وادی هفتم ؛ مشارکت لژیون بیستم
سه شنبه 20 اسفند 1398 ساعت 08:00 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر شمسیان | ( نظرات )
در وادی هفتم به این موضوع می‌رسیم که برای کشف حقیقت و برای آشکار ساختن هر حقیقتی که پنهان است، باید رمز و راز آن را پیدا کنیم که رمز آن می‌شود پیدا کردن راه و مسیر حرکت و راز آن یعنی آنچه برداشت می‌کنیم و رسیدن به حقیقت. این راز و رمز در فضای کنگره به شدت نمایان است و اگر اینها نبود ما نمی‌توانستیم راه درمان اعتیاد را پیدا کنیم و به مرحله عمل برسانیم.

سلام دوستان اکرم هستم همسفر 
ای که مرا خوانده ای راه نشانم بده
رمز و راز کشف حقیقت در دو چیز است؛
اول یافتن راه و دوم آنچه از این راه برداشت می‌کنیم.
ما به قفل بسته خورده بودیم و ابتدا باید کلید قفل (که همان راه می‌باشد) را پیدا می‌کردیم و بعد چگونگی باز کردن قفل با آن کلید.
پیدا کردن کنگره، کلید قفل بسته ما بود و حضور مرتب در لژیون ها و اطاعت از گفته‌های راهنما و جدی گرفتن قوانین کنگره، نحوه استفاده از کلید برای باز کردن قفل است.
من وقتی توانستم قبول کنم که همراه مسافرم به کنگره بیایم و در جایگاه همسفر قرار بگیرم؛ یعنی راهم را به‌درستی پیدا کردم. 
اوایل سفر به هیچ عنوان نه در مورد مواد مصرفی، نه جلسات کنگره و ... هیچ حرفی بین من و مسافرم رد و بدل نمی‌شد. اولین بار که شیشه OT را دست مسافرم دیدم به قدری حالم بد شد و منقلب شدم؛ ولی به روی مسافرم نیاوردم و فقط آن محل را ترک کردم؛ ولی الان وقتی می‌بینم راحت در مورد این مشکلمان با هم حرف می‌زنیم مطمئن می‌شوم راه را درست انتخاب کردم. وقتی گاهی اوقات به خواست خودم شیشه‌های OT را برای مسافرم پُر می‌کنم؛ یعنی راه را درست انتخاب کردم یا وقتی مسافرم از من خواست داریوش را برایش ببرم و من با خوشرویی و لبخند دارو را به دستش دادم و برق شادی را در چشمانش دیدم، فهمیدم راه را درست انتخاب کردم.
امیدوارم با همین اطمینانی که از انتخاب درست راه دارم بتوانم برداشت هم درستی از این راه داشته باشم و مسیر را به‌درستی طی کنم و این حرکت تا رسیدن به حقیقت ادامه دار باشد.

سلام دوستان فهیمه هستم  همسفر علی اصغر
در گذشته هیچ‌وقت حال خوشی نداشتم، همیشه مخصوصاً در افکارم مسافرم را سرزنش می‌کردم و او را مقصر اصلی تمام مشکلاتم می‌دانستم. همیشه حالم بد بود؛ از خودم، از زندگی‌ام و مخصوصاً از مسافرم. اخلاقم تند و عصبی شده بودم و هر روز کلی افکار منفی با خودم حمل می‌کردم.
هدف اصلی‌ام تغییر مسافرم بود و نمی‌دانستم که تمام مواردی که در مسافرم هست و باعث انتقاد و حال بد من است در وجود خودم هم هست.
من باید تغییر را از خودم شروع می‌کردم؛
ولی همیشه طلب مرگ می‌کردم و نمی‌دانستم که با مرگ هم چیزی حل نمی‌شود. امروز در کنگره فهمیدم با مرگ، صفات گذشته انسان به بُعد دیگر می‌رود؛ یعنی نفس مایوس و ناامید من به همان شکل به جهان دیگر انتقال می‌یابد.
زمانی که افکارم منفی است و دیگران را  مقصر می‌دانم، باعث خلق و خوی تند من شده و به عادت تبدیل می‌شود و عادت‌ها  شخصیت مرا می‌سازند و شخصیتم تبدیل به هم راستا شدن صور آشکار و صور پنهان من می‌شود.
 در گذشته راه را بلد نبودم. حرکت می‌کردم و هیچ‌وقت به نتیجه نمی‌رسیدم. امروز یاد گرفتم قبل از حرکت، مسیرم را مشخص کنم و تفکر و بررسی درست و لازم را داشته باشم.
انسان‌های بی خرد دنبال گنج در بیرون از خود می‌گردند و نمی‌دانند گنج واقعی در درون خودشان نهفته شده است؛ یعنی همان نیروی درون. باید دانست که هر چیزی در هستی بهایی دارد! انسان خردمند می‌اندیشد و عواقب کار را در نظر می‌گیرد. 
من و مسافرم برای درمان اعتیاد راههای زیادی را رفتیم و هیچ کدام نتیجه‌ای نداشت؛ ولی در کنگره با نگاه کردن به انسان‌های سالم متوجه شدیم که این راه درست ترین است و در راه درست باید از تجربه دیگران یاد بگیرم، کسی مثل راهنما که این راه را رفته است.
مسئله مهم دیگر رسیدن به هدف است؛ زیرا فقط یافتن راه کافی نیست بلکه برای رسیدن به هدف باید تلاش و تمرین بسیار کرد؛ پس در کنگره راه پیدا شده است؛ بنابراین کسی را قلم دوش نمی‌گیرند و خود فرد باید حرکت کند و این به یکباره اتفاق نمی‌افتد بلکه با مرور زمان و با شرکت مستمر در کلاس ها و الگوبرداری، خود به خود در درون ما شکل می‌گیرد و شخصیت ما شکل خواهد گرفت.

سلام دوستان کلثوم هستم یک همسفر 
من به‌عنوان یک همسفر اول از همه به خاطر مسافرم وارد کنگره شدم؛ ولی بعد از مدتی فهمیدم که باید به خاطر حال خودم سفرم را ادامه بدهم و کاری به مسافرم  نداشته باشم و هیچ‌وقت مسافرم را با مسافرهای دیگر مقایسه نکنم. 
ما در کنگره می‌دانیم که رنج ما، گنج ماست. این رنجی که همسفران متحمل می‌شوند همانند ثروت نزدشان باقی می‌ماند. من به‌عنوان همسفر خیلی تلاش می‌کنم که مسافرم سفر خوبی داشته باشد تا به رهایی برسد و همه اینها را مدیون آقای مهندس و راهنمای عزیزم خانم مینا هستم و همه اینها با گذشت زمان و صبر به دست می‌آید. 
در وادی هفتم به این موضوع می‌رسیم که برای کشف حقیقت و برای آشکار ساختن هر حقیقتی که پنهان است، باید رمز و راز آن را پیدا کنیم که رمز آن می‌شود پیدا کردن راه و مسیر حرکت و راز آن یعنی آنچه برداشت می‌کنیم و رسیدن به حقیقت. این راز و رمز در فضای کنگره به شدت نمایان است و اگر اینها نبود ما نمی‌توانستیم راه درمان اعتیاد را پیدا کنیم و به مرحله عمل برسانیم.
از اینجا از آقای مهندس دژاکام و مسئولین کنگره ۶۰ ممنونم که این راه را برای همه ما همسفرها و مسافرها مهیا کرده‌اند و از خداوند برایشان سلامتی خواستارم.

سلام دوستان نسیم هستم یک همسفر
به نظرم نکته‌ای که استاد امین فرمودند؛ اینکه بنیان هر جامعه‌ای خانواده است بسیار مهم و قابل تامل است. اگر خانواده سست شود؛ حتی اگر جامعه‌ای سرشار از تکنولوژی و امکانات باشد طولی نخواهد کشید که آن کشور نابود می‌شود.
اینکه فرمودند؛ قضیه درمان دوطرفه است؛ یعنی هم مسافر و هم جهان‌بینی همسفر باید درمان شود.
استاد، دوست داشتن و عشق را به طلا مثال زدند که در گذر زمان ارزش خودش را از دست نمی‌دهد و اینکه دو نفر که با هم زندگی می‌کنند، وقتی یک نفرشان مصرف‌کننده شد تبدیل به آدم دیگری شده است.  
واقعاً خودِ من به‌عنوان همسفر یک مصرف‌کننده، با اینکه طلا، پول، ماشین  و از همه مهم‌تر، آبرو که استاد به آن اشاره کردند را از دست داده بودم؛ ولی به حرف دیگران توجهی نکردم و با مسافرم زندگی کردم و وقتی به‌عنوان یک همسفر، سفرمان را شروع کردیم؛ چون با دیدن کنگره و آمدن به کنگره دلم قرص شده بود و واقعاً دیدن شرایط مسافرم قلبم را به درد می‌آورد و محبتم را بیشتر کردم و احترام گذاشتن را خیلی بیشتر کردم و در طول سفر، رفتارها و حرف‌های قبل از ورود به کنگره که وجود داشت یواش یواش کمرنگ تر شد.
 اگر انسانی تنها باشد، به دلیل منیتی که خودش را از بقیه بالاتر می‌داند و نمی‌تواند از بازتاب بقیه استفاده کند، درنتیجه در سرما و انجماد خودش باقی می‌ماند. 
مسافرم تا قبل از اینکه به کنگره وصل شود مدام سرش در گوشی بود و یک گوشه تراس خانه در حال مصرف بود و مدام از دیگران ایراد می‌گرفت؛ ولی زمانی که وارد کنگره شد و در جلسات حاضر شد و شروع به نوشتن سی دی ها کرد، یواش یواش وارد جمع خانواده و دوستان شد و با بقیه ارتباط برقرار کرد و اجتماعی شد و دیدن این چیزها باعث شد که مدام بگویم خدایا شکرت. هر لحظه بگویم خدایاشکرت، خدایا به جناب مهندس خانواده‌شان و آقای نیکخواه و خانم مینای نازنین و همه خدمتگزاران شعبه شادآباد طول عمر، سلامتی و خیر و برکت عنایت فرما.
انسان‌هایی که در صور پنهانشان رشد دارند اسمشان ثبت می‌شود و این به نظرم نکته مهمی بود.
انسان‌هایی که می‌خواهند مثل کوه باشند باید شرایط خیلی سختی را تحمل بکنند و صبور باشند.
هر کاری که در کنگره انجام می‌دهیم باید پیش نمازمان محبت باشد که خیلی تاثیرگذار است. خانم مینا از همان اول، روی محبت و احترام تاکید داشتند و من واقعاً تاثیرش را دیدم. من همیشه با خودم می‌گفتم مسافرم تا آخرعمر مصرف‌کننده است؛ ولی به محض ورودم یواش یواش آموزش‌های کنگره و خانم مینا را اجرایی کردم که به جرات می‌توانم بگویم ۸۰ درصدداینکه مسافرم بعد از ۶ ماه که از آمدن من به کنگره گذشته بود، آمد و وصل شد و سفرش را شروع کر و به خاطر همان محبت و احترامی بود که از من دید.
انشاالله رهایی و بعد هم تولد ۱ و ۲و ۳و... سالگی مسافرهایمان را تجربه کنیم.
امیدوارم من هم بتوانم خدمتگزار کنگره باشم؛ چون قلباً دوست دارم که خدمت کنم.

ویراستاری : همسفر الهام


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر الهام مهدی پور 1 شنبه 24 اسفند 1398 02:45 ق.ظ
خداقوت به همه عزیزان،ممنون از نکات خوبی که مطرح کردید
همسفرسکینه24 پنجشنبه 22 اسفند 1398 09:54 ق.ظ
همسفران عزیز،خیلی عالی بود.ان شالله خداوند کمک کند که ما برای خود سازی خودمان به کنگره بیاییم و دست از تغییر دادن دیگران برداریم.و سعی نکنیم که اطرافیانمان را تربیت کنیم و همان طور که دوست عزیزمان فرمودند سر لوحه زندگی مان عشق و محبت باشد.
با تشکر از وبلاگ نویسان صبور،عاشق و مهربان شعبه
همسفرسکینه24 پنجشنبه 22 اسفند 1398 09:54 ق.ظ
همسفران عزیز،خیلی عالی بود.ان شالله خداوند کمک کند که ما برای خود سازی خودمان به کنگره بیاییم و دست از تغییر دادن دیگران برداریم.و سعی نکنیم که اطرافیانمان را تربیت کنیم و همان طور که دوست عزیزمان فرمودند سر لوحه زندگی مان عشق و محبت باشد.
با تشکر از وبلاگ نویسان صبور،عاشق و مهربان شعبه
الهه لژیون ۱۲ چهارشنبه 21 اسفند 1398 08:50 ب.ظ
درود و خداقوت خدمت تک تک دوستان عزیز سپاس از مشارکتهای شما دوستان مهربون پیروز و کامیاب باشید ❤
سپاس از گروه وبلاگ ❤
همسفر سمانه ۱۷ چهارشنبه 21 اسفند 1398 02:02 ق.ظ
خدا قوت به همسفران گرامی لژیون ۲۰ بسیار عالی حق مطلب وادی هفتم را بیان نمودید امیدوارم با گرفتن این آموزشها و کاربردی کردن، آنها که حتما اینچنین است به رهایی برسید و طعم شیرین رهایی را تجربه کنید.
همسفرنسیم لژیون بیستم چهارشنبه 21 اسفند 1398 12:12 ق.ظ
همسفران لژیون بیستم امیدوارم درادامه به همین منوال عالی وپرانرژی پیش برویدوموفق باشید.انشاالله گرفتن گل رهایی شماعزیزان
همسفر حوریه چهارشنبه 21 اسفند 1398 12:11 ق.ظ
ممتون از خانم مینای عزیز بابت لژیون پر بارشان،وتشکر از رهجوهای توانمند،بابت برداشتهای عالی.
نسرین.اسیستنت سه شنبه 20 اسفند 1398 11:51 ب.ظ
همسفران لژیون بیستم در ابتدای سفر بخوبی رمز و راز حقیقت اعتیاد را درک نموده اید واین برداشت به رهایی مسافرتان کمک بسزایی خواهد داشت به امید رهایی تان.
گروه وبلاگ خداقوت
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات