رهایی؛ احساسی امن
دوشنبه 30 اردیبهشت 1398 ساعت 01:34 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر لیلا | ( نظرات )

 رهایی برای من احساسی بود چون آغوش امن پدر .

خدا را بسیار شاکرم که در این مرحله از زندگی‌ام حال ناب رهایی را در کنار بزرگوارانی که برایشان احترام بسیاری قائل هستم تجربه کردم


به نام قدرت مطلق

سلام دوستان زهرا هستم همسفر

روزهایی بسیار سخت سپری شدن بی‌آنکه بدانم چرا؟! این‌گونه در مشقت هستم و این‌همه ناامیدی و تاریکی یک‌باره از کجا بر سر لحظات خوشبختی‌ام سایه افکندند.

 روزها در پی هم می‌گذشتند و من همچنان حیران و بی‌جواب!

 با تولد عزیزتر از جانم دخترم فاطمه، خبری بس تلخ نیز در زندگی‌ام  متولد شد؛ اینکه همسرم یک مصرف‌کننده است.

در تمام این سال‌های زندگی مشترک او از تاریکی باخبر بود و من در بی‌خبری. با هزاران سؤال بی‌جواب؟ و چراها؟ تشویش‌ها! روزها را سپری می‌کردم.

ثانیه‌های باخبر شدن از اعتیاد همسرم را خوب به یاد دارم؛ دنیا در مقابل نظرم متوقف‌شده بود و من در ثانیه‌هایش ذره‌ذره می‌مردم و دوباره زنده بودم...

این روزها همه گذشتند تا به *رهایی* برسیم. حالی ناب در کنار بهترین مخلوق خداوند و درجایی ناب .

جناب آقای مهندس حسین دژاکام در خانهٔ کنگره برایم تداعی‌گر نامی آشنا بود، آشنایی دور که پس از سال‌ها، پنداری تازه یافته بودم.

مردی چون مهربانی پدر !

خوب یاد دارم در اولین نگاهم، نگاه مهربانش را و احساس شیرین تولدی دوباره که وجودم در کنار وجود بزرگش تجربه می‌کرد.

احساس رسیدن به مأمنی امن بعد از سپری کردن سال‌هایی سخت.

احساس رهایی از بندهایی تاریک که باوجود پرنورش همهٔ تاریکی‌ها را از آیینهٔ وجودمان زدوده بود.

و در آخر رهایی برای من احساسی بود چون آغوش امن پدر .

خدا را بسیار شاکرم که در این مرحله از زندگی‌ام حال ناب رهایی را در کنار بزرگوارانی که برایشان احترام بسیاری قائل هستم تجربه کردم

در کنار جناب آقای مهندس که نامش قوت قلبی است تا بازنایستم و جسورانه البته توأم با توکل در مسیرمان باشم.

در کنار راهنمای بزرگوارم که هرچند مدت کوتاهی است که با ایشان آشنا شدم اما دلسوزانه و با احترام همراهی‌ام کردند تا ناآرامی‌های درونم را به آرامش بدل کنم و در نظرم همواره عزیز می‌مانند.

و در کنار راهنمای همسرم که برای همسرم چون پدر و برای من چون عضوی از خانواده‌ام دل‌نگران و دلسوز قدم برمی‌داشتند تا رشتهٔ این زندگی گسسته نشود و ما این حال ناب را تجربه کنیم.

کلام آخر اینکه خانم منیرهٔ بزرگوار از اینکه همراهی همراز و دلسوز چون شما در باقی عمر زندگی‌ام یافته‌ام  خدا را بسیار سپاس گذارم

 

نگارنده: همسفر زهرا لژیون دوازدهم


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر لیلا از لژیون شش یکشنبه 5 خرداد 1398 01:40 ق.ظ
سلام وعرض تبریک بابت این رهایی گوارای وجودتان
همسفر فاطمه چهارشنبه 1 خرداد 1398 11:30 ب.ظ
خانم زهرای عزیزم تبریک بابت این رهایی. تبریک بابت این حال خوش و تبریک بابت قلم زیبایتان.
امیدوارم در سفر دوم پررنگتر ظاهر شوید و جزء خدمتگزاران کنگره قرار گیرید لایق خدمت هستید. امیدوارم.
تبریک خدمت کمک راهنمایان محترم. سرافراز باشید.
خدا قوت خدمت گروه وبلاگ
همسفر حوریه دوشنبه 30 اردیبهشت 1398 07:38 ب.ظ
خانم زهرای عزیز تبریک، این رهایی گوارای وجودتان.
بهترینهای خداوند روزیتان باشد.
به خانم منیره عزیز وآقا فرهاد هم این رهایی را تبریک عرض میکنم وخداقوت ویژه.
همسفر سمانه ۱۷ دوشنبه 30 اردیبهشت 1398 04:10 ب.ظ
تبریک میگم این رهایی رو امیدوارم پایدار باشید.باتشکر از وبلاگ نویسان محترم.
ربابه لژیون پنجم دوشنبه 30 اردیبهشت 1398 03:21 ب.ظ
خانم زهرا این رهایی را به شما و خانواده محترمتان همچنین به خانواده محترم کنگره ۶۰ تبریک میگویم و برایتان آرامش و صبر آرزو دارم.وجود جناب مهندس برای همه ما مثل پدری مهربان ودلسوز میباشد و قلب مهربان ایشان باعث دلگرمی و امید برای ادامه سفر دوم خواهد بود.
حس رهایی تان را خیلی خالص و زیبا بیان فرمودید.
از گروه وبلاگ هم تشکر میکنم.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات