برداشت از لژیون پزشکان
دوشنبه 13 آبان 1398 ساعت 12:02 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر شمسیان | ( نظرات )
هر روزی که جلسه است یکی از این مرزبان‌ها می‌شود مرزبان کشیک هرروز یک مرزبان کشیک. درست است که ۱۰ نفر، ۷ نفر، مرزبان هست ولی مرزبان کشیک یک نفر است آن یک نفر آن روز حکم می‌کند بقیه باید از آن تبعیت بکنند.


چهاردهمین جلسه از دور هفدهم کارگاه‌های آموزشی ویژه لژیون پزشکان پارک طالقانی، با دستور جلسه «هفته مرزبان، ایجنت و اسیستنت» در روز جمعه مورخ 19 مهر 98 رأس ساعت 8 صبح به نگهبانی جناب مهندس آغاز به کار نمود.
جناب مهندس:
سلام دوستان حسین هستم یک مسافر
این هفته، هفته ایجنت و مرزبان است.  شما در نظر بگیرید تقریباً ۶۰ عدد شعبه شود باید یک سیستمی می‌بود که این را اداره کند؛ یک شعبه یا دو شعبه نیست ولی الآن مطمئن هستم که این ۶۰ عدد شعبه تبدیل به ۶۰۰ عدد شعبه هم شود و یا شش هزار شعبه هم بشود به‌راحتی با این سیستم خودش را اداره می‌کند. الآن در نظر بگیرید که این ۶۰ شعبه، برای هر شعبه ۵ عدد مرزبان که بعضی‌شان هم خیلی بیشتر است می‌شود ۳۰۰ مرزبان. ۶۰ عدد هم ایجنت داریم که مسئول این‌ها یا راهنمای این‌ها است. ۶۰ عدد هم اسیستنت داریم. می‌شود ۴۲۰ تا. ۴۲۰ عدد مرزبان و اسیستنت.
باز در کنگره اگر ۶۰ عدد شعبه  در هرکدام ۱۰ عدد راهنما در نظر بگیرید می‌شود ۶۰۰ نفر راهنمای آقایان. اگر ۱۰ نفر هم راهنمای همسفران در نظر بگیریم می‌شود ۶۰۰ نفر هم راهنمای همسفران. یعنی ۱۲۰۰ نفر در کنگره ۶۰ راهنما داریم. 
من کف قضیه را در نظر گرفتم درصورتی‌که بعضی از شعبه‌ها هستند، ۲۵ نفر، ۱۸ نفر، ۳۵ نفر، ۳۰ نفر، راهنمای آقا داریم.
من دارم  حالت کم را در نظر می‌گیرم این سیستم را می‌خواهد تا بتواند اداره شود. انفرادی نشود. استبدادی نشود. این افراد هم می‌آیند با این شرایط ۱۴ ماه مرزبان می‌شوند و می‌روند کنار و دیگر مرزبان نمی‌توانند بشوند. دو دوره یا سه دوره بشوند دیگر تمام شد. حالا ایجنتی امکان دارد، ولی مرزبانی یک دوره می‌شوند و می‌روند کنار. این چهارده ماه درواقع یک دوره مدیریت هم هست. یک دوره مدیریت بحران است. شما در شعبه‌ای که  ۷۰۰  نفر آدم مصرف‌کننده در آن شعبه آن شعبه در آن شعبه هستند باید بتواند آنجا را اداره کند. آنجا را مرزبان‌ها اداره می‌کنند و هر روزی که جلسه است یکی از این مرزبان‌ها می‌شود مرزبان کشیک هرروز یک مرزبان کشیک. درست است که ۱۰ نفر، ۷ نفر، مرزبان هست ولی مرزبان کشیک یک نفر است آن یک نفر آن روز حکم می‌کند بقیه باید از آن تبعیت بکنند. این نیست که ما ۶ تا مرزبان هستیم این می‌گوید برو چپ آن می‌گوید برو راست یکی بگوید کج برو این‌طوری بشود یک مرزبان کشیک داریم مثل افسرنگهبان  تمام  امور به اختیار آن است، بازهم بین این ۵ مرزبان هر سه ماه یک‌بار انتخابات بین خودشان دارند و یکی از آن‌ها شود رئیس مرزبانان. نگهبان مرزبانان. یعنی مرزبان کشیک است می‌شود نگهبان  مرزبان‌ها یکی مرزبان مالی است یکی مرزبان انضباطی است. یکی مرزبان سفر اولی‌هاست. هرکدام در هر قسمتی است یکی مرزبان ایمنی است؛ یعنی ایمنی شعبه به عهده این شخص است، کپسول آتش‌نشانی دارد ندارد امکانات حفاظتی دارد ندارند تمام مسائل ایمنی بر عهده مرزبان ایمنی است یعنی همه تعریف‌شده است و این‌ها برای یک دوره ۱۴ ماهه کار می‌کنند و سپس کنار می‌روند و خوب به همه مسائل وارد می‌شوند و اسیستنت کسی است که سابقه خیلی قوی‌تری دارد در خانم‌ها می‌شود اسیستنت و در آقایان می‌شود ایجنت و این‌ها چه‌کار می‌کنند راهنمای این‌ها هستند مرزبان‌ها قدرت اجرایی دارند ولی ایجنت که مسئولشان است قدرت اجرایی ندارد اون نیروی اجرایی و عملیاتی نیست ناظر است؛ مثل یک راهنما با این سیستم کنگره دارد اداره شود و بعد ما میایم برای اینکه این جایگاه‌ها خوب جا بیفتد ما یکی دستور جلسه می‌گذاریم یکی دستور هفته می‌گذاریم، البته در این هفته خیلی‌ها هستند که نمی‌دانند مرزبان چیست، ولی با این  بحث‌هایی که در کنگره می‌گذاریم تمام هفته راجع به آن بحث می‌شود. همه می‌فهمند مرزبان کیست؟ ایجنت کیست؟ و چه جوری است؟ و ما در این هفته از این‌ها قدردانی می‌کنیم. هفته مرزبانی را شیرینی می‌گیرند شربت می‌گیرند در شعبه جشن می‌گیرند. مرزبان‌ها در جلسه می‌روند بالا، راجع به آن‌هاصحبت می‌شود، از آن‌ها قدردانی می‌شود این جایگاه‌ها مستحکم می‌شوند ارزشمند می‌شود آن جایگاه موقعی که به آن حرمت بگذاریم ارزشمند می‌شود. مثلاً روز یا هفته معلم اصلاً کسی می‌گوید آقا روزت مبارک. تهش همین است و کار دیگری نمی‌کنند. ولی کنگره ۶۰ می‌گوید وقتی از کسی بخواهیم تشکر کنیم، هیچ فرقی نمی‌کند، هم به زبان، هم به دل و هم به عمل. 

 در تولد کسی وقتی می‌خواهی بگویی تولدت مبارک باید کادو را بدهی و باید به عمل هم یک چیزی بدهی، باید نشان بدهید و این کار در کنگره انجام می‌پذیرد و همه قدردانی می‌کنند و قدردانی با یک پاکت است کادو ممنوع است و برایمان هم مهم نیست،  کادو ۵۰ هزار تومان باشند، ۵۰۰ هزار تومان باشد ۵ هزار تومان باشد یا حتی دو هزارتومن این نیست طرف بگه تو به من 5 هزار تومان دادی و به من توهین شده شما باید در هفته مرزبان حتماً و حتماً به مرزبان یک  پاکت بدهید. حالا پاکت درونش ممکن است ۵ هزار تومان باشد، ممکن است ۵۰ هزار تومان باشد. مهم نیست؛ بستگی به وسع آن شخص است و موقعی که ما این کار رو می‌کنیم، این کار حرمت پیدا می‌کند، قیمت پیدا می‌کند، ارزش پیدا می‌کند، فرد وقتی یک سال مرزبان بوده می‌فهمد که چقدر برای دیگران مهم است چقدر برای او ارزش 

قائل هستند. این است که با این جشن‌هایی که ما در کنگره داریم به کارها استحکام بخشیده می‌شود. چون این‌ها همه رایگان و داوطلبانه خدمت می‌کنند ولی در این هفته افراد با یک پاکت از آن‌ها قدردانی می‌کنند در هفته مرزبان‌ها این‌طور است در هفته راهنما همین‌طور است. در تمام کارها قدردانی را انجام می‌دهیم. 


اما یک مسئله هم بگویم، کاهش وزن، من دیدم وزن افراد دارد زیاد می‌شود و سردسته‌اش هم خود من هستم و شکمم دارد بزرگ می‌شود. من اصلاً باورم نمی‌شد که امکان دارد این اتفاق برای من هم بیافتد، اصلاً باورم نمی‌شد. من حدود ۷۹ کیلو بودم الآن شدم ۹۶ کیلو دیدم وضع دارد خیلی خراب می‌شود و همیشه از آدم‌هایی که شکمشان خیلی بزرگ بود انتقاد می‌کردم  و می‌گفتم. گفتم درکتاب عقاب سیاه هم نوشتم هیچ موجودی زشت‌تر از کسی نیست که شکم‌گنده داشته باشد، مخصوصاً موقعی که عریان باشد خیلی زشت و زننده است.  این است که به این قضیه این‌طوری نگاه می‌کردم ولی خب سر خودم بلا آمد. من شروع کردم به مطالعه کردن دیدم کاهش وزن را اصلاً بلد نیستند اصلاً صورت‌مسئله را بلد نیستند! من سه تا از دوست‌هایم روان‌پزشک بودند این‌ها کاهش وزن دادند. دو تا از آن‌ها مثل اسکلت شدند. صورت ریخته، گردن نازک شده، چشم‌ها رفته  است ته گود.  یعنی نشان می‌دهد تمام بافت صورت کامل ریخته. است این پزشک است و حتماً آناتومی را کامل خوانده است. پس این  روش غلط بوده، چون بدن حدود ۳۵ گرم در روز پروتئین نیاز دارد، تمام بافت‌های صورت بافت ماهیچه‌ها عضله‌ها همه از پروتئین است و باید پروتئین برسد و اگر این پروتئین نرسد از بافت‌ها  برمی‌دارد خورد می‌کند تبدیل به اسیدآمینه می‌کند و از آن پروتئین می‌سازد.

پس در کاهش وزن شما نمی‌توانید از پروتئین کم کنید به گوید نه من غذا نمی‌خورم نه من غذا نمی‌خورم و فقط علف می‌خورم گیاه‌خواری می‌کنم آن‌وقت پروتئین نمی‌خوری گوشت صورتتان می‌ریزد. باید در کاهش وزن از چربی‌ها آب شود، شما نمی‌توانید پروتئین را از بکنید از بکنید من به بچه‌ها می‌گویم پروتئین را حتماً سعی کنند استفاده کنند. باید صبح‌ها تخم‌مرغ آب پز بخورید که چندین گرم پروتئین دارد و چیزهای دیگر. یکی دیگر از آن‌ها که فاجعه بود رفته بود چربی‌های بدنش را بیرون کشیده بود! یک کار خیلی خیلی وحشتناک. اگر یک شخص عادی این کار را انجام می‌داد گفتیم نمی‌داند، ولی یک دکتر! شما وقتی چربی داخل بدن را بیرون می‌کشید آن‌ها از هم جدا می‌شوند گوشت از پوست کنده می‌شود، با چه چیزی می‌خواهید بچسبانیدش؟ با چسب‌دوقلو؟! مدت‌ها طول می‌کشد تا در این بافت پوست بچسبد، بعد بعضی‌ها چربی‌ها را که خارج می‌کنند پوست شل می‌شود، چروک می‌شود و سیاه. این است که دانشی که داریم از آن استفاده نمی‌کنیم. دکتر حتماً آناتومی بدن را خوانده است و حتماً می‌داند چگونه می‌خواهد  به بافت بچسبد. چقدر طول می‌کشد تا این به پوست بچسبد می‌روند جراحی می‌کنند، بعد می‌رفتند اضافه پوست را می‌چینند و برای یکی را چیده بودند کنارش عفونت کرده بود و هزار و یک مشکل دیگر...


البته این خود در کنگره بسیار جدی است یک روزی من به شوخی سیگار را شروع کردم الآن چند سال می‌گذرد در کنگره سیگار کشیدن بسیار بدتر از هروئین کشیدن است. آنقدر سیگار در کنگره ۶۰ مهم است که کسی که سیگار می‌کشد نمی‌تواند راهنما بشود. هیچ جایگاهی در کنگره ۶۰ نمی‌تواند بگیرد.  کسانی که می‌آیند راهنما بشوند ما اول دور کمرشان را اندازه می‌گیریم و می‌گوییم بروید روی ترازو و بعد هم با متر دور شکمتان باید نصف قدتان باشد و این کار را من چند سال دیگر انجام می‌دهم بعضی‌ها فکر می‌کنند فکر می‌کنند شوخی می‌کنم و می‌خندند و حالا بچه‌ها همه شروع کردند کنترل کردن. البته من نمی‌دانستم این سه اصل برای تغذیه است: غذای مناسب میزان مناسب و زمان مناسب. این‌ها را سی‌دی‌های اضافه‌وزن همه را گفتیم و شما به‌راحتی می‌توانید وزنتان را کنترل کنید بدون سختی کشیدن در مورد هفته مرزبان هم باید بگویم ما این‌ها را رعایت می‌کنیم در هفته راهنما باید به راهنمایتان کادو دهید و در هفته مرزبان باید به مرزبان‌ها کادو بدهید. با فرض اینکه  ده تا مرزبان باشد، اگر وضعتان خوب است شما ده تا  ۵۰ هزار تومان بدهید و اگر وضعتان خوب نیست شده ده تا دو هزار تومان هم بدهید باید این کار را انجام دهید حتی اگر نداشتید هم یک پاکت خالی را یادداشت پر می‌کنید و در آن تشکر می‌کنید من هم خودم روز پنجشنبه برای اینکه فراموش نکنم پاکت‌ها را برای مرزبانان آماده کردم و در آن‌هم تراول ۵۰ هزار تومانی نو گذاشتم این کارها در کنگره باید انجام شود. هفته نگهبان‌ها هم همین‌طور.

برداشت از همسفر زینب

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
صغری همسفریوسف لژ یون یازدهم جمعه 17 آبان 1398 02:59 ب.ظ
خداقوت خانم زینب بابت مطلب ارزشمند موفق باشید
سمیه9 پنجشنبه 16 آبان 1398 07:56 ق.ظ
خداقوت خانم زینب عزیز.تشکر فراوان بخاطر این مطالب مفید .پیروز وموفق باشید.
خداقوت وبلاک نویسان عزیز.
افسانه لژیون7 چهارشنبه 15 آبان 1398 06:04 ب.ظ
ممنونم خانم زینب خیلی عالی مطالب را منتقل کردید
ممنون از گروه وبلاگ
مریم کرمی چهارشنبه 15 آبان 1398 06:01 ق.ظ
خانم زینب عزیز، خدا قوت .ممنون از شما برای انتقال مطالب لژیون پزشکان.در پناه خداوند باشید.
همسفر اکرم سه شنبه 14 آبان 1398 08:26 ق.ظ
خانم زینب عزیز، از شما بسیار ممنون هستم برای انتقال گزارش لژیون پزشکان .خدا قوت
وبلاگ نویسان محترم ،موفق باشید
نسرین.اسیستنت سه شنبه 14 آبان 1398 01:28 ق.ظ
خانم زینب عزیز بابت ارایه گزارش خوب ومفصل از لژیون پزشکان از شما سپاسگزارم گروه وبلاگ خدا قوت
همسفر ربابه لژیون یکم دوشنبه 13 آبان 1398 09:48 ب.ظ
خدا قوت خدمت خانم زینب عزیز،سپاسگزارم بابت انتقال مطالب از لژیون پزشکان
خدا قوت خدمت وبلاگ نویسان محترم
همسفر رعنا دوشنبه 13 آبان 1398 05:00 ب.ظ
خانم زینب عزیز؛ممنون از اینکه مطالب ارزشمند و آموزنده و مفید را در اختیارمان گذاشتید.موفق باشید.
وبلاگ نویسان عزیز خدا قوت.برقرار باشید.
مریم همسفر محمد لژیون دوازدهم دوشنبه 13 آبان 1398 03:23 ب.ظ
درود وخدا قوت خانم زینب.
بسیار عالی به انتقال این مطالب مهم پرداختید.
خدمتتان پربرکت.
ایرج ورمزیار(۲۱) دوشنبه 13 آبان 1398 03:15 ب.ظ
همسفرگرامی سرکارخانم زینب ..خداقوت وتشکرازشمابابت انتقال مطالب ..تشکرازوبلاگ نویسان محترم گروه خانواده...
همسفر سمانه ۱۷ دوشنبه 13 آبان 1398 03:06 ب.ظ
خدا قوت خانم زینب عزیز سپاس از ارائه بسیار خوبتون راجع به لژیون پزشکان امیدوارم برکات این خدمات ارزشمند شما همواره در زندگیتان جاری باشد.
همسفر سکینه1 دوشنبه 13 آبان 1398 02:13 ب.ظ
خواهر خوبم،خانم زینب عزیز،سپاسگزار بابت انتقال مطالبی که در لژیون پزشکان صحبت شده بود.
با سپاس فراوان از بنیان کنگره و پزشکان محترم.
با تشکر از وبلاگ نویسان محترم.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: