کارگاه آموزشی همسفران و مسافران روز شنبه مورخ 98/10/28
یکشنبه 29 دی 1398 ساعت 01:27 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر لیلا | ( نظرات )

سومین جلسه از دوره هفتاد و دومین سری کارگاه‌های آموزشی عمومی ویژه مسافران و همسفران کنگره 60 روز شنبه مورخ 1398/10/28 نمایندگی شادآباد با استادی اسیستانت محترم شعبه؛ همسفر نسرین،  نگهبانی همسفر مرضیه و دبیری همسفر آیدا با دستور جلسه «جشن همسفر» رأس ساعت 17:00 آغاز به کار نمود.


سخنان استاد:

ای لطیفه روح اندر هر بدن، ای لطیفه عشق اندر مرد و زن

مرد و زن چون یک شود آن‌یک تویی، چون‌که یک‌ها محو شود آنک تویی 

این من و ما بهر آن بر ساختی، تا تو با خود نزد خدمت باختی

تا من و توها همه یک جان شوند، عاقبت مستغرق جانان شوند

سلام دوستان نسرین هستم یک همسفر 

جشن، جشن تقدیر از همسفر است در حقیقت جشن قدردانی از عشق است و قدردانی از محبت که خداوند در درون تک‌تک ما قرار داده چون از آنجائی که انسان زیان‌کار است و خداوند این را در کلام‌الله شریف بارها و بارها تأکید می‌کند (انَّ الانسان لفی خسر) انسان کسی است که به خودش زیان می‌کند و خودش به خودش خسارت وارد می‌کند.

کنگره همین‌جور که مثل همیشه در صراط مستقیم حرکت می‌کند، برای تجلیل از همسفر و اینکه ما در کنار چه موجودی قرار گرفتیم و خداوند چه موجوداتِ عاشقی را برای رهایی ما در زندگی قرار داده باید قدردانی را یاد بگیریم و انجام بدهیم.

شاید برای اینکه بدانیم زن و مرد چرا در کنار هم قرارگرفته‌اند و چرا گفته می‌شود که زن و مرد همدیگر را کامل می‌کنند باید برگردیم به‌روز الست!

روزی که خداوند سرتاپای وجودش پر از عشق بود و می‌خواست خودش را یک‌جوری به جهان بنمایاند، اول آدم را خلق کرد و نگاه کرد به آدم و دید که چقدر شبیه به خودش است و آنجا بود که آدم وجه عاشقی خداوند شد.

خوب این آدمی که وجه عاشقی خداوند بود یعنی می‌دید، درک می‌کرد، می‌فهمید و عقل داشت؛ باید یک معشوقی هم برای او قرار می‌داد.

از آنجائی که خداوند خودش هم عاشق و هم معشوق، بنابراین حوا را خلق کرد و حوا یا همان زن وجه معشوقی خداوند است. بعد در تمام ادبیات جهان خداوند را در کسوت و قامت زن می‌بینند همه شعرا و علمای بزرگ وقتی می‌خواهند از معشوق صحبت کنند آن معشوق را در کسوت زن می‌بینند و این چیزی است که خداوند به زن عطا کرده است.

و آیا یک زن تا خودش عاشق نشود می‌تواند معشوق شود؟ اصلاً غیرممکن است.

انسان زمانی می‌تواند معشوق شود که خودش عاشق شود؛ بنابراین سرتاسر وجود زن محبت و عشق شد.

من عذرخواهی می‌کنم از آقایان که همسفر شدند؛ من اگر اینجا بیشتر در این جلسه تأکیدم روی زن است اولاً اینکه اولین همسفر کنگره 60 سرکار خانم آنی بودند و بعدازآن همسفران ما وقتی شکل گرفتند، لژیون همسفر ها، همه خانم بودند. بعدها دیدند که خوب پدرها و برادرها آمدند و همسفر شدند برای آن‌ها هم لژیون همسفر آقایان را در نظر گرفتند.

همسفر در کنگره 60 مخصوصاً در خانم‌ها، چون خودم خانم هستم به خاطر همین بیشتر در مورد خانم‌ها صحبت می‌کنم معذرت می‌خواهم و این به خاطر آن حسی است که خودم با آن‌ها همراه دارم.

 همسفر در کنگره 60، خانم‌ها معمولاً دودسته تقسیم می‌شوند؛ یا مادر (همسفر) هستند یا همسر (همسفر) هستند.

اما آن چیزی که مشخص است هیچ‌کدام از این عزیزان (همسفران) به خاطر خودشان نیامدند به خاطر مسافرشان پا به کنگره گذاشتند می‌خواستند که مسافرشان رها شود، با تمام وجودشان رهایی مسافر بود.

خودم پیش یک روان‌شناس رفته بودم در اوج اعتیاد همسرم، شرح‌حالم را به او گفتم گوش کرد و گفت دو راه بیشتر نداری، یا جدا بشوی و یا اینکه او را بپذیری و گفتم من دو تا فرزند دارم و گفت: خُب داشته باش، نمی‌تواند الگوی خوبی برای بچهٔ تو باشد و گفتم دلم را چه‌کار کنم و بعد با یک نگاه عاقل اندر سفیه به من گفت خیلی دلم می‌خواهد شوهرت را ببینم، نمی‌دانم تو به چی این مرد دل‌خوش کردی، وقتی خودت زندگی‌ات را می‌چرخانی و او هم که غرق در اعتیاد است. وضعیت زندگی تو هم این است و من نمی‌دانم به چی این مرد تکیه و دل‌خوش کردی و من لبخند زدم و گفتم که مگر نشنیده‌ای که؛

گفت با لیلی خلیفه کان تویی، کز تو مجنون شد پریشان و غوی (گمراه)

از دِگر خوبان تو افزون نیستی، گفت رورو چون تو مجنون نیستی

با خودی تو لیک مجنون بی‌خود است، در طریق عشق بیداری بد است

 خندید و گفت موفق باشی ولی مطمئن باش شاید روزی از درون گور مرده‌ای زنده شود ولی معتاد جماعت درست نمی‌شود و گفتم درست هم نشود من همین‌جوری قبولش دارم. زیاد طول نکشید خداوند ما را به کنگره هدایت کرد. خیلی دلم می‌خواست امروز آن خانم دکتر را ببینم و بگویم هیچ مرده‌ای از گور زنده نشد ولی مصرف‌کننده‌های زیادی به‌واسطه عشق همسفرانشان به همه‌چیز رسیدند. به درمان رسیدند، احیا شدند، دوباره زنده شدند و دوباره به زندگی برگشتند.

وقتی کنگره آمدم فکر کردم فقط خودم این شرایط را داشتم ولی در کنگره با خیل عظیمی از این عاشقان برخورد کردم که خیلی زندگی سختر از من داشتند.

من حداقل مسافرم به من توهین نمی‌کرد، دست روی من بلند نمی‌کرد حداقل تا می‌توانست احترام می‌گذاشت ولی درگیر مواد بود.

اما در کنگره دیدم همسفری که توهین و تحقیرشده بود اما به پهنای صورت اشک می‌ریزد و می‌گوید فقط می‌خواهم او رها شود، کجا می‌شود یک همچنین عشق خالص را پیدا کرد؟

از مسافری که هیچ‌چیزی باقی نمانده است؛ نه سلامتی، نه ظاهر جذاب و نه موقعیت اجتماعی و نه پول.

و این اگر عشق خالص نیست پس چه است؟!

عشق‌هایی که از پی‌رنگی بود، عشق نبود عاقبت ننگی بود.

 همسفران این را ثابت کردند که عشق آن‌ها خالص است. چه قدر خوب است این کنگره و هزاران بار شکر که ما را در مسیر کنگره قرار داد، خیلی از نعمات را که نمی‌دیدیم، ببینیم و چقدر این کنگره خوب است که به ما یاد می‌دهد که قدردان همسفری باشیم که تمام وجودش عاشق بود که آمد کنگره و تمام سختی‌ها را پشت سر گذاشت فقط به خاطر اینکه مسافرش رها شود.

در ابتدا به خاطر او می‌آید ولی بعد تمام نیتش این شد که می‌خواهم خودم بهتر شوم تا مسافرم خوب شود و زندگی بهتر شود و ادامه داد.

نمی‌دانم جنس آقایان شاید عشق را جور دیگری معنی می‌کنند؛ مثلاً می‌گویند که زندگی‌ات فراهم است، دیگر به چه چیزی احتیاج داری؟! ولی در خانم‌ها این‌طوری نیست! آن نیروهای خفته در زنان فقط با قدردانی، کلمات محبت‌آمیز و عشق است که بیدار می‌شوند. از حضرت رسول سؤال کردند منافق کیست؟ گفت منافق مردی است که به زنش می‌گوید دوستت دارم بعد صبح که می‌خواهد برود بیرون می‌گوید غذا این را و آن را درست کن و این را به غذا اضافه کن،

 اگر یک مردی واقعاً زنش را دوست داشته باشد اگر همسرش پرسید چه غذایی درست کنم؟ می‌گوید؛ اصلاً غذا چه ارزشی دارد، هر غذایی که تو راحت‌تر هستی و هر کاری که تو را کمتر به‌زحمت می‌اندازد!

حالا آدم افسوس می‌خورد؛ همسفر آمده به‌هرحال همراه شده است، بعد می‌گوید من به خاطر خودم می‌آیم که درمان شوم، مسافر بعدازاینکه به رهایی می‌رسد به همسفر می‌گوید مگر تو چه‌کار کردی؟ همه سختی‌ها را خودم کشیدم! خماری‌ها را خودم کشیدم! درمان را خودم به‌تنهایی انجام دادم! تو مگر چه‌کار کردی؟

خیلی وقت‌ها آقای مهندس می‌گویند که اگر یک نفر از شما بجای همسفر ها بودید آیا می‌توانستید که همسفر کسی شوید که همیشه مواد مصرف کرده باشد؟ همیشه هوش و حواسش جای دیگر بوده هست؟

همان‌طور که خداوند فرمود که من برای شما از جنس خودتان جفتی آفریدم که لباس عفت و آبروی شما باشد و شما هم لباس عفت و آبروی  آن‌ها باشید.

زن‌ها و همسفر های کنگره ۶۰ ورای همسفر ها و همسران بیرون از کنگره هستند من این را اعتقاد کاملاً قاطع دارم، ایمان‌دارم که همسفر های کنگره ۶۰ با بیرون کلاً فرق دارند. اگر این‌ها فرق نداشتند الآن اینجا نبودند اگر این‌ها درونشان پر از عشق و محبت نبود الآن اینجا نبودند اگر این‌ها می‌خواستند برای کوچک‌ترین نداری در زندگی آبرو را می‌بردند شاید الآن اینجا نبودند و آن وجه ای که یک مسافر بعد از درمانش و آن جایگاه اعلایی که پیدا می‌کند الآن دیگر آنجا نبود همسفر ها تمام تلاششان را کردند تا به مسافر بگویند که تو  این چیزی که الآن هستی نیستی تو جایگاهت خیلی رفیع‌تر از این است، خیلی بزرگ‌تر از این است.

آرزوی تک‌تک ما همسفرها؛ من از طرف همه همسفرها میگویم این است؛ که مسافرها قدردان باشند، حتی اگر قدردانی همه نشود چون آن‌ها عاشق هستند، عاشق را حساب با عشق است با معشوق چه‌کار. چون عاشق هستند ادامه می‌دهند خیالتان راحت باشد چه قدرشناس  باشید چه نباشید این‌ها به عشق خودشان ادامه می‌دهند.

اما فردای روزگار یک روزی که ما باید در پیشگاه الهی جوابگو باشیم همه انگار که منتظرند گفته می‌شود که آن دنیا پر از پری و حوری است خوب خدا می‌گوید شما با حوری و پری چه‌کار دارید آنجا هم که یک حوری برایتان فرستادم مرتب اذیتش کردید، حالا الآن اینجا چه حوری می‌خواهید آنجا در آن دنیا به شما دادم قدر ندانستید اینجا دنبال حوری و پری می‌گردید؟

اینان مگر ز رحمت محض آفریده‌اند، که آرام جان و انس دل و نوردیده‌اند

لطف آیتی است در حق اینان و کبر و ناز، پیراهنی که بر قد ایشان بریده‌اند

رضوان مگر سراچهٔ فردوس برگشاد، کائن حوریان به ساحت دنیا خزیده‌اند

شاید هیچ‌کدام از مسافرها متوجه این نشوند که وقتی بچه‌هایشان، همسفر کوچولوهایشان ناله می‌کردند و گریه می‌کردند؛ مامان من پارک می‌خواهم، مامان به بابا بگو برای من فلان وسیله را تهیه کند، مادر فقط اشک می‌ریخت اگر خودش می‌توانست تهیه می‌کرد نمی‌توانست به خاطر نیاز بچه‌اش اشک می‌ریخت ولی به روی مسافر چه در طول درمان و چه در دوران اعتیاد نمی‌آورد. شاید هیچ‌کس به‌اندازه یک مادر در اعتیاد همسرش از درد بچه‌اش درد نکشید. همسفر کوچولوها خیلی اذیت شدند. پسر من بیست‌وهشت‌ساله است، چهارده سال از رهایی مسافرم می‌گذرد شاید بگویم دو یا سه سال است که ما رابطه  نسبتاً  خوبی پیدا کردیم این بچه پُر بود از خشم‌های فروخورده، خشم‌هایی که بیان نمی‌کرد ولی داشت و همیشه قلب من درد می‌گرفت وقتی این بچه را نگاه می‌کردم.

همسفر کوچولو با همه مشکلاتی که برایش پیش می‌آید فقط و فقط دامان مادر را می‌بیند یا مادری که پسرش مسافر است و مصرف‌کننده مواد است شاید پدر راحت بتواند این بچه را از خانه بیرون کند.

ما روز پنجشنبه در جلسه جشن همسفر آقایان در آکادمی بودیم یک پدری می‌گفت دنبال آدم بودم که پول بدهم که بچه‌ام را بکشد که از او راحت شوم، ولی تنها کسی که تا آخرین لحظه پای عشقش پایداری می‌کند مادر است و این لطف محض الهی است. این شبیه‌ترین عشق به عشق خداوند است فقط مادر است که مثل خداست، میگویند؛ صدبار اگر توبه شکستی بازآی

آیا این مادر را که با ابن همه رنجی که کشیده الآن آمده و حالا که بچه‌اش رهاشده آیا شایسته بوسیدن دستش و پایش و هر یک‌قدمی که در کنگره یا بیرون از کنگره می‌گذارد نیست؟

چطور می‌شود این‌همه عشق را قدردانی کرد؟

بهترین راه شکرگزاری؛ قدردانی و قدرشناسی است و اینکه خداوند از این نعمتی که به ما داده بهترین استفاده را کنیم. مواظب همسفرهای گلتان باشید بهترین‌ها را خداوند به شما عنایت کرده است.

ای‌بسا حمال گشته پشت ریش از برای دلبر مهروی خویش

کرده آهنگر جمال خود سیاه تا که شب آید ببوسد روی ماه

این‌همه زحمت‌هایی که می‌کشند خداوند در دل هر مردی گذاشته که زحمت بکش و بیاور و خانواده و زنت را تأمین کن.

می‌روند ته اقیانوس یک‌دانه مروارید درمی‌آورند، جانشان به خطر می‌اندازند تا این مروارید چند تا شود و گردنبند شود که بیندازند به گردن یک دلبری! چه دلبری بالاتر از همسفر های کنگره ۶۰.

امیدم این است و آرزویم این است که حقیقتاً من در جایگاه اسیستانتی یکی دو مورد از همسفرها را دیدم که مدت‌هاست رهاشده‌اند ولی مسافر متأسفانه آن‌طوری که باید راه درست را پیدا نکرده است. با کلامش، گاهی با رفتارش همسفر را آزار می‌دهد گفتم اگر همسفر حتی اگر قدردانی از او نشود چون عاشق است چاره‌ای جز ادامه ندارد پس آرزوی من این است که امروز که روز جشن همسفر است یک نقطه عطفی شود برای قدردانی از این عزیزانی که این‌همه سختی را تحمل کردند و این‌همه سختی را پشت سر گذاشتند.

از همسفر های عزیزم می‌خواهم به‌عنوان یک خواهر کوچک‌تر، همان‌طوری که همیشه صبور و عاشق بودند، ادامه دادند و عشق کمکشان کرد همان‌طور ادامه دهند.

زن سه تا چیز را باید داشته باشد؛ روی خوش، بوی خوش و گفت‌وگوی خوش. غیرممکن است یک زن این سه صفت را داشته باشد و نتواند مردش را به راه بیاورد. من به این ایمان‌دارم زن باید وقتی صحبت می‌کند از دهانش گل ببارد حتی اگر مسافر گاهی عصبانی می‌شود و یک‌چیزهایی می‌گوید که درشان او نیست. زن باید همیشه آراسته باشد، همیشه باید روی خوش و خندان داشته باشد، چراکه عاشق است، چراکه تجلی‌گاه عشق الهی است، چراکه آن وجه معشوقت خداوند را می‌خواهد به نمایش بگذارد. کسی که عاشق مادر فولاد زره نمی‌شود. اگر این عشقی که در درونتان است را می‌خواهید نشان بدهید همانی باشید که خداوند روز الست خلق کرد.

برای تک‌تک شما آرزوی موفقیت دارم امیدوارم که مسافرهایی که تا حالا قدردان بودند خیلی بیشتر از قبل قدردانی کنند و مسافرهایی هم که فکر می‌کنند که حالا همسفر من زیاد کار مهمی نکرده و برای خودش آمده است، آن‌ها هم انشا الله امروز یک نقطه عطفی باشد برای اینکه بدانند خداوند چه نعمت بزرگی را به آن‌ها عنایت کرده است.

از اینکه به صحبت‌هایم گوش کردید از همه شما ممنونم.






















































تهیه و تایپ گزارش: همسفر رقیه و همسفر سمانه

عکس: مسافر رضا و همسفر فاطمه

ویراستاری و تنظیم: همسفر لیلا


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفرمریم لژیون سوم چهارشنبه 2 بهمن 1398 12:41 ق.ظ
با سلام خدمت همه همسفران عزیز و عرض تبریک بابت هفته زیبای همسفر، و عرض تبریک ویژه خدمت اسیستانت محترم خانم نسرین عزیزم که همیشه سرشار از انرژی هستند. ممنون بابت صحبتهای زیبایتان و زحماتی که میکشید
خسته نباشید خدمت گروه وبلاگ
عاطفه همسفر مجید از لژیون ششم سه شنبه 1 بهمن 1398 01:07 ق.ظ
سلام و تبریک به همه‌ی همسفران که رنج سفر را پا به پای مسافر تاب می‌آورند و بالا و بالاتر می‌روند. خدا قوت عرض می‌کنم خدمت خانم نسرین،‌ اسیستانت محترم خیلی جشن باشکوهی بود. هم‌چنین خداقوت خدمت دوستان عزیز وبلاگ نویس!
فاطمه ربی همسفر حمید سه شنبه 1 بهمن 1398 12:51 ق.ظ
خدا قوت و خسته نباشید خانم نسرین عزیز اسیستانت محترم مثل همیشه عالی عالی بیان کردین جایگاه ویژه همسفران را ممنونم از زحمات بی دریغ شما عزیز دل
نسرین.اسیستنت دوشنبه 30 دی 1398 11:11 ب.ظ
عزیزان و بزرگان عشق و ایمان و امید با کامنتهای پر از عشق خود محبت خالصتان را به رخم کشیدید تا هیچ واژه ای برای قدردانی از اینهمه محبت نیابم انچه در جشن همسفر بر دل نازنینتان نشست تماما و کمالا انعکاس نور عشق و ایمان و امید از صورت خداگونه شما بود.
به بلبل کرد اشارت،گل، که او اشعار تر گوید
بنده هیچ متاعی در خور محبتتان ندارم تا تقدیمتان کنم بنابراین شایسته دیدم تا آینه تمام قد در پیش روی پرمهرتان شوم شاید که ذره ای از آن عشق خالص بر دیدگان مسافران فهیم نشیند و سپاسگزار این نعمت عظیم در تمام لحظات زندگی باشند.
لایق آن دیدم که من آیینه ای
پیش تو آرم چو نور سینه ای
تا ببینی روی خوب خود درآن
ای تو چو خورشید،شمع آسمان
آینه آوردمت، ای روشنی
تا چو بینی روی خود،یادم کنی
خداوند یار و نگهدارتان،ای نگهبانان زیبای عشق در زمین
زهرا بیگدلی لژیون 12 دوشنبه 30 دی 1398 10:09 ب.ظ
عرض سلام و خدا قوت خدمت اسیستنت محترم شعبه خانم نسرین عزیز.
از سخنان شیوا و دلنشینتان لذت بردم و خدایم را شاکر هستم که در این جلسه پربار حضور داشتم.
جشن همسفر را خدمت شما و همه همسفران تبریک عرض می کنم و آرزوی موفقیت و شادکامی برای همه عزیزان دارم.
سپاس فراوان از وبلاگ نویسان عزیز.
فاطمه الیاسی دوشنبه 30 دی 1398 02:26 ب.ظ
خدا قوت خانم نسرین عزیزم مثل همیشه عالی و پر از انرژی بود ،ممنون بابت تمام زحماتی که می کشید و هفته همسفر را به تمام همسفران کنگره شصت تبریک می گویم و انشاالله همیشه دلهایتان شاد وتنتان سالم باشد.
ناهید دوشنبه 30 دی 1398 11:23 ق.ظ
عرض تبریک به همه عزیزان همسفرامیدوارم درهمه مراحل زندگی شادوخندان باشندازخانم نسرین عزیزکمال تشکر رادارم. توفیق حضوردراین جشن رانداشتم .امیدوارم راه تمام همسفرانی که دنبال راه درمان هستندبازشودوروزی شاهدلبخند انها هم باشیم خداقوت به تمام عزبزان خدمت گزار
همسفر فاطمه دوشنبه 30 دی 1398 09:53 ق.ظ
سپاس و تشکر فراوان از اسیستانت محترم خانم نسرین.
چقدر سخنانتان تکان دهنده و شیرین بود.
خدا قوت عرض می کنم خدمت شما.
از تمامی زحمات شما قدردانی می کنم و این هفته را به شما و همه ی همسفران هستی تبریک می گویم.
خدا قوت خدمت گروه وبلاگ.
همسفرنسیم لژیون بیستم دوشنبه 30 دی 1398 09:45 ق.ظ
من اولین باربودتوی این جشن شرکت میکردم...اسیسانت محترم خانم نسرین بسیاربسیارازصحبتهای شماهمه لذت بردیم...ارادت ویژه ای به شمادارم وخداقوت به شما وهمه همسفران عزیز.
همسفر اکرم دوشنبه 30 دی 1398 08:34 ق.ظ
هفته همسفر را خدمت شما اسیستانت محترم خانم نسرین خیلی تبریک می گویم.
همینطور به شما خانم مرضیه ،خانم آیدا و تمامی همسفران شعبه شادآبادهفته همسفررا تبریک و تهنیت عرض میکنم .
خانم نسرین عزیز صحبت های شما سرشار از نور و امید است بسیار سپاسگزارم.
وبلاگ نویسان محترم خدا قوت
همسفر حوریه یکشنبه 29 دی 1398 11:13 ب.ظ
با عرض سلام وخداقوت وتبریک هفته همسفر خدمت اسیستانت محترم خانم نسرین عزیز.
بسیار ممنون وسپاسگزار محبتها وصحبتهای خالصانه تان هستم.مثل همیشه نور امید ورهایی از صحبتهایتان تراوش می کند.همیشه پاینده باشید.
خدا قوت خدمت تمامی خدمتگزاران نمایندگی شاد آباد.
همسفرمژگان لژیون3 یکشنبه 29 دی 1398 10:40 ب.ظ
جشن همسفر تبریک میگم خدمت تمامی همسفران عزیزوخداقوت میگم خدمت خانم مرضیه وخانم آیداواسیستانت محترم خانم نسرین روز شنبه 28دی ماه در ذهن من ثبت شد انقدر که قشنگ وشیوا استاد بودید خانم نسرین عزیز من اولین بارم بود که روز همسفر در کنگره حضور داشتم و واقعا خیلی بهم خوش گذشت و لذت بردم
ممنون از تمام اعضای کنگره60
آرزو همسفر حامد یکشنبه 29 دی 1398 10:15 ب.ظ
جشن بسیار فوق العاده ای و پر از انرژی بود خیلی از صحبت های جامع و کامل خانم نسرین لذت بردیم . واقعا عالی بود.هفته همسفر رو به همه ی همسفرهاتبریک میگم و برای همه همسفرها ارزوی سلامتی میکنم.
خداقوت به وبلاگ نویسان
مریم کرمی یکشنبه 29 دی 1398 08:40 ب.ظ
عرض سلام و خدا قوت خدمت اسیستانت محترم خانم نسرین عزیز،بسیار زیبا و تاثیر گذار در مورد همسفر و جایگاه آن صحبت کردید، ابیات زیبایی که خواندید برایم بسیار لذت بخش بود جلسه بسیار شاد و پرانرژی بود از شما خیلی سپاسگزارم.در پناه خداوندمهربان باشید.
خدا قوت و سپاس از نگهبان و دبیر محترم جلسه
همسفر معصومه عبدی یکشنبه 29 دی 1398 07:50 ب.ظ
جشن خیلی خیلی خوب و پرانرژی بود.
خانم نسرین ممنون از صحبت ها و لبخندهایی که باعث زیبایی این جشن شد.
ممنون بابت این تصویرهای زیبا که منعکس شدند و تمامی عزیزانی که تلاش کردند این جشن به خوبی برگزار بشه.
ایرج ورمزیار(۲۱) یکشنبه 29 دی 1398 06:17 ب.ظ
همسفر،رنج سفربرتوآسان باد،من سفرکردم اماپاهای توتاول زد،من سفرکردم اماچشمان توابری شد، من سفرکردم اماپشت توخم شد،من سفرکردم اماتوداغ فراق دیدی،همسفربردستانت که درهرپیچ وخم وهرپرتگاهی دستم رارهانکردبوسه میزنم وخاک پایت راطوطیای چشمانم میکنم...روزتان مبارک ای فرشتگان زمینی...
همسفر سمانه ۱۷ یکشنبه 29 دی 1398 06:15 ب.ظ
خدا قوت خانم نسرین اسیستانت محترم شعبه
این هفته باشکوه را به شما و تمام اعضای شعبه شادآباد تبریک میگم.واقعا عالی صحبت کردید و جایگاه همسفری را به صورت کامل و جامع شناساندید.واقعا لذت میبرم از شعر هایی که همیشه در صحبتهای شما وجود داره و همیشه از وجودتان انرژی میگیرم امیدوارم بهترینها برایتان رقم بخورد.
خانم مرضیه عزیزم واقعا دیروز در جایگاه نگهبانی خوش درخشیدید و جلسه بسیار عالی برگزار نمودید و تبریک به خانم آیدا عزیز و سپاس از خدمت شما عزیزان.
مریم نظری یکشنبه 29 دی 1398 06:08 ب.ظ
خدا قوت سرکار خانم نسرین بزرگوار جلسه پربار و پر از انرژی را برگزار نمودید و واقعا نقش همسفر را آن طور که شایسته یک همسفر بود را بیان کردین من همیشه از شما آموزش می گیرم و امیدوارم مسافرها قدردادن همسفرهای خودشان باشند و مراقب شکوفه های زندگی( همسفر کوچولوها) باشند.
هفته همسفر را به شما و همه ی همسفرهای که بی منت و عاشقانه برای مسافرها و برای حفظ و آرامش زندگی زحمت می کشند و فقط نیاز به توجه دارند خالصانه تبریک می گویم.
خدا قوت به عزیزان گروه وبلاگ
ثریا ۱۲ یکشنبه 29 دی 1398 03:17 ب.ظ
خدمت نگهبان محترم خانم مرضیه عزیزم تبریک عرض میکنم لایق بهترین جایگاه ها هستید وبرای روزهای خوشتان و حال خوبتان بسیار خوشحالم شکر شکر شکر .
خدمت کمک راهنمای محترم خانم آیدا عزیز هم عرض تبریک وخدا قوت دارم . بهترینها نصیبتان شود .
ثریا ۱۲ یکشنبه 29 دی 1398 03:13 ب.ظ
اسیسنت محترم خانم نسرین عزیز؛ خداقوت جشن همسفر را خدمت شما تبریک عرض میکنم ‌. جلسه بسیار بسیار پرانرژی بود .بسیار عالی مشارکت نمودید واقعا به وجود شما افتخار کردم .سپاسگزار خدمتهاتون هستم و همیشه سربلند ، موفق و پیروز باشید .
خدمت تمام فرشتگان زمینی کنگره بالاخص شعبه شا اباد تبریک و تهنیت عرض میکنم .
لحظه به لحظه دیروز را که شاهد قدردانی مسافران از دوستان عزیزم بودم را از خدای مهربان و خوبم تشکر وشکر گزاری کردم .وقتی لبخند را بر روی این فرشتگان زمینی می دیدم بسیار خرسند میشدم.
واقعا لحظه به لحظه شادی ،لبخند ،آسایش و آرامش روز افزون این عزیزان عین عدالت وحقشان هست .
خدمت مرزبانان عزیز و مهربان سرکار خانم فاطمه و سمیه هم، عرض خداقوت و تبریک دارم سپاسگزار زحمات و خدمت عاشقانه تان هستم .
به همسفر کوچولوها هم تبریک عرض میکنم اجرای قشنگ و پرانرژی داشتند .
باتشکر و سپاس فراوان از گروه وبلاگ.
همسفر صبا یکشنبه 29 دی 1398 03:11 ب.ظ
هفته همسفر و جایگاه همسفری را به همه همسفران کنگره 60 و به ویژه همسفران نمایندگیمان تبریک می گویم و برایشان بالاترین پاداشها را از خداوند مسئلت دارم ، سرکار خانم نسرین چقدر زیبا سخن گفتید و چقدر خوب این جایگاه را تبیین کردید مطمئنم که با این کلام شما گره های بسیاری باز خواهد شد و دلهای بسیاری شاد خواهد گردید . با تشکر فراوان از شما به خاطر همه خدماتتان
همسفر مهدیه از لژیون ۴ یکشنبه 29 دی 1398 02:11 ب.ظ
سلام وخداقوت خدمت اسیستانت شعبه خانم نسرین ممنون بابت صحبتهای زیباتون درمورد همسفر واین هفته زیبا را به شما تبریک میگویم
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic