چهارشنبه ها با سفیر عشق
یکشنبه 5 آبان 1398 ساعت 09:11 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر شمسیان | ( نظرات )
پس قدم اول تفکر ماست. ما با تفکر می توانیم راه پیدا کنیم. برای انجام کار راه های بسیار زیادی جلوی پای انسان قرار دارد باید تفکرکند که کدامیک به خیر و صلاح اوست. گاهی لازم است که انسان روزها، هفته ها، ماه ها و گاهی اوقات سالها فکر کند. 



گوشه ای از جلسه ششم از دوره شصت و هفتم کارگاههای آموزشی عمومی کنگره 60، ویژه مسافران و همسفران سفر دوم، با استادی و نگهبانی مهندس  با دستور جلسه "وادی دوم و تاثیر آن روی من"، در روز چهارشنبه اول آبان ماه سال 98  برگزار شد.

آیا ما جهت بیهودگی آمده ایم؟ همه ما کارگران هستی هستیم؛ وقتی می گوییم ما بنده هستیم یعنی کارکن در هستی هستیم و باید کار کنیم تا سیستم بچرخد. در یک خانه کوچک 60 متری چقدر باید کار کنید؛ وای به حال یک کره زمین که همه ذرات هستی در آن مشغول کار هستند؛ حتی گیاهان کوچک بیابانی که وظیفه آنها جلوگیری از طوفان شن است.

ما باید خودمان را نگاه کنیم و ببینیم که به درد چه می خوریم ، ما چقدر می ارزیم؟ بعضی ها مصرف کننده بی مصرف هستند، مصرف می کنند اما به درد هیچ چیزی نمی خورند؛ از این انسان ها زیاد داریم. ولی انسان هایی هم داریم که هم مصرف می کنند و هم کار می کنند. باید بدانیم که ما در این هستی یک وظیفه و تعهدی داریم. فقط نیامده ایم که بخوریم و بخوابیم و خوش بگذرانیم. باید در هستی در حد خودمان کار کنیم. «هیچکدام از ما به هیچ نیستیم حتی اگر خود به هیچ فکر کنیم» بعضی اوقات انسان در جهت تاریکی ها فرو می رود و بعد می گوید من که ارزشی ندارم! من که کارتن خوابم! من از سنم گذشته است و ارزشی ندارم! حتی اگر خودمان فکر کنیم که به درد هیچ چیزی نمی خوریم، باز داریم اشتباه می کنیم چون هر کدام از ما هر قدر در اعماق جهنم فرو رفته باشیم وقتی که متوجه اشتباهمان بشویم، رویمان را برگردانیم و از ظلمت به طرف نور حرکت کنیم از آن مرحله خارج می شویم. هیچ موجودی مجبور نیست تا ابد در جهنم باشد، اگر از اشتباه خودش پشیمان بشود مورد رحمت خداوند قرار می گیرد. باید ببینیم که در کجای کار قرار داریم و می خواهیم به کجا برسیم.
اگر به وادی اول «با تفکر ساختارها آغاز می شود و بدون تفکر آنچه هست رو به زوال می رود» تفکر و اندیشه کنیم برای ما بس است. اگر در کاری دچار شکست شدیم یعنی بدون تفکر آن را انجام داده ایم. پس در کلیه کارها باید تفکر کنیم. در وادی دوم می گوید که وقتی دارید تفکر می کنید حواستان باشد که جهت بیهودگی نیستید. فردی بگوید که الان 40 سال است که شیره می کشم و 70 ساله هستم، دیگر از من گذشته! ما چقدر افراد داریم که 50 سال است که شیره کشیده اند و خوب شده اند. هیچ کس فکر نمی کرد کسی که 50 سال شیره و تریاک کشیده و هفتاد سال هم سن دارد خوب بشود ولی با تفکر و راهی که در کنگره ترسیم شد آنها به درمان رسیدند.
پس قدم اول تفکر ماست. ما با تفکر می توانیم راه پیدا کنیم. برای انجام کار راه های بسیار زیادی جلوی پای انسان قرار دارد باید تفکرکند که کدامیک به خیر و صلاح اوست. گاهی لازم است که انسان روزها، هفته ها، ماه ها و گاهی اوقات سالها فکر کند. من روی این موضوع که جن و یا روح چیست بیش از سی سال فکر کردم. من بیش از سی سال است که فکر می کنم جان چیست، خَلَقَ الْإِنْسانَ مِنْ صَلْصالٍ كَالْفَخَّارِ وَ خَلَقَ الْجَانَّ مِنْ مارِجٍ مِنْ نارٍ؛ انسان را از گل کوزه گری آفریدیم و جان را از شعله های رخشنده آتش، این جان چیست؟ همه می گویند که اسم جمع جن است؛ یا می گویند جن خرافات است! باید فکر کنی و ببینی که می توانی به کنه آن برسی؟ منظورم این است که برای حل مشکلات و پیدا کردن راه حل باید زمان بگذرد و باید روزها و شب های زیادی روی آن فکر کنید تا بهترین راه حل را پیدا کنید. اگر در زندگی دچار یک مخمصه هستید، فکر کنید و زمان هم بدهید.
هفده هجده سال است که من هر چهارشنبه پشت این میز هستم، وقتی که درمان خودم تمام شد، در نقطه زیر صفر بودم. شش سال بعد از رهایی و پنج سال بعد از راه اندازی کنگره در حالی که پشت این میز نشسته بودم، 8 تا چک آوردم و گفتم که این آخرین چکهای برگشتی من است، من بدهی هایم را پرداخت کردم. من همانطور که بلدم DST و DSAP را درست کنم، می توانم از صراط مستقیم کسب درآمد کنم. همه ما در کنگره 60 هم کار می کنیم و هم در کنگره فعالیت می کنیم. شغل من کنگره ای نیست، بیشترین شغل من کشاورزی و انتشارات دژاکام است. از زمانی که در مشکلات مالی بودم، نگفتم خدایا من ترک کرده ام چرا به من پول نمی دهی؟! آن زمانی که من مصرف می کردم تصور می کردم که باید یک نفر یک پول گردن کلفتی به من بدهد یا یک گنجی پیدا کنم تا بتوانم مشکلاتم را حل کنم! معلمم به من گفت که تو باید گنج درونت را پیدا کنی. همه ما باید گنج درونمان را پیدا کنیم. آنهایی که درمان را شروع کرده اند و درگیر مشکلات مالی، اقتصادی، عاطفی و خانوادگی هستند سعی کنند که این مشکلات را حل کنند و زمان بدهند. نگویند که چرا خوب نشد؟ اگر شما حرکت کنید خداوند هم به شما برکت می دهد.
پس تفکر ما مهم است و دیگر اینکه جهت بیهودگی نیستیم و مسائل در کوتاه مدت حل نمی شود، بلکه بایستی صبور باشید. مهم این است که شما چیزی را بخواهید. در زمان دعا گفته می شود آنچه که از خدا می خواهید در ذهنتان مجسم و مصور کنید، فقط یک چیز... یک نفر به من گفت که شما دارید خسیس بازی درمی آورید و می گویید فقط یک چیز! من گفتم که وقتی که گوینده نمی داند چه می گوید شنونده چه می فهمد؟ وقتی فقط یکی از خواسته هایتان را نمی گویید  یعنی 50 تا خواسته دارید و به هیچکدام هم نمی رسید. شما هر دفعه روی یک موضوع متمرکز بشوید، شاید سالها بیایید کنگره و فقط روی یک موضوع متمرکز بشوید، آن موقع به خواسته خودتان می رسید. اگر هدف شما این باشد که خانه ای و یا ماشینی بخرید و الان هم هیچ پولی ندارید، برای ده سال آینده موفق می شوید و خانه وماشین می خرید. اگر در صراط مستقیم باشید به خواسته خودتان می رسید. یعنی هر کس هر چه را که بخواهد روی آن متمرکز بشود و تلاش کند به آن می رسد. مثل نور خورشیدی که اگر با ذره بین متمرکز بشود همه چیز را می سوزاند و قدرتمند می شود.
امیدوارم بدانیم که هیچکدام از ما به هیچ نیستیم و بدانیم که یک مسئولیتی بر عهده ماست و باید همانقدر که مصرف می کنیم، همانقدر هم برای هستی و انسان ها پرثمر باشیم. شما می بینید که چقدر دلتان می خواهد در کنگره خدمت کنید؟ چون کسی که در هستی خدمت می کند انرژی می گیرد.
انشاءالله که خداوند به ما توفیق بدهد که خدمتگزار خوبی باشیم.


و اما آموزشی که از سخنان آقای مهندس گرفتم؛
استاد: هستی مثل کارخانه است و همه باید کار کنند، هرکدام از اجزای هستی اگر کار نکنند، هستی از کنترل خارج می‌شود و به‌طرف نابودی می‌رود. همه ما کارگران هستی هستیم.
این جمله من را به فکر فرو برد، هستی مثل کارخانه است و ما همه کارگران آن!
یعنی من را نیز در هستی بهر کاری فرستاده‌اند و من باید کارم را درست انجام بدهم، اگر امروز من مشکلات زیادی دارم و بی حرکت و ناامید هستم؛ یعنی کارم را درست انجام نداده‌ام، درواقع نقض فرمان کرده و از استادم فرمان‌برداری نکرده‌ام و حالا باید کم‌کم شروع به حرکت کنم تا به آنجایی برسم که باید باشم.
استاد: بعضی‌اوقات انسان در جهت تاریکی‌ها فرو می‌رود و بعد می‌گوید: من که ارزشی ندارم! من که کارتن‌خوابم! من از سنم گذشته و ارزشی ندارم و... حتی اگر خودمان فکر کنیم که به درد هیچ‌چیزی نمی‌خوریم باز اشتباه می‌کنیم.
تجربه‌ای که من از وادی دوم داشتم و مدتی درگیر بودم این بود که مدام با خود می‌گفتم: این زندگی به درد نمی‌خورد و بیهوده تلاش می‌کنم! این زندگی درست‌شدنی نیست و خودم را به‌کلی یک موجود ناتوان و بی‌انگیزه و ناامید کرده بودم؛ ولی با گوش کردن صحبت‌های استاد و راهنمایی‌های راهنمای عزیزم متوجه شدم این یک توجیه است که حرکتی نکنم. زندگی جاری است و جریان دارد و من هم باید در حرکت باشم و آموزش‌ها را در زندگی خود کاربردی کنم و با حرکت و یا سکون مسافرم کاری نداشته باشم.
 در سکون هیچ زایشی نیست و اگر می‌خواهم تغییری در زندگی‌ام حاصل شود باید حرکت کنم و تغییر را از خود شروع کنم.
در صحبت‌های روز چهارشنبه، آقای مهندس فرمودند: هیچ موجودی مجبور نیست تا ابد در جهنم باشد، اگر از اشتباهات خودش پشیمان شود مورد رحمت خداوند قرار می‌گیرد و باید ببینیم در کجای کار قرار داریم و می‌خواهیم به کجا برسیم.
دوباره این پیام آقای مهندس تلنگری بود که مجبور نیستم تا ابد در جهنم خود باقی بمانم و می‌توانم با درس گرفتن از اشتباهاتم و با گرفتن آموزش‌ها و به کار بردن آنها در زندگی، کم‌کم به سمت نور حرکت کنم و مورد رحمت خداوند قرار بگیرم و برای شروع باید ببینم کجای کار قرار گرفتم و می‌خواهم به کجا برسم و در بین راه مراقب راهزن‌هایی که می‌خواهند از ایمان و امیدم راهزنی کنند باشم.

نگارنده؛ همسفر سمیه
ویراستاری؛ همسفر الهام


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر سکینه1 جمعه 10 آبان 1398 07:52 ق.ظ
خانم سمیه عزیز سپاسگزار از برداشت مفیدی که از وادی داشتید.
همسفر سمانه ۱۷ دوشنبه 6 آبان 1398 03:44 ب.ظ
خانم سمیه عزیز خدا قوت عالی بود.خداوند به قلمتان برکت دهد.
مریم کرمی دوشنبه 6 آبان 1398 05:50 ق.ظ
خانم سمیه عزیز، ممنون بابت گزارش کامل از صحبتهای جناب مهندس و انتقال برداشت زیبای خودتان . عالی بود. در پناه خداوند باشید.
مینا دوشنبه 6 آبان 1398 02:00 ق.ظ
خانم سمیه عزیز خداقوت . ممنون از برداشتی که از صحبتهای ایشان داشتید که واقعا تلنگر خوبی است برای هر آنکه از حال خویش راضی نیست .
همسفر مهدیه از لژیون ۴ دوشنبه 6 آبان 1398 12:06 ق.ظ
خانم سمیه عزیز خداقوت ممنون بابت مطالب
رقیه لژیون دهم یکشنبه 5 آبان 1398 09:48 ب.ظ
خانم سمیه خدا قوت بابت انتقال پیام وادی دوم وبرداشت شما از این وادی...بیان شما کامل وجامع بود
همیشه موفق باشید
وبلاگ نویسان محترم خدا قوت
نسرین.اسبستنت یکشنبه 5 آبان 1398 09:23 ب.ظ
خانم سولماز عزیز بسیار تشکر میکنم برای انتقال بی نقص فرمایشات جناب مهندس دژاکام همانطور که استاد فرمودند همه مخلوقات برای ماموریتی قدم به هستی میگذارند وبقول فرانسویها: انسان میتواند براحتی از مسولیت خود شانه خالی کند ولی هیجگاه از عواقب این شانه خالی کردن در امان نخواهد بود سپاس خدای بی همتارا که رهنمونمان شد تا از بار مسولیتمان در تاریکی اعتیاد شانه خالی نکنیم موفق باشید از گروه وبلاگ سپاسگزارم
فریده یکشنبه 5 آبان 1398 08:17 ب.ظ
سمیه عزیز چقدر عالی پیامت را از این وادی دریافت نمودی!

ممنونم از ایتکه تجربه و دریافتت را در اختیار ما قرار دادی
ایرج ورمزیار(۲۱) یکشنبه 5 آبان 1398 03:47 ب.ظ
همسفرگرامی سرکارخانم سمیه...خداقوت وتشکرازشمابابت انتقال فرمایشات جناب مهندس وتشکربابت برداشت زیبایتان ازاین فرمایشات ..وانشالله که همیشه این پندهای پدرگونه را نصب العین زندگی ومسیرمان قراردهیم ودرهمین راستاحرکت نماییم..پیروزوسربلندباشید..تشکرازوبلاگ نویسان محترم گروه خانواده..
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic