خدمت به همسفر کوچولوها؛ حرکت و امید
سه شنبه 7 آبان 1398 ساعت 08:14 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر سمیرا | ( نظرات )
بعد از چند جلسه حضور در کنار این فرشته های مهربان، احساس کردم ساعاتی که در کنار آنها هستم به هیچ چیز جز بچه‌ها فکر نمی‌کنم و این اتفاقی بود که در آن زمان باید برای من می‌افتاد.


به نام قدرت مطلق الله

سلام دوستان مرجان هستم همسفر
وقتی از من خواسته شد در رابطه با مدتی که در کنار همسفر کوچولوها بودم مطلبی بنویسم، به یاد روزهایی افتادم که اصلاً حال خوبی نداشتم و پر از خشم، نگرانی و اضطراب بودم. هیچ چیزی آرامم نمی‌کرد، خسته بودم و سرگردان به دور خود می‌چرخیدم.
با راهنمایم صحبت کردم و ایشان به ناامیدی اشاره کردند و فرمودند: نباید در سکون باشی. 
روزها فکر کردم که چه کار کنم؟ ورزش کنم؟ کلاس‌های هنری بروم یا ...
در همین افکار بودم که روزی وارد شعبه شدم. جلسه وبلاگ نویسان بود و زود آمده بودم. مرزبان محترم دوره قبل خانم فاطمه مرا صدا زدند و گفتند برای حضور و غیاب به یک نفر نیاز داریم؛ چون شما قبلاً اعلام کرده بودید دوست دارید خدمت کنید این خدمت را به شما می‌دهیم.
خیلی خوشحال شدم و گفتم وای خدایا،حرکتِ من همین است، از سکون به درآمدن همین است و من باید خدمت کنم تا حالم خوب شود و به فال نیک گرفتم. چند هفته ای این خدمت را انجام دادم؛ اما به دلایلی مشکلی پیش آمد و نتوانستم ادامه دهم و گفتند خدمت دیگری انجام دهید.
روزها می‌گذشت و خدمتی نصیبم نمی‌شد تااینکه خانم نسرین، لژیون همسفر کوچولوها را تشکیل دادند. به محض شنیدن پیام، مانند یک انسان تشنه داوطلب شدم و شروع کردم.


بعد از چند جلسه حضور در کنار این فرشته های مهربان، احساس کردم ساعاتی که در کنار آنها هستم به هیچ چیز جز بچه‌ها فکر نمی‌کنم و این اتفاقی بود که در آن زمان باید برای من می‌افتاد.
حالم روز به روز بهتر می‌شد، گویا من بیشتر به بچه‌ها نیاز داشتم! از اینکه می‌توانستم در کنارشان باشم لذت می‌بردم، وقتی مرا در آغوش می‌گرفتند، می‌خندیدند و شیطنت می‌کردند حالم خوب می‌شد. این همسفران کوچک، از خودگذشته، مهربان، صبور و توانمندند.
آنها سرشار از عشق اند، زمانی که  وسیله‌ای که دارند را داوطلبانه به دوستشان می‌دهند، در نقاشی و رنگ آمیزی به هم کمک می‌کنند، از لقمه و میوه هایشان به هم می‌دهند. زمانی که تی می‌کشند، جارو می‌زنند، وقتی سبد را می‌بینند به هرطرف به دنبال مادرشان می دوند که پول بگیرند و در سبد بیندازند؛ یعنی همسفری و عشق را آموختند؛ یعنی حال دلشان خوب است؛ یعنی این من هستم که باید از آنها بیاموزم که از دانایی به سمت دانایی موثر حرکت کنم.
آنها بزرگترها را می‌بینند و عمل می‌کنند و این برای من بسیار آموزنده بود.
ممنونم از فرشته های عزیزم بابت اینکه حالم را خوب کردند و همسفری را به من آموختند. با حضوری هر چند کوتاه در کنار شما جانی دوباره گرفتم و حرکت کردم .  
                                                    "دوستتان دارم"
تهیه مطلب: همسفر سمانه
ویراستاری: همسفر الهام قدیری

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
جمعه 10 آبان 1398 06:23 ب.ظ
خسته نباشید خانم مرجان عزیز بابت خدمت برای همسفر کوچولوها و بابت متن زیبا و گرمتان تشکر میکنم بسیار اموزنده بود تشکر از وبلاگ نویسان
همسفر سکینه1 جمعه 10 آبان 1398 07:48 ق.ظ
خانم مرجان عزیز،دل نوشته ی آموزنده و پر احساسی بود.ان شاالله جایگاه های خدمتی را در کنگره تجربه کنید.و همیشه این حس های ناب را بچشید.
خدا قوت وبلاگ نویسان محترم.
همسفر زهرا پنجشنبه 9 آبان 1398 11:26 ب.ظ
خانم مرجان عزیز ممنون از دلنوشته پر از احساس و خوبتان و ممنون بابت خدمتی که به همسفران کوچک میکنید ،پایدار باشید
ممنون از وبلاگ نویسان
لیلا محمدلو پنجشنبه 9 آبان 1398 10:31 ق.ظ
مرجان عزیزم، مثل همیشه پر احساس نوشتید خدا رو شکر که با خدمت به همسفر کوچولو یک قدم به آرامش نزدیک شدید. سپاس بابت این خدمت عاشقانه ات. آرزوی بهترینها را برایت دارم. شاد و پیروز باشید.
پوران همسفر عباس لژیون 1 چهارشنبه 8 آبان 1398 06:05 ب.ظ
خداقوت خانم مرجان عزیز شما درجایگاههای مختلف خدمت می کنید ان شاالا برکت خدمتهایتان اراامش وسلامتی باشبد ا.شما چهره های خوشرو دارید وصبور در رفتار شما موج می زند .مطالبی که بیان کردید بسیار عالی بود ان شاالا دراینده ای نه چندان دور شاهد لژیون پربار شما باشیم .
مریم کرمی چهارشنبه 8 آبان 1398 05:51 ق.ظ
خانم مرجان عزیز و مهربان، ممنون از دلنوشته زیبایتان .از خدمات شما برای این فرشتگان ، خیلی خیلی سپاسگزارم.در پناه خداوند مهربان باشید.
همسفر مهدیه از لژیون ۴ سه شنبه 7 آبان 1398 11:08 ب.ظ
خانم مرجان عزیز خداقوت وتشکر بابت مقاله خوبت
همسفر سمانه ۱۷ سه شنبه 7 آبان 1398 08:04 ب.ظ
خانم مرجان عزیز خدا قوت بسیار عالی بود خداوند به قلمتان برکت دهد.
فریده سه شنبه 7 آبان 1398 05:04 ب.ظ
مرجان عزیز ممنونم بابت همه مهربانی هایت و همه ی خدمات خوبت در شعبه
لذت بردم از دلنوشته ی پر از احساس و آموزنده ات

همیشه در مسیر خدمت باشی
همسفر نجیمه سه شنبه 7 آبان 1398 02:52 ب.ظ
سلام و خداقوت خانم مرجان عزیز دل نوشتتون بسیار عالی بود
ان شاءالله تو جایگاههای بالاتر ببینمتون
موفق باشی
نسرین.اسبستنت سه شنبه 7 آبان 1398 12:37 ب.ظ
خانم مرجان عزیز دقیقا روزی را که با اشتیاق تمام اعلام آمادگی کردید برای این خدمت خاطرم هست بسیار باعشق هر خواسته ای در جهت آموزش بچه هارو انجام میدادید اگرچه مدت کوتاه بود ولی بذر محبتتان در دل بچه ها کاشته شد آنچنان که الآن هم از دیدنتان همانقدر خوشحال میشوند که در دوران خدمتتان موید باشید وبرکت خدمت در زندگیتان جاری باشد با تشکر از گروه وبلاگ
مینا سه شنبه 7 آبان 1398 11:20 ق.ظ
خانم مرجان عزیز ممنون از خدماتی که برای این کوچولوها انجام دادید. امیدوارم حال خوب این خدمت همیشه در زندگی تان جاری باشد.
ایرج ورمزیار(۲۱) سه شنبه 7 آبان 1398 10:21 ق.ظ
همسفرگرامی سرکارخانم مرجان...خداقوت وتشکرازشمابابت مقاله خوبتان..وتشکرویژه ازشمابابت راهنمایی همسفران کوچک وآینده ساز کنگره۶۰ وانشالله درجایگاه جدیدهم پیروزوسربلندباشید...تشکراز وبلاگ نویسان محترم گروه خانواده..
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic