حس رها شدن...
یکشنبه 7 مهر 1398 ساعت 12:10 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر لیلا | ( نظرات )
حس من از رهایی و تولد یعنی رها شدن از بند تعلقات بی‌ارزش دنیوی، یعنی روزی هزار بار شکر و سپاسگزاری از کسی که این تاریکی و آلودگی را از جان، روح و زندگی ما زدود

به نام هستی‌بخش آفرینش

رها شدم رها، رهایی محض و بی‌انتها

رهایم زهر دل‌بستگی، رهایم زهر عشق و وابستگی

سلام دوستان فرشته هستم همسفر دو مسافر

اگر بخواهم تصویری کوتاه از گذشته خود و مسافران عزیزم بر صفحه کاغذ بیاورم تنها چیزی که مرا به خود وا‌می‌دارد حضور گرم خداوند در زندگی‌ام هست که چه عاشقانه مرا در آغوش کشید و مرا فشرد؛ اما من طاقتم خیلی کمتر از آن فشردن بود، گریه کردم و کم آوردم چون خداوند خواست مرا با تاریکی‌های وجودم و اشتباهات زندگی‌ام آشنا کند. فرزندانم سر نخ این قصهٔ پرهیاهو بودن آن را به دستم دادند تا راه را پیدا کنم. راه خیلی تاریک بود چون آن‌قدر باید می‌رفتم تا روشنایی پدیدار شود؛ برای یافتن مسیر درست و رفتن و گذشتن از آن .

خیلی دعا می‌کردم، ضجه می‌زدم و خواهش می‌کردم؛ اما باید خودم مبارزه می‌کردم و در این نبرد هم باید پیروز می‌شدم.

با قرار گرفتن در مسیر رشد، شکوفایی و یادگیری عشق به مخلوقات یعنی چه؟ در یک‌کلام همان جهان‌بینی یعنی چه؟...

یاد گرفتم چگونه بر تاریکی وجود خود مسلط شوم و نور و روشنی را بر آن غالب کنم و سپیدی نور خدا، پاکی، صداقت و آرامش را مهمان دل‌های آسیب‌دیده خود وزندگی خود کنم. با کمک جناب مهندس دژاکام.

 نمی‌دانی این آرامش چه لذتی دارد؛ هم دل و هم‌عقیده شدن  کنار هم در یک خانواده یعنی وجود خدا.

پیام‌آور صلح، دوستی و مهربانی را یافتم. خداوند به من آن را نشان داد و تنها راه یافتنش کمی سختی کشیدن بود تا با فرامین گوهر بارش تبدیل به یک انسانی دیگر بادانشی جدید و مفید بشویم توسط جناب مهندس.

حس تولد را این‌گونه میگویم؛ یعنی دوباره زاده شدن، یعنی زدودن غبار وحشت و ناامیدی، یعنی پوشیدن جامه سپید به‌رسم پاک شدن از دیو سیاه، یعنی فراموش‌نشدن روزهای پردرد، یعنی به یادآوردن تصمیمات نادرست و غلط، یعنی انجام کاری بزرگ بدون مشورت و زدن خسارتی جبران‌ناپذیر، یعنی خدایا شکرت به خاطر رسیدن به این آرامش قشنگ، یعنی با غرور و افتخار بگویی من چقدر خوشبخت و رهایم و این‌همه آموزش و تجربه را باید با خدمتگزاری جبران کنم.

و تمام اصول قشنگ و جهان‌بینی زیبا را مدیون آن باغبانان محترمی هستم که نهال باغشان به گل نشست و میوه داد و میوه آن همین دانش، رهایی و تولد دوباره زندگی من و مسافرانم است؛ توسط کمک راهنمایان گرامی و با تدریس درست و اصولی جناب مهندس.

حس من از رهایی و تولد یعنی رها شدن از بند تعلقات بی‌ارزش دنیوی، یعنی روزی هزار بار شکر و سپاسگزاری از کسی که این تاریکی و آلودگی را از جان، روح و زندگی ما زدود

خداوندا تازه می‌فهمم که در راه غلط چگونه اعتمادبه‌نفس خود و فرزندانم را باختم که با مسیر درست به انسان‌هایی مفید و باعزت نفس تبدیل شدیم.

خداوندا تو را سپاس که اگر پا به‌پای عذاب و درد فرزندانم آمدم، خواستی لذت شیرینی را بر من گواراتر کنی چون این مکمل، این‌گونه کامل می‌شد و حس تولد برایم یعنی یک سال، اگر درس آموختیم، اگر خدمت کردیم، اگر مسیر را درست و بدون هیچ خطایی پیش رفتیم؛ اکنون شیرین‌تر و گواراتر آن را جشن می‌گیرم؛ یعنی با هر دست بدهی با همان دست می‌گیری تکیه‌بر جای بزرگان نتوان زد به‌گزاف که باید اسباب بزرگی برایت فراهم باشد آن‌هم با تمرین.

تجربه، آموزش، جهان‌بینی، عشق، ایمان، محبت، گذشت، ایثار، خدمت، صبر، احترام و گوش‌به‌فرمان بودن مهیا می‌شود تا طعم شیرین تولد برایت گواراتر باشد و پیامی که برای من در بر داشت آرزو داشتن برای تمام مسافران و همسفران که سفری درست و بی‌نقص داشته باشند.

وقتی آن بالایی به خود میگویی چه لیاقتی نصیبم شد هرچند هفت‌خوان را گذراندم اما به ارزشش می‌ارزد که الآن از شادی مسافرت از آرامش و سلامتش ذوق‌زده باشی و خیلی انرژی بالایی از شوق پرواز و پریدن مثل عقاب داری.

درک می‌کنی و می‌آموزی این مکان، مقدس و با احترام است و حرمت دارد و برای سالم زیستن و وقف جسم و جان خویش برای خدمتگزاری ؛ باید از شیطان و سیاهی دوری‌کنی و نور خداوند را در زندگی‌ات کاملاً حس کنی و آماده شوی برای خدمت به خلق خداوند برای آغازی دوباره در تولدی دوباره.

خدایا به خاطر این‌همه آرامش، صلح، صفا و یکدلی؛ شکرت و در حد تمام مخلوقات از جناب مهندس دژاکام سپاسگزارم. موفق باشید.

 

نگارنده: همسفر فرشته لژیون یازدهم عضو لژیون سردار

 


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
مسافر توحید چهارشنبه 10 مهر 1398 02:38 ب.ظ
خداقوت و بسیار عالی
فریده سه شنبه 9 مهر 1398 10:09 ق.ظ
خانم فرشته عزیز احسنت و هزارآفرین بر شما
لذت بردم از حال دلتان و توانایی وصف این حالتان
چه انسان توانایی هستید که برای این مسیر انتخاب شدید!!

حال دلتان همواره خوش و دست حق یار شما و عزیزانتان

مریم کرمی سه شنبه 9 مهر 1398 06:32 ق.ظ
خانم فرشته عزیزم، بسیار زیبا حس خود را به قلم درآوردید احسنت بر شما. امیدوارم همیشه در کنار خانواده خوبتان سرشار از آرامش و حال خوش باشید .
صغری همسفریوسف لژ یون یازدهم دوشنبه 8 مهر 1398 01:25 ق.ظ
فزشته عزیزم خدا زا هزاران بار شکر بابت این روزهایی زیبا انشا ا. همیشه شکرگزار خدمتگذار باشید ممنون از مطلب زیبا تان
رقیه لژیون دهم دوشنبه 8 مهر 1398 12:51 ق.ظ
خانم فرشته عزیز هزاران بار شکر بابت خروج از تاریکی
هزاران بار شکر بابت حس آرامش که در زندگیتان جاری شد
خدا را شکر که در زمانی زندگی میکنیم که کنگره 60 وجناب اقای مهندس دژاکام در ان هستند
بهترین آرزوها را برایتان آرزومندم
خدا قوت به خانم نسیم کمک راهنمای بزرگوار
سپاس وتشکر به گروه وبلاگ نویسان
همسفر سمانه ۱۷ دوشنبه 8 مهر 1398 12:30 ق.ظ
خانم فرشته عزیز هزاران بار این تولدهای شیرین را به شما و دو مسافر محترمتان تبریک میگم و سپاس از این دل نوشته عالیتان که بسیار تاثیر گذار بود برایم،واقعا مادر نمونه هستین عزیزم.
عزیزه 15 یکشنبه 7 مهر 1398 09:18 ب.ظ
خداقوت خانم فرشته ی مهربان ممنونم از دلنوشته گوهربارتان خداراهزاران بار شکر بابت تولددو دلبندتان موفق باشید سپاس از وبلاگ نویسان عزیز
همسفر افسانه لژیون7 یکشنبه 7 مهر 1398 06:52 ب.ظ
خانم فرشته ممنون بابت دلنوشته قشنگتون
تبریک میگم بخاطر این رهایی ایشالا در تمام مراح زندگیتون پایدار و موفق باشید
آمین
همسفر زهرا یکشنبه 7 مهر 1398 06:30 ب.ظ
خانم فرشته عزیز
خداوند را شکر که همراه با فرزندانتان به آرامش و رهایی رسیدید ،الهی همیشه لحظاتتان پر از آرامش و سلامتی باشد
ممنون از وبلاگ نویسان
همسفر نسیم یکشنبه 7 مهر 1398 05:11 ب.ظ
برقرار و خدمتگزار بمانید برای کنگره
عزیزان وبلاگ سپاس
مریم حسینی یکشنبه 7 مهر 1398 04:24 ب.ظ
خدا قوت به وبلاک نویسان عزیز
خانم فرشته عزیز بسیار زیبا بود احساس قشنگ تان بایت ابن رهایی و احساس خوبتان خدا را شکر می گوییم و برایتان بهترینها را آرزومندم
همسفر نجیمه یکشنبه 7 مهر 1398 02:41 ب.ظ
سلام
خانم فرشته عزیز حس تون بسیار خوب بیان کردی قلم خوبی دارید ان شاءالله این حس خوب و شادی همیشه توزندگیتون باشه و پر رنگ تر بشه موفق باشید
سمانه همسفر داود یکشنبه 7 مهر 1398 02:07 ب.ظ
بسیار عالی بود خانم فرشته عزیز خدا رو شکر بابت این حضور و این حس و حال خوب.
همسفر ربابه لژیون یکم یکشنبه 7 مهر 1398 01:32 ب.ظ
خدا قوت خدمت خانم فرشته ، سپاسگزارم از مقاله بسیار خوبتان،این رهایی را به شما و مسافر تان تبریک میگم امیدوارم که در جایگاههای بالاتر بدرخشی و جز خدمتگزاران کنگره باشید.
خدا قوت خدمت وبلاگ نویسان محترم
ایرج ورمزیار(۲۱) یکشنبه 7 مهر 1398 01:28 ب.ظ
همسفرگرامی سرکارخانم فرشته...خداقوت وتشکرازشمابابت مقاله خوبتون بسیار عالی بود..وخداوندراشاکرهستیم بخاطرحال خوش اینروزهایتان..پیروزوسربلندباشید تشکرازوبلاگ نویسان محترم گروه خانواده...
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات