حس خوش رهایی
جمعه 9 اسفند 1398 ساعت 01:00 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر شمسیان | ( نظرات )
می‌خندیدم؛ مثل کودکی که هنگام بازی با دوستان خود با تمام وجودش می‌خندد؛ مثل کودکی که غمی ندارد و اصلاً نمی‌داند غم و غصه چه معنایی دارد.
خلاصه بگویم؛ روی زمین نبودم. پرواز می‌کردم در آسمانی که کنگره برایم به ارمغان داده بود. 

یاعلیم
سلام دوستان فاطمه هستم همسفر اکبر
اوایل سفرمان هر کسی می آمد و می‌گفت رها شدیم اصلاً باور نمی‌کردم. می‌گفتم یعنی چه؟ ولی با گذشت زمان متوجه منظورشان شدم. به نظرم یعنی؛ زندگی دوباره. برای من که اینگونه بود.  سفر کردیم و رسیدیم به جمعه‌ای که برای گرفتن رهایی می‌بایست به پارک طالقانی می‌رفتیم.  
از چند روز قبل حس خاصی داشتم، اصلاً نمی‌دانم و نمی‌توانم توصیفش کنم، فقط می‌توانم بگویم حس قشنگی بود. تا حالا شده از حس و حال خوب تا صبح خواب به چشمانتان نیاید؟ من آن شب این حس را تجربه کردم و تا صبح دقیقه ای خواب به چشمانم نیامد.   
صبح که به پارک رسیدیم حال خوش تری را تجربه کردم. خوشحال بودم، همه تبریک می‌گفتند. چقدر خوب است که همه برایت آرزوی موفقیت می‌کنند. واقعاً آن روز نمی‌دانستم باید چه کار کنم! دوست داشتم مثل بچه‌ها فقط بالا و پایین بپرم؛ چون بی‌نهایت انرژی خوبی داشتم. 
وقتی زمان موعود فرا رسید، به همراه راهنمایم و مسافرم کنار آقای مهندس دژاکام قرار گرفتیم. آن حس تبدیل شد به اشک شوق، تبدیل شد به یک بغض شوق...
دلم می‌خواست از خوشحالی فریاد بزنم.
با تمام وجودم برای خودم آرامش طلب کردم. بغضم را فرو بردم و بالاخره برگه رهایی مان با دستان مهربانشان امضاء شد و ما نیز از بندِ شیطان بزرگِ اعتیاد رها شدیم. 
 و چهارشنبه همان هفته، بایستی به آکادمی می‌رفتیم. آنجا که دیگر خودِ بهشت بود، خیلی خوب بود، یک حس و حال عجیب تر! واقعاً به قول راهنمایم؛مثل جشن عروسی‌مان بود.
خیلی خوب بود. قرار بود دوباره از نو شروع کنیم. زندگیِ دوباره، بدون استرس، بدون مواد، بدون شک و ترس،
مسافرت بدون مواد، بدون استرس، بدون دعوا...
باورم نمی‌شد این همه روزهایِ خوش انتظار ما را می‌کشید. دلم پر از شوق بود. این حس مرا همه داشتند. همه خوشحال بودند، لبخند بر لبان همه نقش بسته بود و من نیز از ته قلبم می‌خندیدم؛ مثل کودکی که هنگام بازی با دوستان خود با تمام وجودش می‌خندد؛ مثل کودکی که غمی ندارد و اصلاً نمی‌داند غم و غصه چه معنایی دارد.
خلاصه بگویم؛ روی زمین نبودم. پرواز می‌کردم در آسمانی که کنگره برایم به ارمغان داده بود. 
سپاس خدایِ مهربان.
سپاس آقایِ مهندس دژاکام.
سپاس کنگره ۶۰.
سپاس راهنمایِ عزیزم.
مسافر عزیزم از تو و راهنمایِ گرامی ات نیز سپاسگذارم.
گل رهایی را گرفتیم و لبخند دوباره بر لبان من و مسافرم نقش بست.  
پرواز در آکادمی، با گرفتن گل رهایی را برای تک تک سفر اولی ها آرزو دارم.

نگارنده : همسفر فاطمه لژیون پانزدهم
ویراستاری : همسفر الهام


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر سکینه24 یکشنبه 11 اسفند 1398 10:58 ب.ظ
خانم فاطمه عزیز،خانم صدیق عزیز،رهایی گوارای وجودتان هزاران تبریک و شاد باش.موفق باشید
فرزانه همسفر علیرضا شنبه 10 اسفند 1398 11:59 ب.ظ
فاطمه ی عزیزم که همیشه چون خواهری مهربان برای من بودی، اکنون که رهایی ما هم مثل شما نزدیک است، حس های زیبایت به من نیز منتقل شد و مشتاق رسیدن این رهایی با شکوه هستم. از قلم زیبایت لذت بردم و صمیمانه ترین تبریک و شادباش را به تو و مسافرت دارم. و از کمک راهنمای دلسوز و زحمتکشمان خانم صدیقه ی نازنین کمال تشکر را دارم. خدا قوت به آقای مولایی عزیز و بچه های وبلاگ
رهاییتان دلچسب و مستدام باد عزیزکم
عزیزه 15 شنبه 10 اسفند 1398 03:17 ب.ظ
خانم فاطمه عزیزم هزاران تبریک بابت این رهایی پرشگون انشالله ازاد مردیتان خیلی ازته قلبم برایتان خوشحال شدم با این دلنوشته شما من یاد روز رهایی خودمان تداعی شد بهترینها را از خدا برایتان از خداوندخواستارم سپاس از راهنمای گرانفدرمان بابت همه زحماتشان
همسفر حوریه شنبه 10 اسفند 1398 12:50 ب.ظ
عرض ثبریک وشاد باش دارم خدمت خانم فاطمه عزیز ومسافر عزیزشان،وخمت کمک راهنمای محترم خانم خانم صدیقه عزیز
نسرین.اسیستنت شنبه 10 اسفند 1398 08:58 ق.ظ
خانم فاطمه عزیز حال و هوای رهایی را در پارک طالقانی وبعداز آن در آکادمی را به زیبایی ترسیم کردید شاید تنها راه شکرگزاری این نعمت عظیم خدمت به دیگران در راه مانده باشد و بس.روزهای خوش خدمت و حال خوش خدمت انتظارتان را میکشد.
به مسافرتان و راهنماهای خوبتان تبریک صمیمانه دارم.
با تشکر فراوان از گروه وبلاگ
الهه لژیون ۱۲ جمعه 9 اسفند 1398 10:23 ب.ظ
با عرض سلام خدمت خانم فاطمه عزیز هزاران تبریک برای شما و مسافر عزیزتان رهاییتان مستدام وپرشگون باد خانم صدیقه عزیز رهایی برشما مبارک بادخداقوت با تشکر از وبلاگ نویسان محترم
الهه لژیون ۱۲ جمعه 9 اسفند 1398 10:23 ب.ظ
با عرض سلام خدمت خانم فاطمه عزیز هزاران تبریک برای شما و مسافر عزیزتان رهاییتان مستدام وپرشگون باد خانم صدیقه عزیز رهایی برشما مبارک بادخداقوت با تشکر از وبلاگ نویسان محترم
همسفر نسیم جمعه 9 اسفند 1398 07:14 ب.ظ
همسفر محترم حس خوبتان همیشگی و رهایی تان پایدار
خانم صدیقه ی عزیز تبریک و خداقوت
گروه وبلاگ سپاس
پوران همسفرعباس 1 جمعه 9 اسفند 1398 06:42 ب.ظ
عرۻ تبریک وخداقوت خدمت کمک راهنماهای موفق اقای مولایی وخانم صدیقه عزیز وبابت این رهایی ازشما سپاسگزارم .
تبریک وخداقوت خدمت مسافر وهمسفر محترم امیدوارم درادامه را موفق باشید.
خداقوت به گروه وبلاگ نویسان .
همسفر سمانه ۱۷ جمعه 9 اسفند 1398 03:40 ب.ظ
خانم فاطمه عزیز بسیار عالی احساس خود را بیان نمودید لذت بردم.این رهایی را به شما ومسافرتان تبریک میگم امیدوارم پایدار باشید و همچنین خدمت راهنمای مسافرتان و خانم صدیقه عزیز تبریک میگم. با تشکر از وبلاگ نویسان محترم.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic