حس خوش رهایی
یکشنبه 22 دی 1398 ساعت 09:19 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر شمسیان | ( نظرات )
منِ همسفر، این تغییرات را به لطف کنگره به‌دست آوردم و اینک واقعاً نمی‌دانم به چه زبانی و با کدام واژه ها از خداوند و جناب مهندس تشکر نمایم.
خداوندا؛ تو را بابت این حالِ خوش سپاس.

سلام دوستان منیژه هستم همسفر وحید

وقتی متوجه شدم پسرم در منجلاب اعتیاد غرق شده است، به عمق تاریکی و سرما فرو رفتم. اصلاً دوست نداشتم در هیچ جمعی وارد شوم. با شنیدن هر حرفی از شدت ناراحتی از حال می‌رفتم.
همه اهل خانه را محکوم به بودن در تاریکی کرده بودم و می‌گفتم اگر چراغی روشن کنید سرم درد می گیرد.
تخریب مسافرم زیاد بود، به طوری که هر رهگذری با دیدنش متوجه اعتیادش می‌شد. تمام دندان هایش خراب شده بود.
زخم زبان اطرافیانم که بماند. اگر در مراسمی شرکت می کردم از هر طرف جمله ای می‌شنیدم که حال خراب مرا خرابتر می‌کرد.
یکی می‌گفت: این پسر را از خانه بیرون کنید. آن یکی می‌گفت: این پسر زندگی‌تان را نابود می‌کند؛ ولی عشق مادرانه هرگز اجازه نمی‌داد که در حق پسرم چنین کاری انجام دهم.
به دنبال راهکار گشتیم. انواع روشهای ترک را دیده بودم و می‌خواستم هر کاری که از دستم برمی‌آید برای خلاص شدن پسرم از بند اعتیاد انجام دهم.
هنگامی که از کنار کمپ هایِ اعتیاد رد می شدم گریه می‌کردم. دردهایشان را حس می‌کردم، انگار بند بند استخوانهای بدن من درد می‌گیرد.
تااینکه خداوند سایه مهربانی‌اش را بر سر ما گستراند و ما با کنگره آشنا شدیم.
مسافرم سفرش را آغاز نمود و من با هر سی دی که گوش می‌کردم، راهی برایم روشن می‌شد.
به مرور زمان حال خوش را احساس کردم. دیگر از آن زنِ ضعیف خبری نبود.
دیگر به کسی اجازه نمی دادم در مورد مسافرم بد صحبت کند. در مقابلش می‌ایستادم و از او حمایت می‌کردم تا انرژی‌های منفی به او نرسد.
منِ همسفر، این تغییرات را به لطف کنگره به‌دست آوردم و اینک واقعاً نمی‌دانم به چه زبانی و با کدام واژه ها از خداوند و جناب مهندس تشکر نمایم.
خداوندا؛ تو را بابت این حالِ خوش سپاس.
آقای مهندس بابت حضورتان در زندگی‌ام، سپاس.
روز رهایی ما راهنمایم حضور نداشت.
آن روز راهنمایم برای مراسم ختم یکی از بستگانشان در شهرستان بودند. راهنمای ایشان و تعدادی از دوستانم مرا همراهی کردند. نزد آقای مهندس رفتیم، وقتی آقای مهندس برگه رهایی را امضا کردند احساس کردم نور و روشنایی تمام وجودم را در برگرفت.
چراغ خانه ام روشن شد، چراغ زندگیتان همیشه روشن باشد.

نگارنده : همسفر منیژه لژیون ۱۸
ویراستاری : همسفر الهام
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مریم همسفر محمد لژیون دوازدهم دوشنبه 23 دی 1398 02:01 ب.ظ
درود وخدا قوت سرکار خانم منیژه.
شیرینی این رهایی زیبا گوارای وجودتان.
خانم منیژه ی عزیز،بلاخره ثمره ی صبرو گذشت وعشق مادرانه خود را دیدید.
امیدوارم این رهایی مستدام باشدوهمیشه چراغ راهتان پرفروغ.
وتبریک عرض می کنم به سرکار خانم حمیده .
راه همگیتان پرنور .
موفق وموید باشید.
نسرین.اسیستنت دوشنبه 23 دی 1398 10:02 ق.ظ
خانم منیژه عزیز مادر پراز عشق و مهربانی خداوند شبیه ترین عشق به عشق الهی را در وجود مادر نهاده فقط مادر است که مثل خداوند میگوید صدبار اگر توبه شکستی بازآی فقط مادراست که تا آخرین لحظه عمر به پای عشق پایداری میکند و هیچگاه وصله نافرم طرد و بی ارزشی به فرزندش نمیزند در تاریکترین روزها میسوزد تا فرزند نور امید را از دست ندهد واقعا دنیا چه جای تاریک و مخوفی بود اگر درآن مادر نبود.این جشن بزرگ قدردانی از همسفر بر شما و همه مادران همسفر در کنگره ۶۰ مبارک و میمون باد و بوسه شکر بر دستان پر مهرتان همیشگی.
عزیزه 15 یکشنبه 22 دی 1398 10:41 ب.ظ
خانم منیژه عزیز این رهایی شیرین مبارکتان باشد تبریک خدمت راهنمای گرانقدر خانم حمیده سپاس از وبلاگ نویسان
صغری همسفر یوسف یکشنبه 22 دی 1398 09:36 ب.ظ
خانم منیژه عزیز خدا را هزاران بار شکر که طعم شیرین رهایی ر وزیتان گردد مبارکتان باد
همسفر سمانه ۱۷ یکشنبه 22 دی 1398 08:43 ب.ظ
خدا قوت خانم منیژه عزیز شیرینی این رهایی گوارای وجودتان همیشه پایدار باشید.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات