ورزش ؛ پلی برای پیروزی
جمعه 12 مهر 1398 ساعت 01:37 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر الهام | ( نظرات )
فکر خودم هستم ، حالم را خوب می‌کنم ، سنگینی بغضی که از اعتیاد دارم را رها میکنم ، نفس می کشم و ورزش می کنم و اینها باعث می شوند تیرهای خود را بهتر به سمت هدف هایی که داری روانه کنی .

به نام خالق بی‌همتا


به ورزش گرای و سرافراز باش        که فرجام سستی سرافکندگی است

می‌خواهم از باشگاهی سبز و اینکه چگونه جذب این باشگاه شده‌ام بنویسم. آری منظورم ورزش در روزهای جمعه در پارک طالقانی است.

هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم که روزی توان و حال و حوصله‌ای برای ورزش داشته باشم؛ ولی به‌واسطه اعتیاد با کنگره آشنا شدیم و کنگره و نور شفابخشش مسیرهای خوب زیادی را برای سلامتی جسم و جانمان برایمان روشن ساخت. یکی از آن مسیرها ورزش است و اما اینکه چگونه جذب ورزش در پارک طالقانی شدم.

روزی از روزهای بهاری، همان روزهایی که تازه‌، وارد کنگره ۶۰ شده بودم و حال‌وروز خوبی نیز نداشتم به دعوت راهنمایم به پارک طالقانی رفتم. وقتی وارد پارک شدم برایم باورکردنی نبود؛ چون تعداد زیادی از افراد کنگره ۶۰ را دیدم که از اول تا آخر پارک مشغول ورزش کردن بودند. صدای آهنگ ایروبیک مرا شادتر و نحوه هماهنگ بودن افرادی که ورزش می‌کردند امیدوارترم کرد. قسمتی از پارک مشغول بازی والیبال و قسمت دیگری فوتبال و گوشهٔ دیگرش میزهای پینگ‌پنگ را دیدم که پشت سر هم قرار داشتند و مسافرها مشغول بازی بودند. راستش برایم باورکردنی نبود که فرد مصرف‌کننده‌ای که تا قبل از ورودش به کنگره، توان حرکت کردن و راه رفتن نداشت چگونه با آن سرعت و چابکی به دنبال توپ می‌دود؟!

با دیدنشان حال عجیبی پیدا کردم و خوشحال‌تر به‌طرف پایین پارک راه افتادم. صدای مرشدی را در زمین باستانی شنیدم که چه خوب و رسا از پشت میکروفن یکی و دو تا و سه تا می‌خواند و صدایش چقدر خوب بود و در صدایش پیام سلامتی موج می‌زد. کمی ایستادم و نگاه کردم. با شور و حال و چرخش مسافرانی که گویی از شوقِ حالِ خوب به دور خود می‌چرخیدند طور عجیبی خدایم را شکر کردم و امیدوارتر به راهم ادامه دادم.

 به پایین پارک، بخشِ گروه خانواده رسیدم و در جمع کسانی قرار گرفتم که با من همدرد و هم‌جنس بودند؛ ولی چه شاد و پرانرژی ورزش می‌کردند و عشق در آنها موج می‌زد. بدون هیچ‌گونه چشم‌داشتی زحمت نصب و جمع‌آوری وسایل ورزشی را می‌کشیدند و عده‌ای هم برای آوردن چای بسیار پرانرژی پیش‌قدم می‌شدند. 

کمی که گذشت شلوغی را در پارک مشاهده کردم، جلوتر رفتم و برای اولین بار، پدرِ عشق و مهربانی را دیدم و چقدر دیدنش حال دلم را آرام کرد. امضای زیبایش بر پایه برگه های مسافران و همسفران برایم امید بود، امیدی که به من می‌گفت: معجزه کنگره را باور کن و در راهش محکم قدم بردار. عکاسی را دیدم که با شور و شوق عجیبی این لحظه‌های خوب را ثبت می‌کرد، آری لحظه رهایی. 

آن روز برایم شد شروع حال خوبی و هر هفته ادامه دادم و به پارک آمدم. خیلی خوب ورزش نمی‌کردم و بیشتر دوست داشتم بنشینم و صحبت کنم؛ ولی با شروع مسابقات والیبال انگار جرقه‌ای در من زده شد که باید حرکت کنم و از تشویق تیم شروع کردم و از خانم پریناز خواستم که والیبال را به من بیاموزد و ایشان چقدر با آغوش باز مرا پذیرفتند، هیچ‌چیز از این ورزش نمی‌دانستم و هر چه امروز آموخته‌ام از این عزیزان و کنگره ۶۰ است. 

این رشته ورزشی خیلی برایم مفید بود. مهم‌ترین دستاوردی که برایم داشت این بود که بتوانم خود را با گروه هماهنگ کنم؛ چراکه این بازی، یک بازی گروهی است و هر یک از اعضا باید مسئولیت‌پذیر باشند و مسئله دیگرش اینکه دستم را و قدرت فیزیکی ام را بسیار تقویت کرد. به یاد دارم قبل از اینکه این رشته ورزشی را انتخاب و بازی کنم همیشه مچ درد داشتم و از مچ‌بند استفاده می‌کردم؛ ولی ماندم و تمام دردهای عضلات دستم را تحمل کردم و نقطه تحملم بالاتر رفت و حال سنگینی توپ را اصلاً احساس نمی‌کنم. ترس از توپ‌برایم حل شد؛ چون با آن روبه‌رو شدم. 

والیبال را علاوه بر سلامتی، برای لذت بردن بازی می‌کنم و دوست دارم اول از آن لذت ببرم و بعد به سطح‌های بالاتر فکر کنم؛ چون ما ورزش می‌کنیم که حالمان بهتر شود. جملهٔ بسیار زیبایی که اعضای تیم‌های کنگره ۶۰ شعار خود قرار داده‌اند را هیچ‌گاه فراموش نمی‌کنم؛ اینکه (یا می‌بریم یا می‌آموزیم) آنقدر می‌آموزم که آموزش‌هایم پلی شوند برای پیروزی ام.

بعد از ورزش والیبال، ازلحاظ فکری انرژی بیشتری دارم و احساس می‌کنم روی اخلاق و احترامم خیلی تأثیرگذار بوده؛ چون بازی گروهی است ، کمکم کرده که از انفرادی بودن خارج شوم و با دیگران نیز بهتر و با احترام بیشتری رفتار کنم.

نکته پایانی که باعث می‌شود از خواب صبح خودم که بسیار شیرین هم هست بزنم این است که از خودم هر جمعه بپرسم که اگر امروز به پارک نروم چه چیزی را ازدست‌داده‌ام و اگر به پارک بروم چه چیزی را به دست آورده‌ام و جوابم همیشه برای طرح این سؤالم این بوده که اگر نروم انرژی و شور و سلامتی را ازدست‌داده‌ام؛ پس از خواب و تنبلی جدا می‌شوم.

فکر خودم هستم ، حالم را خوب می‌کنم ، سنگینی بغضی که از اعتیاد دارم را رها می کنم ، نفس می کشم و ورزش می کنم و اینها باعث می شوند تیرهای خود را بهتر به سمت هدف هایی که دارم روانه کنم .

در پایان از جناب مهندس دژاکام بابت تفکر نابشان، از ورزشبان های پارک طالقانی، از مرزبان های محترم، از خانم آنی کماندار عزیز، از دو راهنمای بزرگوارم خانم پریناز و خانم صدیقه که الگو و انگیزه ای برای ورزش من بودند کمال تشکر را دارم .


نویسنده:  همسفر فتانه لژیون پانزدهم 
ویراستار:  همسفر الهام


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
لیلا محمدلو چهارشنبه 17 مهر 1398 10:23 ق.ظ
فتانه عزیزم از خواندن مطلبتان بسیار لذت بردم. درود بر شما
دیبـا (لژیون بیست) خانوم مینـا چهارشنبه 17 مهر 1398 09:00 ق.ظ
خانوم فتانه عزیز، لذت بردم به معنای واقعی
خوشا به حالتان که با انگیزه ورزش میکنید، حال خوب همواره در دل و جانتان باشد. امیدوارم حرکت ورزشی من هم آغاز شود.
فاطمه همسفر ابوالفضل دوشنبه 15 مهر 1398 10:43 ق.ظ
خواهر عزیز خیلی خوب ورزش در پارک رو بیان کردی براستی که هرکس وارد پارک میشود حال خوب و پرانرژی دیگران را میبیند مشتاق ورزش میشود امیدوارم همیشه موفق باشی
همسفر فاطمه لژیون سوم یکشنبه 14 مهر 1398 10:45 ق.ظ
فتانه عزیزم خیلی خوب ورزش در پارک را توضیح دادی. بهترینها را برایت آرزو میکنم.
منیره یکشنبه 14 مهر 1398 08:19 ق.ظ
خیلی زیباست خداقوت خانم فتانه
درود برشما
مریم کرمی یکشنبه 14 مهر 1398 06:26 ق.ظ
خانم فتانه عزیز، خدا قوت ممنون از مطلب زیبا وتاثیرگذارتان.امیدوارم همیشه سرشار از انرژی و حال خوش باشید
خداقوت و سپاس از گروه محترم وبلاگ
سمانه همسفر داود شنبه 13 مهر 1398 01:33 ب.ظ
خانم فتانه عزیزم خدا قوت لایق بهترین ها هستی ان شاله همیشه موفق و شاد باشی.
ایرج ورمزیار(۲۱) شنبه 13 مهر 1398 09:55 ق.ظ
همسفرگرامی سرکارخانم فتانه..خداروشکروتشکرازشمابابت مقاله خوبتون بسیارعالی وتاثیرگذاربود..خداوندروشاکریم بخاطراین دعوتنامه های الهی ومثبت که مارادرمسیرودرجریان انهاربهشتی قرارداده تاازاقیانوس بی پایان نعمتهایش بهره مندوسیراب شویم...پیروزوسربلندباشید..تشکرازوبلاگ نویسان محترم گروه خانواد ه...
مریم حسینی شنبه 13 مهر 1398 09:49 ق.ظ
خدا قوت خانم فتانه عزیز خدا را شکر بابت تمام کلمات وجملهای که به نگارش در آورید و از حس تان به پارک گفتید دقیقا همه آنها نشان امید و هایی از روز مرگی ها دارد برایتان سلامتی و حال خوش آرزومندم موفق باشید
خدا قوت به وبلاک نویسان عزیز
همسفر زهرا شنبه 13 مهر 1398 08:59 ق.ظ
فتانه عزیز
ممنون از دلنوشته خوبتان ،بسیار با شور و احساس از تجربه ورزشی تان در پارک نوشتید ،انشاالله در ادامه مسیر هم موفق باشید
فاطمه صالحی شنبه 13 مهر 1398 04:12 ق.ظ
فتانه عزیزم الهی همیشه بدرخشی در همه ی زمینه ها و روز به روز پله های پیشرفت را رو به سعادت، خوشبختی و نیکخوی به راحتی طی کنی.انشاالله عاقبت به خیر شوی
همسفرسکینه1 شنبه 13 مهر 1398 03:44 ق.ظ
خانم فتانه عزیز،خدا قوت،پایدار و سلامت باشید.
مریم نظری جمعه 12 مهر 1398 08:48 ب.ظ
فتانه عززیز و مهربونم من همیشه از دیدن چهره ی آرام و با لبخند زیبای که می زنی انرژی می گیرم و این نشان از حال خوش و و رسیدن به تعادل را نشان می دهد.
خواهر عزیزم انشاءالله همان طور که در ورزش موفق هستی در همه ی مراحل زندگیت موفق باشی.
خدا قوت الهام عزیزم
مسافر توحید جمعه 12 مهر 1398 08:12 ب.ظ
خداقوت و بسیار عالی
تعابیر بسیار زیبایی در متن بود، حقیقتا راهنمایان کنگره همه دعوتت کننده هستند، در ابتدای سفر دعوت به صبر شدم که صابر شدنم، برایم بسیار مفید بود، دعوتنامه دیگر ورود به ورزش و پارک بود، که این دعوت مرا مشتاق ساخت. دعوتنامه خدمت در وبلاگ توسط راهنمای بزرگوارم بر من داده شد که هنوز طعم شیرین خدمت را استفاده میکنم.
برای هر دعوت نامه هزاران بار خدا را شکر میکنم.
مطلب بسبار قوی و خوبی بود. دست مریزاد
خداقوت به وبلاگ نویسان گروه خانواده
مینا جمعه 12 مهر 1398 04:25 ب.ظ
فتانه عزیزم خداقوت، مقاله ات نیز مثل خودت پر از شور و حال و انرژی است. امیدوارم امضای خداوند پای تمام آرزوهایت باشد.
صغری همسفریوسف لژ یون یازدهم جمعه 12 مهر 1398 03:17 ب.ظ
فتانه عزیز انشا ا.همیشه حال خوشی داشته باشید خدا قوت وبلاک نویسان خدا قوت
همسفر سمانه ۱۷ جمعه 12 مهر 1398 03:14 ب.ظ
فتانه جونم بسیار عالی ورزش در پارک را به تحریر درآوردی و من همیشه سپاسگزار شما هستم بابت تشویق من و دخترم در بازی والیبال؛خدا به شما و خانواده محترمت سلامتی بده و هر چه خواسته داری برآورده به خیر بشه.
همچنین از آقای مهندس عزیز کمال تشکر را دارم بابت این بستر آرامش بخش و پرانرژی.
همسفرنسیم لژیون بیستم جمعه 12 مهر 1398 02:26 ب.ظ
امیوارم همیشه وهمه حال همینگونه استوارباشید.بسیارعالی بیان نمودیدباآرزوی موفقیت بیشتربرای شما
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات