزیزم عالی بود خداقوت .یاد این راهنمای عزیز تا ابد گرامی می ماند واین مصیبت رابه تمامی خانواده ی بزرگ کنگره 60به خصوص آقای مهندس تسلیت عرض میکنم.پایان هر نقطه سر آ غاز دیگری است.
فروغ کرمی سه شنبه 19 فروردین 1399 01:33 ق.ظ
روحشان شاد و یادشان گرامی
همسفر سمانه ۱۷ سه شنبه 19 فروردین 1399 12:15 ق.ظ
خدا قوت خانم زهرا عزیز
پایان هر نقطه سر آغاز خط دیگری است.خانم زهرا عزیز بسیار عالی وصف حال همه ما را بیان نمودید مطلبتان را چند بار خواندم و اشک ریختم.من هم وقتی روز جمعه این خبر متاسف بار را شنیدم خیلی ناراحت شدم و خیلی گریه کردم ولی وقتی خدمتهای بی دریع آقای جنابی و صحبت‌هایشان را به خاطر آوردم واقعا دلم پر از شوق شد که این مرد بزرگ سبکبال به محضر خداوند رفتند ودعای چندین خانواده پشت سر ایشان است و زندگی در دنیای دیگر را با آموزشهایی که در این دنیا گرفتند را راحت تر اعاز می کنند خوشا به سعادتشان خداوند ایشان را مورد رحمت خود قرار دهد و برای خانواده ایشان صبر جمیل را خواهانم و این واقعه تاسف بار را خدمت بنیان کنگره و تمامی اعضای کنگره ۶۰ به خصوص شعبه شادآباد تسلیت میگم.
با تشکر از وبلاگ نویسان محترم.
همسفرخدیجه م دوشنبه 18 فروردین 1399 11:26 ب.ظ
کل نفس ذائقه الموت ، هر نفسی بار مرگ را خواهد چشید خوشا بحال آنانکه سبکبال میروند خوشابحال آقای فریدون جنابی که صدها انسان را از دام تاریکیها به نور هدایت کرده مأموریت همه ما همین است روح این بزرگوار فرزانه قرین رحمت الهی همنشین سالار شهیدان باشند از شنیدن خبر فوت ایشان قلبم واقعا به درد اومد و اشک از چشمانم سرازیر ،خدایا دلم نمیخواد مرگ هیچکس رو ببینم اما چه کنیم که تقدیر این است و همه به سوی او باز میگردیم به خانواده آن بزرگوار تسلیت میگویم و به کنگره 60 برای از دست دادن این عزیز سفر کرده از خداوند برایش بهترین جایگاه و برای خانواده اش مسئلت و صبر میطلبم خدایش بیامرزدکه قطعا همین است و بهترین پاداش خدمت اوست هیچگاه چهره مهربان و خنده رو ایشان را از یاد نخواهم برد و طنین صدای مهربانش موقع مشارکت که میگفتند سلام دوستان فریدون هستم مسافر ،سلام و درود فرشتگان بر او...
همسفر رعنا دوشنبه 18 فروردین 1399 02:42 ب.ظ
خانم زهرا همسفر عزیز ممنون از بیان احساس زیبا و غمناک همه اعضای شعبه شادآباد.رحمت و فضل الهی شامل حال این بزرگ مرد و خدمتگذار خلق خداوند باشد.
وبلاگ نویسان گرامی خدا قوت.
ربابه لژیون پنجم دوشنبه 18 فروردین 1399 12:50 ب.ظ
خانم زهرا
دل نوشته شما تلنگر خوبی برآیم بود و که متوجه باشم و قدر لحظه لحظه زندگی و نعمت های خداوندی را بدانم از طرفی با شنیدن فوت آقای جنابی دلم به درد آمد روحشان شاد باد .ایشان در این مدت رسالت خودشان را به خوبی ادا نمودند و سبکبال عروج کردند .
همسفر زهرا از لژیون یکم دوشنبه 18 فروردین 1399 01:35 ق.ظ
خانم زهرا ممنون از اینکه با قلمتان حال خودتان و دیگر اعضای شعبه را بیان نمودید ،آقای جنابی رسالتشان را به خوبی انجام دادند و از تاریکی ها عبور کردند و خدمات بسیاری را به انجام رساندند ،قطعا در دنیای دیگر جایگاه خوبی دارند انشاالله روحشان قرین رحمت الهی باد
ممنون از وبلاگ نویسان
سولماز فداکار دوشنبه 18 فروردین 1399 12:17 ق.ظ
همسفر گرامی خانم زهرای نازنینم،چقدر خوب حس و حال این روزهایم را به نوشته ی تحریر درآوردید...واقعا و از ته قلبم از این خبر ناراحت شدم و در یک لحظه بیشترین چیزی که از ایشان به نظرم آمد این بود که همیشه چقدر خنده رو بودند و پر انرژی و سرحال در شعبه حاضر میشدند. و خوشا به سعادتشان که آسوده و رها با شال ، مقدس کمک راهنمایی به دنیای دیگری قدم گذاشتند و انشالله با بهترین ها همنشین باشند.
استاد عزیز و بزرگوار یادتان همیشه در دلهایمان خواهد بود.
عرض تسلیت خدمت جناب مهندس و اعضای کنگره ۶۰.
همسفر نجیمه یکشنبه 17 فروردین 1399 10:27 ب.ظ
خانم زهرا دلنوشته و حس زیباتون در مورد استاد بزرگوار بسیار عالی بود
برای منم رفتن این مرد دلسوز باور کردنی نبود خداوند روحش رو قرین رحمت خودش قرار بده
یادش و نامش گرامی و جاودانه باد

آرزوی صبر برای خانواده اش دارم
مریم نظری یکشنبه 17 فروردین 1399 09:18 ب.ظ
زهرای عزیزم ممنون از حس قشنگ و قلم رسان
واقعاً خیلی سخت است از دست دادن عزیزی که همه صمیمانه دوستش داشتن به خاطر آرامشی که به خانواده‌های آسیب دیده از غول اعتیاد بخشیده بود.
وقتی پیام تسلیت آقای جنایی را دیدم قلبم به شدت درد گرفت ، واقعاً از دست پدر را پدر از دست داده می داند.
الان که این کامنت را می زارم اشکم در اومد.
براستی مرگ حق است، آقای جنایی به خوبی مراحل تغییر و تبدیل و ترخیص را طی کرد و با کوله باری از خوبی ها و دعای مسافران و همسفران سفر کرد و به دیدار باقی پیوست.خداوند قرین رحمتش قرار دهد.
تسلیت به خانواده ی محترمتش و آقای مهندس و اعضای کنگره شصت
خدا قوت عزیزان گروه وبلاگ
همسفر ترانه حیدری یکشنبه 17 فروردین 1399 04:45 ب.ظ
درود به همه عزیزان
عرض تسلیت به اعضای بزرگ کنگره 60 و شعبه شادآباد.قلمم قاصر بود و قلبم سنگینی میکرد برای بیان عرض تسلیت.ولی ما ناگزیریم بپذیریم آنچه خداوند مقرر میکند.زهرای عزیز بسیار خوب نوشتی وصف حال همه کنگره ای ها رو.امیدوارم آقای جنابی سرآغازی نو بعد از این پایان داشته باشند.چرا که مورد عنایت خداوند بودند و مراحل تعادل و تکامل را طی کرده بودند. روحشان شاد و یادشان گرامی باد.
سپاس از زهرای عزیز و گروه وبلاگ نویسان
روح الله لژیون 11 یکشنبه 17 فروردین 1399 04:13 ب.ظ
همسفر زهرا از آنجا که این دلنوشته را با عشق نوشته اید لاجرم بر دل نشست. بسیار زیبا توصیف کردید ان شاالله همه ما همهمانگونه که نوشتید با عشق زندگی کنیم و بهم عشق بورزیم زیرا: آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهیست.
بسیار ناراحت و متاسف شدم که یک انسان که عشقش را، دانایی اش را در اختیار ما میگذاشت از پیش ما پرکشید و به جایگاه ابدی خود رفت. اما مطمعنا ایشان در آن مکان لا مکان دعا گوی ما خواهند بود.
عرض تسلیت به جناب مهندس و خانواده کنگره
مهدی صافی یکشنبه 17 فروردین 1399 02:44 ب.ظ
همه از خداییم و به سوی او باز می‌گردیم.
بسیار زیبا خواهد شد که انسان بعنوان یک خدمتگزار شایسته به دیدار معبود نائل گردد. راهنمای بزرگوار آقای جنابی عزیز همواره دلتنگ دیدارتان خواهیم تا زمانی که دوباره دوستان گرد هم آیند و از صدای گرم و زیبای شما بهره‌مند گردیم. بدرود ای راهنمای دوست‌داشتنی
یادباد آن روزگاران یادباد... از من ایشان را هزاران یادباد

خداقوت خدمت همسفر محترم بابت این دلنوشته زیبا
وبلاگ نویسان گرامی تشکر
در پناه حق باشید ان‌شاءالله
مریم کرمی یکشنبه 17 فروردین 1399 02:12 ب.ظ
کل من علیها فان و یبقی وجه ربک ذوالجلال و الاکرام.
مرگ حقیقتی انکار ناپذیر است ، خوشا به سعادت کسانی که با توشه ای پر از عمل سالم و عشق و خدمت به بندگان راهی این سفر می شوند. کمک راهنمای گرامی و بسیار محترم ،آقای جنابی،بسیار زیبا مراحل تغییر،تبدیل و ترخیص را سپری کردندو
به دیدار حق رفتند. روح بزرگشان قرین آرامش.
پروردگارا تا زمانی که زندگی را برایم خیر می دانی زنده ام بدار و آن هنگام که مرگ برایم بهتر است مرا بمیران
ایرج ورمزیار(۲۱) یکشنبه 17 فروردین 1399 01:02 ب.ظ
یاایتهاالنفس مطمئنه ارجعی الی ربک راضیه مرضیه...آری آقای جنابی به شاهدان پیوست وچقدرآشناست این قصه یک زمینی به آسمان پیوست بخداامتحان سختی بودوسط این همه پریشانی چه بگویم که داغ سنگین است وشکننده دعاکردیم که بماند امانمیدانستیم که خداوندبیشترازمادوستش دارد وعاشقش میباشد فراموش کرده بودیم که فرمان صادر گردیده ارجعی الی ربک بسوی پروردگارت برگرد ونیک مسلم است آنچه راکه سالها درپی آن بود راانتخاب کرد پروردگارش والآن درسرای باقی ودرنزدپروردگارخویش خشنود وراضی است داغ اگرهست یادمان نرودکه همواره ماندن مهم است نه بودن خیلی ازانسانهاوجود دارند امانه نامی ازآنهاهست ونه یادی امابعضی ازانسانها مثل آقای جنابی دیگرنیستند امابرای همیشه ایام نام ویادشان ماندگاراست زیرادرزمره فرمانرویان زمین هستند که ساخته اند وآبادانی داشته اندواحیانموده اند این فریدون رفت امافریدونهای زیادی رااحیانمود واین شجره دایره وارشعاع ایجادمیکند ونامورترمیشود...استادعزیزبذرهای نیکویی که نشانده ای دراین بهارپاییزی شکوفه کرده اند وماازاستشمام عطرآنها عطروجود ترااحساس میکنیم واحساس میکنیم همیشه درکنارمان هستیم وازتومیخواهیم سلام ماراهم بخداوهم اولیاخداوهمه عزیزانمان برسانید وبگوییدبرای همه مامسافران وهمسفران دعا کنند..گوارایت بادتنعم پاداشهای معبود..کل نفس ذائقه الموت ...بدرود ای بزرگمرد آسمانی..بدرود
عزیزه 15 یکشنبه 17 فروردین 1399 12:42 ب.ظ
چه قدر سخت است عزیزی را از دست دادن که قلبهایمان راب سختی فشرد خداوند این کمک راهنمای عزیز را قرین رحمت خود قرار دهد به اقای مهندس وخانواده محترم کمک راهنما وهمچنین رهجویانش تسلیت می گویم ممنونم از خانم زهرا که احساسات همه ی مارابیان کردند
وحید یکشنبه 17 فروردین 1399 12:07 ب.ظ
عرض تسلیت به رهجوهای کمک راهنمای محترم اقای جنابی و از خداوند می خواهم به خانواده ی ایشان صبر زیاد عطا کنه و امیدوارم عزیزانی که پیش ایشون راهنمایی می گرفتند همچنان پر قدرت راه خود را ادامه دهند ،
ممنون از این دلنوشته
پوران همسفرعباس 1 یکشنبه 17 فروردین 1399 12:03 ب.ظ
خداقوت خانم زهرا؛وقتی عکس ایشان را برزیر تیتر مطلب دیدم خوشحال شدم که مطلبی ارائه داده اند وقطعا مطلبی است که گره از کارم باز می کند ؛اخه همیشه از مشارکتهای ایشان درس می گرفتم .ولی وقتی با اشتیاق مطلب راباز کردم شوکه شدم ازاین خبر ناگوار ؛متاثرازاینکه درسال جدید یک کمک راهنمای موفق ودلسوز رااز دست داده ایم ؛برای ایشان از خدا طلب امرزش دارم وبرای خانواده محترمشان صبر وبردباری خواستارم.
خدمت جتاب مهندس وتمامی اعۻاء کنگره تسلیت عزۻ می کنم
پایان هرنقطه سراغاز خط دیگریست
ما درکنگره یاد گرفتیم که یوم الفصل هیچ وقت با خوشحالی وشادی نیست .
خداقوت به گروه وبلاگ .
نوشین یکشنبه 17 فروردین 1399 11:47 ق.ظ
سلام و درود
خدا راشکر به خاطر عزیزانی که با قلم آشنا هستن و به خوبی و بدون هیچ قیدی می نویسند احساسات خود را و می توانند دیگران را وادار به این عمل زیبا بکنن
خانم زهرا خدا رو شکر به خاطر وجود شما و بابت حس های خوبتون و اینکه با ما به اشتراک میگذارید
اما جناب اقای جنابی
یکی از بهترینها ،مردی که با فول اعتیاد جنگید و توانست زمین بازی رو عوض کنه و چه شاد و محترم و سربلند بود
با ایشان خاطره بسیار دارم
خوشا به حالشان که کوله باری پر از دعاهای خیر تمام کنگره را دارند
روحشون شاد
نامشون گرامی .
همسفر مهدیه از لژیون ۴ یکشنبه 17 فروردین 1399 10:45 ق.ظ
سلام وخداقوت خدمت خانم زهرای عزیز بابت نوشته زیباتون وقتی می خوندم اشک در چشمانم جاری شد وخدارحمت کنه کمک راهنمای گرامی اقای جنابی را امین گوی دعای شما هستم
مریم حسینی یکشنبه 17 فروردین 1399 10:02 ق.ظ
خانم زهرا عزیز بسیار ممنون از نوشته تان
واقعا جمعه غم انگیزی بود سفر مردی از بزرگوران کنگره 60 کمک راهنمایی محترم آقای جنابی به واسطه راهنما مسافرم با ایشان آشنا بودم بسیار با تواضع و مهربان به قولی پدر مهربان مسافر بود بسیار ناراحت و دلتنگ شدم و اشگ جاری ، ولی چه می توان گفت فقط از خداوند مهربان خواستارم که بابت خدمتتهای که انجام دادن بهترین جایگاه را برایشان خواستارم روحتان شاد آقای جنابی مهربان
نسرین.اسیستنت یکشنبه 17 فروردین 1399 09:14 ق.ظ
خانم زهرا همسفر پراحساس گاهی زبان و قلم قاصر است از بیان بزرگی تقدیر، از تقدیر مادر شدن یا نشدن، از تقدیرشفا یافتن بیماری که علم از درمانش عاجز مانده، از تقدیر تاریک اعتیاد و ناامیدی رهایی از آن،وگاهی مصیبت از دست دادن عزیزی،کنگره به ما آموخت که تسلیم آنچه حق مقدر فرمود باشید تا زیبایی و خیر عظیم بعد از هر مصیبت عظیم را ببینید،شکرگزار الهی در همه حال باشید که هر یوم الفصلی با دردو رنج همراه است ولی بعد از آن درد شروعی زیبا را خواهید داشت.
برای عزیز از دست رفته مان جناب آقای فریدون جنابی کمک راهنمای محترم و متشخص همگی غم سنگینی بر دلمان احساس میکنیم.ولی شاکر و سپاسگزار باشیم که ایشان با فراغ بال از بند اعتیاد و آزاد و رها به دیار باقی شتافت دیاری که بی پرده و حجاب نتیجه اعمال آشکار خواهد شد.
فمن مثقال خیر یره...
امیدوارم خدمات ارزنده ایشان چراغ آخرتشان باشد.
همسفر مرضیه لژیون یکم یکشنبه 17 فروردین 1399 08:51 ق.ظ
بسیار متأثر شدم از دیدن این مطلب و امیدوارم خداوند ایشان را مورد رحمت خود قرار دهد و حتما هم به واسطه خدمت هایشان لطف خداوند شامل حالشان می شود...
خانم زهرای عزیز منم حس شما را داشتم که چقدر خوب که کرونا حریف کنگره ای ها نمیشود و به افراد دیگر هم سرکه سیب را توصیه می کردم تا من هم در حد توانم به دیگران کمک کنم اما چه میشود کرد که یدالله فوق ایدیهم و خواست خداوند اگر چیز دیگری باشد، همان اتفاق خواهد افتاد و قدرت خداوند بر همه چیز غالب است، خانم زهرای عزیز ممنونم از مطلبتون.
الهام عزیزم خدا قوت، ممنونم از تمام خدماتنت
فاطمه همسفر ابوالفضل 18 یکشنبه 17 فروردین 1399 08:40 ق.ظ
خانم زهرا عزیز چقد خوب و زیبا حال همه مارو وصف کردی... روز جمعه وقتی این خبر شنیدم صدای آقای جنابی شنیدم برای اعلام سفر و چه افسوس که دیگر در بین ما نیستند
روحشون شاد
تسلیت به جناب مهندس و اعضای کنگره 60
همسفر شمسیان یکشنبه 17 فروردین 1399 08:18 ق.ظ
گاهی اوقات چقدر سخت است، نوشتن!
صدایت هنوز در گوشم می پیچد؛ سلام دوستان فریدون هستم مسافر.
مسافر، آزاد مرد، استاد ... سفر، به سلامت. آغاز جدیدت، مبارک.
به یقین به خدمتت در این جایگاه ادامه خواهی داد و لذت خواهی برد و ما نیز با حال خوش تو، خوشیم ، چون ایمان داریم که وعده خداوند، حق است.
یادت را همیشه گرامی خواهیم داشت.
تسلیت خدمت جناب مهندس و اعضای کنگره 60.
تسلیت خدمت خانواده محترمشان و رهجویانشان.
کمک راهنما فاطمه لژیون ۲۱ یکشنبه 17 فروردین 1399 07:23 ق.ظ
با سلام خدمت شما عزیزان
پایان هر نقطه سرا آغاز خط دیگریست این جمله را بارها تکرار کردیم و بار دیگر نیز برای این بزرگوار تکرار میکنیم ولی سخت است برایم گفتن این جمله در این لحظه با این که میدانم حق است
دلم پر اندوه غم است و لی خوشا به حال چنین انسانی که تا آخرین لحظات زندگی خود خدمت گذار مخلوقین خداوند بود خدا ایشان را مورد رحمت خود قرار دهد و برای بازماندگان صبر عطا بفرمائید
همسفر فاطمه یکشنبه 17 فروردین 1399 07:16 ق.ظ
خانم زهرای عزیز عالی بود،
چه زیبا و شکوهمند و غمناک وصف حال ما اعضای کنگره را به قلم آوردید....
از خبر فوت بزرگمردی از دیار کنگره 60 قلبم به لرزه درآمد ، راهنمایی که چون پدری مهربان برای شعبه بودند ، بسیار محترم و با شخصیت و..... با ارزشهای والای انسانی که رها و آزاد بسوی خدایشان پر گشودند.
براستی که تمامی کسانی که ایشان را می شناختند ، با خبر به رحمت الهی پیوستن ایشان و اینکه دیگر حضورشان در شعبه نباشد، متأثر و بسیار غمگین گشتند.
جه شکوهمند اینگونه با شال نارنجی خدمتگزاری به دیار باقی شتافتن...
اشکهایمان جاری گشت ، و دلهایمان در سوگ انسانی والا و بنده ای خاص از بندگان مقرب الهی شکست.....
ایشان آمرزیده هستند ، چون از شاکران و صابران و سابقون و مقربان درگاه الهی بودند چون خدمتگزار بودند.
روحشان شاد یادشان گرامی،
مورد رحمت الهی هستند ، انشاءالله در مسیر رشد ، تکامل و تعالی در جهان های بعد مورد الطاف الهی بیشتر قرار بگیرند.
الهی شکر بنده ایی که بسوی خدایش پر کشید ، آزادمردی بود سرافراز از بند اعتیاد و دهها نفر را رهایی بخشید و با پرونده ایی درخشان به بارگاه الهی راه یافت.

خدایا برای وجود کنگره 60، و بنیان کنگره شکر که عاقبت بخیری را به اعضای کنگره ارمغان دادند.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات