چهارشنبه ها با سفیر عشق
شنبه 11 آبان 1398 ساعت 08:30 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر شمسیان | ( نظرات )
در تمام قسمت‌ها راهنمایان و مسئولین بدانند که بعضی افراد به‌جای اینکه یاد بگیرند شروع می‌کنند به معرکه‌گیری. این را باید ما متوجه باشیم؛ یکی اینکه خودمان معرکه‌گیری نکنیم و دیگر اینکه اگر افراد معرکه‌گیری کردند متوجه باشیم. این مسئله در تمام سطوح ممکن است باشد؛ در خانواده، در زندگی، در محل کار، در کنگره و ... خوشبختانه این مسئله معرکه‌گیری کمتر شده است؛ کافی است آن را بشناسیم و در مقابلش درست عمل کنیم.


یا قاضی
گلچینی از  کارگاه‌های آموزشی عمومی کنگره 60، ویژه مسافران و همسفران سفر دوم، با استادی و نگهبانی مهندس و با دستور جلسه "رابطه یادگیری و معرکه‌گیری"، که در روز چهارشنبه 98/8/8 برگزار شد.

در آستانه برگزاری جشن گلریزان، بچه‌ها چند هفته جلوتر به استقبال رفته‌اند و این کار را انجام می‌دهند که کار سبک‌تر بشود و این بسیار خوب است و در حقیقت دارند به خودشان کمک می‌کنند. آن‌ها این حرکت زیبا را یاد گرفته‌اند که دیگران کاشتند و ما خوردیم ، ما می‌کاریم تا دیگران بخورند. دیگران تلاش کردند تا ما به رهایی برسیم و حالا ما کمک می‌کنیم تا دیگران به رهایی برسند.
ادب شخص به ز دولت اوست» درخت هر چه بارش بیشتر است، سرشاخه‌هایش پایین‌تر است. درختان سیب وقتی‌که پربار می‌شوند شاخه‌هایش می‌آیند پایین تا حدی که شاخه‌ها به زمین می‌رسند. سیب‌ها را که می‌چینی شاخه‌ها بالا می‌روند. پس آدمی که پر باشد سرش پایین است، افتاده است. اگر جاهل و نادان باشد سرش بالاست و گردنش را بالا می‌گیرد. بنابراین باید با مردم با ادبیات خوبی صحبت کنیم. یک مسافر یا همسفر که به اینجا می‌آید مطمئن باشید که حالش خراب است، اگر حالش خراب نباشد که کنگره نمی‌آید. همه ما به‌اتفاق همدیگر کنگره را درست کرده‌ایم و اعلام کرده‌ایم که هر کس مصرف‌کننده مواد مخدر است به کنگره بیاید و به‌پاس احترام به آن مصرف‌کننده اعضای خانواده‌اش هم تشریف بیاورند. کسی بگوید که من دکترا دارم می‌خواهم بیایم کنگره ما می‌گوییم نه تو نمی‌توانی وارد کنگره بشوی، تو نمی‌توانی مسافر بشوی. مهم این است که شما یک نفر را که حالش خراب است درست کنید. مثل قدیم که اگر کسی می‌خواست صوفی بشود از او امتحان می‌گرفتند اگر همه‌چیزش مرتب بود اجازه می‌دادند وارد حلقه آن‌ها بشود. اگر شما یک آدمی که مشروب‌خوار است و یا مواد مصرف می‌کند و یا آدم خلافی است را درست کردی مَردی، اگر به چنین فردی خدمت کردی مردی. راهنمای مسافر و راهنمای همسفر باید این هنر را داشته باشد که چنین فردی را جمع کند و تحت هیچ شرایطی نمی‌تواند به او توهین بکند. «تنبیه کردن» با «توهین کردن» دو مقوله متفاوت است. اگر حکم اعدام یک نفر را صادر کردند شما می‌توانید اعدامش کنید ولی نمی‌توانید به او توهین کنید و یا فحش و ناسزا بدهید. ما در هیچ شرایطی نمی‌توانیم به افراد توهین کنیم حتی اگر فرد به ما توهین کرد. ما در تمام سطوح کنگره 60 باید با مردم با احترام و مروت برخورد کنیم.
در نظر داشته باشید یک حرف و یک حرکت ساده شما می‌تواند زندگی یک طایفه را به هم بریزد. ممکن است فرد به خاطر حرف شما از کنگره قهر کند و برود و دیگر نیاید. ممکن است فرد با یک حرف شما برنجد و از بین برود. همه ما باید مراقب صحبت کردنمان باشیم. اگر یک‌زمانی خواستید تنبیه کنید، تنبیه بکنید ولی توهین نکنید. جان کلام این است که بین تنبیه و توهین تفاوت است.
ما معرکه‌گیر هستیم. چون انسان همه را می‌پیچاند و سر همه کلاه می‌گذارد حتی سر خودش را هم کلاه می گذارد. وقتی نمی‌تواند یک کار منطقی را انجام بدهد سعی می‌کند تا دیگران را وارد بازی کند، دیگران را مقصر جلوه دهد و برای فرار مشکل را گردن دیگران بیندازد.
در قدیم معرکه‌گیری بود اما الآن نیست، الآن همه در فضای مجازی معرکه‌گیری دارند. در قدیم یک پهلوان و یا مارگیری بود که مردم دورش جمع می‌شدند و او با مار و یا با پهلوانی کارهایی می‌کرد. معرکه‌گیری در جنگ هم بود، کسی که در آخرین مراحل جنگ بود شروع می‌کرده به چرخیدن و معرکه گرفتن که درنهایت خودش از بین می‌رفت و خیلی‌ها را هم با خودش از بین می‌برد. ما به جمع‌کردن یک عده‌ای به دور خودمان معرکه‌گیری می‌گوییم. شاگرد در لژیون ناموفق است، تمام تقصیرها را به گردن راهنمایش می‌اندازد؛ در خانواده فرد در انجام وظایفش کوتاهی می‌کند، وقتی به او گوشزد می‌کنند یک سری مسائل دیگر را جلو می‌کشد؛ مثلاً آقا می‌آید خانه و خانم غذا درست کرده است می‌گوید خانم غذای شما کمی شور است و خانم جواب می‌دهد یادت هست مادرت چه آشغال‌هایی درست می‌کرد حالا غذای من شور است؟! و یا خانم می‌گوید که آقا خرجی بده و آقا جواب می‌دهد مگر پدرت به تو خرجی می‌داد؟ نان نداشتید بخورید! و مسائل دیگر. به‌جای اینکه مشکل را برطرف بکند مسائل دیگری را مطرح می‌کند، این همان معرکه‌گیری است. بعضی‌ها سعی می‌کنند یاد بگیرند، وقتی گفته می‌شود نمک غذا زیاد است سعی می‌کند نمک را کم کند؛ وقتی گفته می‌شود خرجی نمی‌دهی، یاد می‌گیرد که خرجی خانه را بدهد. ساده‌ترین مثال این است که بارها گفته‌ام، یک لیوان چای روی فرش است و فرد با لگد می‌زند این لیوان روی فرش می‌ریزد، اولین حرفی که می‌زند این است که چه کسی این لیوان چای را اینجا گذاشته؟! نمی‌گوید که آیا تو چشم نداری که به زیر این لگد زده‌ای؟! مثل الآن که رسم شده شما مشکلی داری می‌روی پیش یک متخصص او می‌نشیند و کندوکاو می‌کند و بعد از چندین جلسه می‌گوید که اگر تو دپرس هستی و افسردگی داری به خاطر این است که موقعی که تو بچه بودی مادرت با زن همسایه دعوایش شده و در حین دعوا یک قابلمه پرتاب کردند و شیشه شکسته و از آن روز تو آدم افسرده‌ای شده‌ای!! خب، حالا که چه؟ اگر تو افسرده هستی به این دلیل است که تو حرکت و تلاش و ورزش نمی‌کنی، تغذیه و خوابت درست نیست، صبح تا شب در فضای مجازی هستی، همه‌چیزت به‌هم‌ریخته است و انواع و اقسام قرص‌های جورواجور می‌خوری، این‌ها مشکل توست. این هم یک نوع معرکه‌گیری است.
من درس نخوانده ام تقصیر دیگران است، اگر من در کار شکست خورده ام تقصیر جامعه است، اگر من مواد مصرف می‌کنم تقصیر جامعه است چرا باید سر هر چهارراهی مواد مخدر باشد! اگر چاقو نبود من چاقوکشی نمی‌کردم! مواد مخدر هست ولی خیلی‌ها نمی‌کشند، مشروب همه‌جا هست ولی خیلی‌ها مصرف نمی‌کنند.
 قدیم در اثر مصرف مشروبات الکلی ما شاهد چاقوکشی بودیم. فیلم‌های قیصر و گوزن‌ها هم مال همان زمان بود که داستان چاقوکشی در آن به تصویر کشیده شده بود. خوشبختانه الآن دیگر چاقوکشی نداریم. در زمان قدیم مواد و مشروبات الکلی بود الآن هم هست، خداوند همه این چیزها را به ما داده؛ ولی خداوند یک‌چیزی هم به نام «عقل» به ما داده که ما از آن استفاده کنیم، خداوند همه‌چیز خلق کرده هم خوب و هم بد؛ چون این چیزها از دیدگاه ما بد است اما از دیدگاه خداوند بد نیست؛ از دیدگاه هستی ما بد نداریم؛ کاربرد نادرست این‌ها بد است. مگر چاقو بد است؟ اگر چاقوکشی کنی بد است، مگر تریاک بد است؟ تریاک همان نوشدارو است و بزرگ‌ترین خدمت را به بشریت می‌کند، سیانور بد است؟ سیانور کاربرد بسیاری دارد ازجمله در صنایع عکاسی؛ ما نمی‌توانیم چیز بد پیدا کنیم، هر چیز که در جایگاه خودش استفاده نشود بد است. شیطان هم همین‌طور، او در جایگاه خودش وظیفه خودش را دارد انجام می‌دهد ولی اگر ما از او استفاده کنیم بد است. او دارد به‌عنوان یک نیروی مکمل کار انجام می‌دهد؛ نیروهای مثبت و منفی در حال کشمکش هستند که در اثر این کشمکش زندگی ادامه دارد. لازمه ادامه زندگی ما در زمین ادامه مشکلات است اگر مشکلات را از ما بگیرند ما در کره زمین نمی‌توانیم زندگی کنیم. بنابراین، همه‌چیز هست و ما باید از تدبیر عقلمان استفاده کنیم تا چه‌کاری را انجام بدهیم و چه‌کاری را انجام ندهیم.
 در تمام قسمت‌ها راهنمایان و مسئولین بدانند که بعضی افراد به‌جای اینکه یاد بگیرند شروع می‌کنند به معرکه‌گیری. این را باید ما متوجه باشیم؛ یکی اینکه خودمان معرکه‌گیری نکنیم و دیگر اینکه اگر افراد معرکه‌گیری کردند متوجه باشیم. این مسئله در تمام سطوح ممکن است باشد؛ در خانواده، در زندگی، در محل کار، در کنگره و ... خوشبختانه این مسئله معرکه‌گیری کمتر شده است؛ کافی است آن را بشناسیم و در مقابلش درست عمل کنیم.

برداشت از دستورجلسه : 


نکته مهمی که آقای مهندس مطرح کردند، در مورد رفتار کمک راهنمایان همسفر و مسافر(خدمتگزاران کنگره) در رابطه با تازه واردین بود که آنها با حال خراب وارد کنگره می‌شوند و هنر کمک راهنمایان است که آنها را جذب کنگره کنند.
باتوجه به اینکه جدیداً در جایگاه مقدس کمک راهنمایی خدمت می‌کنم، این نکته برایم جالب و پر اهمیت تر شد؛ اینکه به تازه واردین به چشم یک بیمار نگاه کنم که جسم و روان و جهان بینی ‌شان  آسیب دیده و مسافران بر اثر مصرف مواد و همسفران هم با زندگی کردن در کنار آنها دچار بیماری شدند و علائم بیماری آنها شدیداً مشخص می‌شود.
یادگیری با معرکه گیری رابطه عکس دارد؛ چون آنها در ابتدا آموزش ندیده اند و هر کدام شروع به معرکه گیری و دفاع از خود یا قربانی جلوه دادن خودشان می‌کنند؛ پس من راهنما باید خودم از معرکه دور باشم تا بتوانم به آنها کمک کنم و در این شرایط بهترین دارو برای این افراد عشق و محبت است.
یک راهنما، با آغوشِ باز پذیرای تازه واردین باشد و انتظار حال خوش از آنها نداشته باشد و بداند با عشق و محبتی که به آنها می‌دهد، زهر را از وجودِ آنها بیرون می‌کشد و شیرینی عشق را جایگزین می‌کند و همیشه خودش را جای تازه واردین قرار بدهد و روزِ اول که خودش وارد کنگره شد را فراموش نکند تا بتواند بهتر به آنها کمک کند و فراموش نکند که حقِ توهین به آنها را ندارد.
نکته دوم در مورد معرکه گیری بود.
همه ما به نوعی معرکه گیر هستیم و اگر معرکه گیر نبودیم قطعاً در کنگره و در این حیات نبودیم و از این حلقه جدا می‌شدیم و در جرگه انسان‌های  یادگیر قرار می‌گرفتیم.
زمانی که من، در کاری ضعف داشته باشم و در انجام آن ناتوان باشم یا نخواهم که مسئولیتم را درست انجام بدهم شروع به قضاوت و مقایسه دیگران می‌کنم  و معرکه گیری اتفاق می‌افتد.
اگر من سعی کنم در راستای آموزش‌های  کنگره قرار بگیرم و دانائی خودم را افزایش دهم، از معرکه گیری من کم می‌شود.
معرکه گیری هم ربطی به موادندارد، هر کس در هر جایگاهی دچار معرکه گیری می‌شود، مگراینکه دانایی اش را به دانائی موثر تبدیل کند.
در گذشته به دلیل مشکلاتی که پسرم داشت به روانشناس مراجعه کردم و چندین جلسه با من و پسرم صحبت کرد و هیچ نتیجه ای نداشت جز اینکه دیگران را مقصرکند و حتی یک راهکار به ما نداد و من هم دیگر ادامه ندادم.
در شرایطی که شخصی دچار مشکل شده است، اولین کار این است که چگونه از این مسئله خارج شود؟ بعد باید به دنبال دلیل آن کار باشیم.
من همیشه در مقابل مسافرم خود را قربانی نشان می دادم و با گریه و گاهی با سکوت و گاهی با سروصدا می‌خواستم به او بفهمانم که مقصر است و من با زندگی کردن با او در رنج هستم ؛ البته سکوت هایی که داشتم، سکوتی نبود که از روی تدبیر، تفکر و صبوری باشد بلکه سکوت هایی بود که باعث عصبانیت مسافرم می شد و روابط را بدتر می کرد؛ ولی خودم تظاهر می کردم که صبوری است .
الان که به عقب بر می گردم می‌بینم با مقصر جلوه دادن دیگران و قبول نکردن مسئولیت خودم، اولین ضربه را به خودم می زدم و این کار باعث می شد همیشه عصبانی باشم و احساس سرخوردگی کنم و آرامش نداشته باشم.
هر کاری که انجام می‌دهیم، باید ببینیم چه نیتی پشت آن است و با چه نیتی آن را انجام می‌دهیم؟ خدمتی که برای مسافرم، فرزندم و... می کنم فقط برای خودِ خدمت است یا برای منت گذاشتن و توقع داشتن است؟
اگر این سوال را از خودمان بپرسیم و هر کاری می‌کنیم بدانیم حق با چه کسی است؟ آیا دیگران مقصر هستند؟ آیا نیت من از این کارهایی که می کنم معرکه گرفتن نیست؟
اگر این سوال ها را از خودمان بپرسیم به جواب درست می رسیم .
به دنبال خدمت و یادگیری باشیم تا از معرکه گیری دور شویم و کسی که در بطن کار قرار می‌گیرد، قضاوت و قیاس کمتری دارد و دیگران را درک می‌کند  و دچار حاشیه نمی‌شود. عشق را چاشنی کارهایمان کنیم تا به بهترین شکل ممکن انجام گیرد .
خدایا کمکمان کن به دنبال یادگیری و آموزش باشیم و کمتر معرکه بگیریم.

نگارنده : همسفر کمک راهنما سکینه
تایپ : همسفر اکرم
ویراستاری : همسفر الهام



می توانید دیدگاه خود را بنویسید
ربابه لژیون پنجم دوشنبه 13 آبان 1398 02:20 ب.ظ
کمک راهنمای محترم خانم سکینه
از شما خیلی سپاسگزارم به نکات خیلی خوبی اشاره فرمودید و من هم آموزش گرفتم که چگونه باید با یک تازه وارد برخورد کرد. آموزش گرفتم.
نکاتی که فرمودید در قبل برای من معرکه گیری نبود اما با آموزش ها متوجه شدم سکوت هم نوعی معرکه گیری است.
خانم اکرم و خانم الهام پیروز و سربلند باشید‌
فریده دوشنبه 13 آبان 1398 09:09 ق.ظ
کمک راهنمای محترم خانم سکینه ممنونم بابت برداشت های خوبتان؛ بسیار عالی خودتان را در بطن دستور جلسه قرار دادید.ان شاالله با آموزش هایی که دریافت کردید و به کمک عشق درونیتان بتوانید سم وجودی بسیاری از انسانها را از درونشان خارج کنید و از نیروهای شفابخش و احیاگر در هستی باشید.
مریم کرمی دوشنبه 13 آبان 1398 06:45 ق.ظ
خانم سکینه عزیز، خدا قوت ،ممنون از انتقال صحبتهای آقای مهندس و برداشت خوب و آموزنده خودتان . در پناه خداوند باشید.
سمیه9 دوشنبه 13 آبان 1398 02:36 ق.ظ
کمک راهنمای عزیز سرکار خانم سکینه خداقوت وسپاس امیدوارم در کمک راهنمایی زیبا بدرخشید وبه خواسته های والای خود برسید.با ارزوی بهترینها برای شما.
مینا یکشنبه 12 آبان 1398 09:44 ب.ظ
خداقوت خانم سکینه عزیز از برداشت خوب و نکاتی که عنوان نمودید.
مریم حسینی یکشنبه 12 آبان 1398 12:55 ب.ظ
کمک راهنما محترم خانم سکینه عزیزم بسیار عالی بود و از نتیجه ای که گرفتید نشان از دانایی موثرتان که دارید دارد برایتان موفقیت در مسیر زندگیتان دارم
وبلاک نویسان محترم خدا قوت
همسفر سمانه ۱۷ یکشنبه 12 آبان 1398 12:24 ب.ظ
کمک راهنمای محترم خانم سکینه بسیار عالی سخنان آقای مهندس را برایمان بازگو کردید و برداشت عالی که داشتید واقعا استفاده کردم خداوند به قلمتان برکت دهد همیشه از چهره آرام شما انرژی میگیرم پایدار باشید و برقرار.سپاس از خانم اکرم و خانم الهام عزیز.
ثریا۱۲ یکشنبه 12 آبان 1398 09:36 ق.ظ
عرض خدا قوت دارم خدمت کمک راهنمای محترم خانم سکینه .بسیار عالی و آموزنده بود .برای دعای آخرتان آمین میگویم. خدمتتان قبول امیدوارم لژیون پرباری داشته باشید.
با تشکر فراوان از گروه وبلاگ‌.
ثریا۱۲ یکشنبه 12 آبان 1398 09:35 ق.ظ
عرض خدا قوت دارم خدمت کمک راهنمای محترم خانم سکینه .بسیار عالی و آموزنده بود .برای دعای آخرتان آمین میگویم. خدمتتان قبول امیدوارم لژیون پرباری داشته باشید.
با تشکر فراوان از گروه وبلاگ‌.
سمانه همسفر داود یکشنبه 12 آبان 1398 09:21 ق.ظ
خدا قوت و سپاس بسیار عالی موفق باشید.
نسرین.اسیستنت شنبه 11 آبان 1398 02:02 ب.ظ
خانم سکینه عزیز خداقوت وتشکر فراوان برای ارائه صحبتهای بنیان کنگره که بسیار عالی و دقیق بود موفق باشید گروه وبلاگ متشکرم
ایرج ورمزیار(۲۱) شنبه 11 آبان 1398 10:04 ق.ظ
کمک راهنمای گرامی سرکارخانم سکینه..خداقوت وتشکرازشمابابت انتقال پیامها وسخنان استاد..پیروزوسربلندباشید..تشکرازوبلاگ نویسان محترم گروه خانواده...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید: