حس خوش رهایی
جمعه 23 اسفند 1398 ساعت 01:00 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر شمسیان | ( نظرات )
خیلی زیبا بود، زمانی که در کنار آقای مهندس ایستادیم و ایشان به چهره مسافرم نگاه پرمهری انداخت و با نگاهش ریسمان شیطان را از دل من و پای مسافرم باز کرد و با دستان خود این رهایی را در برگه مسافرم ثبت کرد تا برای همیشه این امضاء نزد خداوند محفوظ بماند. ان‌شاءالله

سلام دوستان بهناز هستم همسفر ابوالفضل 
 به نام خدا آرامش دهنده قلب ها، خداوندی که انسان را آزاد آفرید و به او اختیار کامل داد تا بتواند هر راهی را که می‌خواهد بین خیر و شر انتخاب کند و خود را جاودانه کند؛ البته با انتخاب راه درست این ممکن می‌شود.
می‌خواهم حس رهایی مان را در قالب کلمات بیان کنم، انشاءالله که کلمات یاری‌ام کنند.
الان که حس ر هایی مان را می‌نویسم حس خاصی دارم، حسی پر از شور و شوق، همه دوستانی که در کنگره هستند این حس را به خوبی درک می‌کنند و من از بیانش قاصرم.
روزی که متوجه اعتیاد مسافرم شدم زندگی برایم بی‌معنی شد. برای من و همسرم تمام روزها و شبها فقط در ظلمت و تاریکی می‌گذشت، انگار فرزندم در دام اعتیاد همانند پرنده‌ای بود که به دام صیاد افتاده و از من مادر و پدرش کاری ساخته نبود؛ چون آن صیاد کسی نبود جز شیطان که به بهترین شکل برای گمراه کردن فرزندم آمده بود و او در چنگال آن اهریمن بزرگ گرفتارشده بود و شیطان با خوب جلوه دادن آن نیروی اهریمنی خود؛ یعنی مواد مخدر، او را خام خود کرده بود و مسافرم دیگر جز مواد مخدر و شیطان چیزی نمی‌دید و حتی مادر و پدر خود را به فراموشی سپرده بود و گویی در این دنیا نبود و هیچ چیز برایش قشنگ نبود و من در این روزها کاری نمی‌توانستم بکنم جز دعا به درگاه خداوند و درخواست از او که راهی، نشانی، دوستی در سر راه من و فرزندم قرار دهد. دوستی که او را به راه مستقیم و صراط مستقیم هدایت کند و بالاخره نمی‌دانم کجا و چه کار خیری شاید انجام دادم یا از لطف بی پایان و بی انتهای خودش، خواهر عزیزم را بر سر راهم قرار داد که نشان دهنده راه من شد و به من راه کنگره را نشان داد و خداوند اذن ورود من و مسافرم را به کنگره صادر کرد.
به جایی آمدم که در روز اول ورودم همه می‌گفتند نگران نباش جای خوبی آمدی، اینجا همه به خواسته خود که رهایی مسافرشان است می‌رسند، دیر و زود دارد؛ ولی سوخت و سوز ندارد.
اول باورش برایم سخت بود؛ اما با آمد و رفت های پی در پی و رسیدن به موعد رهایی مسافرم، این حرف کاملاً برایم روشن شد.
آری رسید روز رهایی مسافرم. آن روزی که قرار بود با دستان مردی بزرگ از تبار خوبان، فرزندم از دام اعتیاد و شیطان که در نفس او رسوخ کرده بود رها شود و چه حس زیبایی بود.
در تاریخ ۲/ ۱۲/ ۹۸ روز جمعه ساعت ۷:۳۰ دقیقه صبح خود را در پارک طالقانی دیدم که منتظر نشسته‌ام که فرشتگان خوبی‌ها، خانم صبا کمک راهنمای عزیزم و کمک راهنمای مسافرم آقای سیروس مولایی که زحمات زیادی برای این رهایی زیبا کشیدند از راه برسند و دستان مسافرم را در دستان مرد بزرگی به نام آقای مهندس دژاکام بگذارند و روز جدایی و گسسته شدن بندهای شیطان را از مسافران به من نوید دهند.
خیلی زیبا بود، زمانی که در کنار آقای مهندس ایستادیم و ایشان به چهره مسافرم نگاه پرمهری انداخت و با نگاهش ریسمان شیطان را از دل من و پای مسافرم باز کرد و با دستان خود این رهایی را در برگه مسافرم ثبت کرد تا برای همیشه این امضاء نزد خداوند محفوظ بماند. ان‌شاءالله
و البته خواهر عزیزم و دوستان با محبتم هم در این رهایی مرا همراهی کردند و با حضورشان در پارک طالقانی، این رهایی را در ذهن من برای همیشه ماندگار کردند و مرا سرفراز کردند و شادی ام را دوچندان.
دو هفته بعد هم با حضور در آکادمی که خیلی خلوت بود، به دلیل شیوع بیماری کرونا، در حضور کمک راهنمای مهربان و عزیزم خانم صبا و کمک راهنمای مسافرم آقای مولایی، گل رهایی مسافرم را که تکمیل کننده پایان سفر مسافرم بود از دستان پرمهر جناب مهندس دریافت کردیم و چه حس و حال زیبایی بود که دوباره به دیدار ایشان نائل شدیم؛ چون وجود ایشان سرشار از انرژی مثبت و نگاهشان آرامش دهنده قلب و روان است. امیدوارم این روز زیبا و به یادماندنی برای تک تک عزیزان در کنگره به زودی زود اتفاق بیفتد.
از جناب مهندس و خانواده محترمشان ممنونم که راهنمای راه گمگشتگان هستند و بی‌دریغ علمشان را در اختیار ما و مسافرانمان می‌گذارند و آرزویی جز رهایی گمراهان دربند شیطان ندارند و شیرینی رهایی مسافرانمان و مهمتر از آن رهایی ما را از تاریکی جهل برایمان به ارمغان آوردند. انشاءالله خداوند در این امر خطیر همواره چراغ راهشان باشد
و در آخر از کمک راهنمای عزیز و مهربانم خانم صبا که مرا در رسیدن به این رهایی هدایت کردند و با صحبت‌ها و آموزش‌های نابشان آرامش را به زندگی ناآرام من آوردند کمال تشکر را دارم و برایشان از خداوند همواره آرامش در زندگی‌شان را خواستارم.

نگارنده : همسفر بهناز لژیون اول
ویراستاری : همسفر الهام

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر رعنا شنبه 24 اسفند 1398 02:26 ب.ظ
خانم بهناز عزیز خدا را شاکرم برای رهایی و
آرامش شما و مسافرعزیزتان.رهایی تان مستدام.
خانم صبای عزیزم راهنمای بزرگوار تبریک و خدا قوت.
کمک راهنمای محترم آقای مولائی تبریک و خدا قوت.
وبلاگ نویسان گرامی پایدار باشید.
خدیجه باقری از لژیون اول شنبه 24 اسفند 1398 02:14 ق.ظ
خواهر خوبم خانم بهناز این رهایی را به شما ومسافرتان تبریک میگویم خدا را بابتاین رهایی شکر می کنم به خانم صبا هم تبریک می گویم واز گروه وبلاگ هم سپاسگزارم
همسفر ربابه لژیون یکم جمعه 23 اسفند 1398 11:51 ب.ظ
خدا قوت خدمت خانم بهناز عزیز،من هم این رهایی را به شما و مسافر تان تبریک میگم امیدوارم که همیشه موفق باشین خیلی خوشحالم بابت رهاییتان،انشاءالله در سفر دوم جز خدمتگزاران کنگره باشید. و تبریک خدمت راهنمای عزیزم خانم صبا
خدا قوت خدمت وبلاگ نویسان محترم
سمیه9 جمعه 23 اسفند 1398 11:15 ب.ظ
خانم بهناز عزیزم این رهایی هزاران بار برشماو مسافرتان مبارک باد.امیدوارم با امدن بهار وجوانه زدن درختان شکوفه های علم ودانش درکنگره در شما جوانه بزند ودر ادامه مسیر بهترین اتفاقات را برای شما از خداوند مهربان خواستارم.
مریم همسفر محمد لژیون دوازدهم جمعه 23 اسفند 1398 11:13 ب.ظ
درود وخدا قوت سرکار خانم بهناز .
حلاوت این رهایی شیرین گوارای وجودتان وتا ابد مستدام.
خانم بهتاز عزیز با اعتمادی که به قدرت مطلق دارید قطعا این امضا درنزد او محفوظ است.
به امید خدا در ادامه راه با همت وتلاش خود بتوانید از خدمتگزاران این سیستم بی نظیر باشید.
این رهایی زیبا را به دو راهنمای بزرگوار سرکار خانم صبا وجناب آقای مولایی تبریک وشاد باش عرض می کنم.
دوست عزیزم سرکار خانم معصومه عزیز آرزوی شما برای رهایی مسافر عزیزت محقق شد وحالا شما شاهد تبسم خواهر گرانقدرتان هستید از خوشحالی شما دوست عزیز بسیار تابسیار خرسندم.
راه همگیتان پرستاره،سبزو سلامت و سرافراز باشید.
همسفر سمانه ۱۷ جمعه 23 اسفند 1398 11:07 ب.ظ
خانم بهناز عزیز بسیار خوشحال شدم و تبریک میگم بابت این رهایی باشکوه و شیرینی این رهایی گوارای وجود شما ومسافرتان باد و پایدار باشید و در سفر دوم هم خوش بدرخشید.به خانم صبای عزیزم و اقای مولایی هم تبریک میگم خدمتشان پربرکت.به خانم معصومه عزیز هم تبریک میگم.با تشکر از وبلاگ نویسان محترم.
الهه لژیون ۱۲ جمعه 23 اسفند 1398 11:04 ب.ظ
خانم بهناز عزیز از صمیم قلبم این رهایی را به شما بزرگوار و مسافر عزیزتان تبریک میگویم رهاییتان مستدام باد .
تبریک ویژه خدمت کمک راهنما خانم صبا عزیز و آقای مولایی عزیز .
معصومه عزیزم این رهایی شیرین برشما مبارک باد.
زنده باد استاد عشق جناب مهندس حسین دژاکام .
وبلاگ نویسان عزیز و محترم خدا قوت ⚘⚘⚘⚘
همسفر زهرا از لژیون یکم جمعه 23 اسفند 1398 08:30 ب.ظ
خانم بهناز عزیز خداوند را سپاس بابت این رهایی و اینکه فرزندتان از بند اهریمن آزاد شد بسیار خوشحالم ،انشاالله در ادامه و در سفر دوم هم موفق و پیروز باشید
معصومه همسفر مسعود جمعه 23 اسفند 1398 08:29 ب.ظ
خواهر عزیزم تبریک میگم این رهایی بسیار دلچسب و بیاد ماندنی را گوارای وجود شما و همسرت و ابوالفضل عزیزم باشه .چه عیدی زیبایی از خدواند دریافت کردی در آستانه رسیدن به سال جدید به یمن و مبارکی این رهاییها ان شاالله بلا از همه دور باشد .قطعا برای هر رهایی زحمات زیادی کشیده می شود و انسان های زیادی زحمت می کشند که یک نفر به رهایی برسد .از خانم صبای نازنین سپاسگزاری میکنم و خدا قوت عرض میکنم به ایشون. محبت را در حق خواهر من تمام کردی با آموزشهای نابتون و همراهی او در سفر اول الهی هرچه حاجت قلبی شماست برآورده شود .از آقای سیروس مولایی کمال تشکر را دارم که با آموزشهای خوبشان ابوالفضل عزیزم را وصل کنگره کردید و زحمات بسیار زیاری در سفر اول برای ابوالفضل کشیدید مانند یک بردار دلسوزانه قدم به قدم همراهیش کردی از خداوند برکت و سلامتی برای شما خواستارم.خدا را بابت این رهایی شکر شکر شکر .
مریم کرمی جمعه 23 اسفند 1398 08:18 ب.ظ
خانم بهناز عزیز، چقدر زیبا احساس خود را بیان کردید برای رهایی شما بسیار خوشحال هستم و به شما تبریک عرض میکنم . امیدوارم در ادامه مسیر هم بیشترین بهره و توفیق را کسب کنید.
خدمت خانم صبای عزیزم بسیار تبریک عرض میکنم .پیروز و سربلند باشید.
همسفر زینب لژیون یکم جمعه 23 اسفند 1398 06:18 ب.ظ
خواهر عزیزم این رهایی رابه شما تبریک میگم ازخداوندبزرگ برایتان بهترهاراارزومندم
زهرا بیگدلی لژیون 12 جمعه 23 اسفند 1398 02:53 ب.ظ
خدا قوت خانم بهناز عزیز.
شیرینی این رهایی گوارای وجودتان باد.
امیدوارم در سفر دوم هم به زیبایی بدرخشید وآرزو دارم جایگاه های بالاتر را تجربه کنید و مثل همیشه از خدمتگذاران صادق کنگره باشید.
سپاس از گروه وبلاگ.
پوران همسفرعباس 1 جمعه 23 اسفند 1398 01:23 ب.ظ
خداقوت وعرۻ تبریک خدمت اقای مهندس وخانواده ایشان که دررهایی همه ی مسافران وهمسفران سهم به سزایی دارند ویک تبریک ویژه به خواهر عزیزم خانم بهناز ؛بهناز عزیزم برای این روز زیبا وبه یاد ماندنی خیلی خوشحالم وارزوی جایگاههای بالاتر را برایت خواستارم .شما بسبار عالی وباارامش وصبر زیبایی این سفر را طی کردید.
به مسافرتان خیلی تبریک می گویم با اینکه خیلی جوان است خداروشکر خیلی زود به این باور رسید که باید درمان شودخداروشکر برای این روز زیبا .
یک تبریک ویژه خدمت کمک راهنمای عزیزم سرکار خانم صبای مهربان؛صبور که فقط ارامش را می توانی در برق چشمهای مهربانش دریافت کنی .
خدنت کمک راهنمای محترم اقای مولایی نیز تبریک عرۻ می کنم .تا باد چینین باد .
خدمت همسر خانم بهناز هم تبریک عرۻ می کنم که دراین رهایی سهم زیادی داشتند چرا که اگر ایشان همراهی نمی کردند این مسافر وهمسفر نمی توانستند این سفر را با ارامش وخوبی به پایان برسانند برای این خانواده عزیز ارزوی سربلندی وخوشبختی همراه با ارامش دارم .
خداقوت به گروه وبلاگ .
مریم نظری جمعه 23 اسفند 1398 01:18 ب.ظ
بهشت را به بها می دهند نه بهانه
خانم بهناز عزیز رسیدن شما به بهشت و رها شدن از چنگال اهریمن اعتیاد را تبریک میگم، شهد و شیرینی این رهایی گوارای وجودتان
تبریک و خدا قوت به راهنماهای بزرگوارتان
خدا قوت عزیزان گروه وبلاگ
نسرین.اسیستنت جمعه 23 اسفند 1398 01:07 ب.ظ
خانم بهناز عزیز رهایی پاداش صبوری و عشق بی منت شماست عشقی که شبیه ترین عشق به عشق الهی ست برایتان در سفر دوم بهترین بهره هارا از کنگره خواستارم به خانم صبا وآقای مولایی که از نور خود به مسیر درمانتان، افشاندند تا مسیرتان روشن باشد تا رسیدن به خط رهایی.
گروه وبلاگ خداقوت
همسفر حوریه جمعه 23 اسفند 1398 12:44 ب.ظ
خواهر خوبم خانم بهناز عزیز ،چقدر زیبا ودلنشین مراحل سیر الی الله را به تصویر کشیده اید .ممنونم واز صمیم قلبم وبی نهایت خوشحالم.
تبریک ویژه دارم خدمت خانم صبای عزیزم وآقای مولایی وشما خواهر خوبم ومسافر عزیزتان.
ان شالله همیشه در آرامش باشید وجزء خدمتگزاران صادق کنکره.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic