خدمت من در وبلاگ
دوشنبه 11 شهریور 1398 ساعت 08:00 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر سمیرا | ( نظرات )

بعد از مدتی راهنمایم از من خواستند، در وبلاگ خدمت کنم. راستش را بخواهید ترس تمام وجودم را گرفته بود، با خود گفتم؛ مگر می‌شود منی که حتی توانایی نوشتن یک پیام و یا یک نظر را ندارم و زمان طولانی برای این کار صرف می‌کنم چگونه می‌توانم در وبلاگ خدمت کنم؟

یا علیم

در ابتدا هفته سایت را خدمت آقای مهندس و همهٔ عزیزانی که در گروه وبلاگ و سایت کنگره ۶۰ خدمت عاشقانه دارند صمیمانه تبریک می‌گویم. از خانم سمیرای عزیزم تشکر می‌کنم که اجازه دادند خدمت کنم و از خداوند و جایگاه خدمتی تشکر می‌کنم.

با شروع هفته سایت سؤالی ذهنم را مشغول خود کرد؛ چطور شد من خدمت در وبلاگ را انتخاب کردم؟ منی که از تایپ یک پیامک کوتاه عاجز بودم چگونه قبول کردم خدمتگزار وبلاگ شوم؟ و اکنون  بیش از چهار سال است که لیاقت خدمت به بهترین بندگان خداوند نصیبم شده است و از این بابت شاکر خداوند هستم 

به مناسبت هفته سایت پیامی به دستم رسید با این عنوان که خاطره‌ای و یا دل نوشته‌ای در خصوص خدمت در وبلاگ و تأثیراتی که بر شما داشت بنویسد. این پیام تلنگری شد تا فلش بکی به گذشته داشته باشم، به یادآورم کجا بودم و به کجا رسیدم.

همیشه سعی می‌کردم رهجوی فرمان‌برداری باشم. وقتی راهنمایم خانم ترانه از ما خواستند به وبلاگ‌ها سر بزنیم و حتماً نظر بدهیم حتی شده با یک شاخه گل تا وبلاگ نویس انرژی بگیرد، من هم به احترام کلام راهنمایم این کار را آغاز کردم. هرروز بعد از اتمام کارهای روزانه به وبلاگ‌ها سر می‌زدم و از خواندن دل نوشته‌ها و مقالات لذت می‌بردم و همیشه سعی می‌کردم نکته برداری کنم

تا این‌که بعد از مدتی راهنمایم از من خواستند، در وبلاگ خدمت کنم. راستش را بخواهید ترس تمام وجودم را گرفته بود، با خود گفتم: مگر می‌شود؟ منی که حتی توانایی نوشتن یک پیام و یا یک نظر را ندارم و زمان طولانی برای این کار صرف می‌کنم چگونه می‌توانم در وبلاگ خدمت کنم؟ از طرفی هم آموخته بودم به خدمت، نه نگویم؛ زیرا از راهنمایم یاد گرفته بودم که اگر به خدمت نه بگویم ممکن است دیگر در آن جایگاه خدمتی قرار نگیرم.

زمانی که رمز و نام کاربری برای ورود به وبلاگ را به من دادند، خیلی هول شدم. واقعاً ترسیده بودم ولی دخترم به من انرژی می‌داد و قول داد که کمکم می‌کند.

روزی که جلسه داشتیم از راهنمایم پرسیدم؛ چه طور به من اعتماد کردید؟

ایشان مثل مادری که دنبال استعدادهای فرزندانش می‌گشت در جواب گفتند: من رهجوهایم را می‌شناسم و مطمئن هستم که تو می‌توانی و حتماً موفق می‌شویی. خیلی انرژی گرفتم و با توکل بر خدا و کمک دخترم اولین پستم را در وبلاگ لژیون خودمان به مناسبت روز مادر گذاشتم.

از فرصت استفاده می‌کنم و از راهنمای عزیزم بابت وبلاگ بسیار پرمحتوایش تشکر می‌کنم. به قولی فروشگاه تمام‌عیار بود و هر چیزی را که می‌خواستی می‌توانستی در آنجا پیدا کنی. (دل نوشته، خلاصه سی دی‌ها، مشارکت‌ها و گزارش لژیون).

اوایل کار تایپ برایم خیلی سخت بود بخصوص وقتی‌که تایپ می‌کردم و ناخودآگاه دستم به دکمه حذف می‌خورد و همهٔ نوشته‌هایم پاک می‌شد. در همان لحظه نیروهای منفی به سراغم می‌آمدند که مریم این کار تو نیست. بی‌خیال این خدمت شو ؛ ولی یاد حرف‌های راهنمایم می‌افتادم که می‌گفتند: تو می‌توانی، من مطمئنم، نیرو می‌گرفتم و دوباره شروع می‌کردم.

بعد از دو ماه خدمت در وبلاگ لژیون، راهنمایم، پیام دادند که برای خدمت در وبلاگ شادآباد نام‌نویسی نمایم. اولین خدمتم در وبلاگ شادآباد مصاحبه باخانم فریده وادی پنجم بود که انتخاب شد برای سایت اصلی، خیلی حس خوبی بود.

کارم را باخانم نوشین که از زحماتش بینهایت سپاسگزارم، شروع کردم. من مطالب را آماده می‌کردم و ایشان ثبت می‌کرد. همیشه سعی می‌کردم که ایده‌های جدیدی بدهم و وبلاگ شادآباد را از یکنواختی دربیاورم. خدا را شکر که در این راه خدمتی تا حدی موفق بودم و خانم صبای عزیزم خیلی حمایتم می‌کرد و کلی به من انرژی می‌داد.

خانم صبا بعد از مدت‌زمان کمی برایم نام کاربری و رمز زدند و دیگر بانام کاربری خودم کارهایم را ثبت می‌کردم و واقعاً با خدمت در وبلاگ خیلی از گره‌های زندگی‌ام باز شدند.

با نوشته‌های همسفرها که با حس قشنگشان می‌نوشتند لذت می‌بردم، با شادی‌هایشان شاد می‌شدم و با غم‌هایشان ناراحت می‌شدم. بیشترین انرژی را از دل نوشته می‌گرفتم به خصوص حس رهایی، واقعاً حس خوبی است که امیدوارم نصیب همهٔ سفر اولی‌ها بشود.

از عزیزان می‌خواهم که خدمت در وبلاگ را خیلی جدی بگیرند، اگر می‌خواهند به حال خوش برسند و گره‌های وجودشان باز شود.

در آخر تشکر می‌کنم از همهٔ همسفرها و راهنماهای عزیز که با دادن مطالب خوبشان (دل نوشته، مقاله، مشارکت،...) گروه وبلاگ را حمایت می‌کنند تا پیام‌رسان خوبی باشند و پیام کنگره را به گوش جهانیان برسانند.

لطفاً و خواهش می‌کنم در این راه کوتاهی نکنید شاید حتی یک نفر با خواندن مطالب شما راه گم‌شده‌اش را پیدا کند و به درمان برسد.

 

نویسنده: همسفر مریم، وبلاگ نویس شعبه شادآباد

 

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
فاطمه همسفر ابوالفضل یکشنبه 17 شهریور 1398 02:31 ق.ظ
خدا قوت خانم مریم عزیز
ربابه لژیون پنجم شنبه 16 شهریور 1398 11:36 ق.ظ
خانم مریم خدا قوت
از دل نوشته و تجربیات و حس خوبتان بسیار لذت بردم و استفاده کردم. از خدمت خالصانه شما در سایت صمیمانه تشکر میکنم و اتشالله برکات آن در زندگی شما همیشه جاری و پایدار باشد.
همسفر نسیم پنجشنبه 14 شهریور 1398 10:03 ق.ظ
مریم عزیزم خداروشکر که به زیبایی حرکت کردی و جایگاه های نابی را تجربه کردی
به امید تجربه ی جایگاه مقدس کمک راهنمایی
خداقوت و تبریک عزیزم
رضا از لژیون2 سه شنبه 12 شهریور 1398 01:33 ب.ظ
بابت تمام زحماتی که شما وهمکاران محترمتون متحمل میشوید سپاسگزاریم.وبلاگ شما بی نظیر است به یاری خدا همچنان پرتلاش وپرتوان باشید.
سمانه همسفر داود سه شنبه 12 شهریور 1398 07:50 ق.ظ
خدا قوت خانم مریم عزیز سپاس بابت تمام زحمات شما در سایت پیروز و موفق باشید.
همسفر لیلا لژیون شش سه شنبه 12 شهریور 1398 01:45 ق.ظ
سلام و خدا قوت خدمت خانم مریم عزیز خدمتتان پر برکت
مریم کرمی سه شنبه 12 شهریور 1398 12:15 ق.ظ
خانم مریم عزیز ، از زحمات شما در وبلاگ شاداباد صمیمانه سپاسگزارم. روزی هایتان افزون و خدمتتان پر برکت. پیروز و سربلند باشید .
همسفر زهرا دوشنبه 11 شهریور 1398 10:17 ب.ظ
خانم مریم ممنون از مطلب بسیار دلنشین و زیبایتان ،استفاده کردم و این هفته را به شما تبریک عرض میکنم و از خدمات شما سپاسگزارم ،در پناه حق موفق و موید باشید
همسفر سمانه ۱۷ دوشنبه 11 شهریور 1398 09:32 ب.ظ
خدا قوت خانم مریم عزیز بسیار عالی مطالب را بیان نمودید و از خدمات شما صمیمانه سپاسگزارم و امیدوارم برکات این خدمات در زندگی شما همواره جاری باشد.این هفته را به آقای مهندس و همه خدمتگزاران وبلاگ صمیمانه تبریک میگم.
همسفر فاطمه دوشنبه 11 شهریور 1398 05:02 ب.ظ
خانم مریم عزیز، دوست داشتم با زیباترین جملات این هفته را به شما تبریک بگویم و از زحمات بی دریغتان تشکر نمایم . زحمات بی منت و با عشق. خداوند به تمامی زحماتتان برکت عطا فرماید.
سپاسگزار تمامی تلاش هایتان هستم و از آموزش هایی که به من در ارتباط با وبلاگ داده اید کمال تشکر و قدر دانی را دارم.
امیدوارم خداوند اذن حضور همیشگی تان را در کنگره دوباره صادر نماید و در جایگاه کمک راهنمایی ببینیمتان. آمین
تبریک به عزیزان گروه وبلاگ.
همسفر فاطمه دوشنبه 11 شهریور 1398 05:02 ب.ظ
خانم مریم عزیز، دوست داشتم با زیباترین جملات این هفته را به شما تبریک بگویم و از زحمات بی دریغتان تشکر نمایم . زحمات بی منت و با عشق. خداوند به تمامی زحماتتان برکت عطا فرماید.
سپاسگزار تمامی تلاش هایتان هستم و از آموزش هایی که به من در ارتباط با وبلاگ داده اید کمال تشکر و قدر دانی را دارم.
امیدوارم خداوند اذن حضور همیشگی تان را در کنگره دوباره صادر نماید و در جایگاه کمک راهنمایی ببینیمتان. آمین
تبریک به عزیزان گروه وبلاگ.
همسفرسهیلا لژیون دهم دوشنبه 11 شهریور 1398 03:47 ب.ظ
خواهرم مریم عزیز مانند همیشه بیان زیبا وپرمحتوا نوشتی
هفته سایت به شما وبقیه عزیزان تبریک میگم وانشاالله همیشه موفق وموئید باشی واز تمامی زحمات وکمکهای که در این راه به بنده داشتی ممنونم وآرزوی بهترینها را برای شما وخانواده عزیزت دارم
ایرج ورمزیار(۲۱) دوشنبه 11 شهریور 1398 02:54 ب.ظ
همسفرگرامی سرکارخانم مریم..خداقوت وتشکرازشمابابت مقاله خوبتون بسیار عالی بود امیدوارم بحق این خدمت مقدس آرزوهای معنوی و مادی شماتحقق پیدانمایدضمن اینکه هفته سایت روهم خدمت شماوسایرخدمتگزاران تبریک عرض می نمایم.. پیروزوسربلندباشید...تشکرازوبلاگ نویسان محترم گروه خانواده...
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic