احساس رهایی
یکشنبه 10 شهریور 1398 ساعت 08:00 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر مرجان | ( نظرات )
وقتی روی صندلی ها نشستم خانم هایی از اصفهان آمده بودند که خیلی خوشحال بودند و انرژی مثبتی داشتند. حالم یک لحظه بد شد و چشمانم پر از اشک شد و تمام بدنم یخ زد، نمی‌دانم چرا؛ ولی حس خاصی بود که قابل توصیف نیست و برایم خیلی جالب بود.


به نام قدرت مطلق 

زمانی که مسافرم گفت هفته دیگر رهایی مان است، اولش نمی‌دانستم رهایی به چه معنا است؛ چون خیلی دیر به کنگره آمده بودم و واقعاً خیلی چیزها را نمی دانستم. بالاخره بعد از یک هفته روز رهایی مان فرا رسید، شب قبل، از یک حال خاصی برخوردار بودم، طوری که تا صبح نتوانستم بخوابم.
 بالاخره صبح شد و به آکادمی رفتیم. برای اولین بار بود که به آکادمی می‌رفتم وقتی وارد حیاط شدم همه را دیدم که چقدر ساعت ۷ صبح با حال خوب در حیاط جمع شده‌اند!  مسافرم من را به داخل سالن برد و چون اولین بارم بود، با تعجب به همه نگاه می کردم و حس و حال خاصی داشتم. وقتی می‌دیدم همسفران و راهنمایانشان از راه خیلی دوری آمدند متعجب می‌شدم و با خودم می‌گفتم: خدایا این چه حسی است؟ اینجا چه چیزی هست که همه را اینطور دور خود جمع کرده و همه اینقدر خوشحال اند؟!
 بالاخره رفتم و بر روی یک صندلی نشستم و مدام چشمم به مسافرم بود و باورم نمی‌شد.  داخل سالن یک حال و هوای خاصی بود، می‌گفتند: آکادمی انرژی مثبت زیادی دارد؛ ولی باورم نمی‌شد.
 وقتی روی صندلی ها نشستم خانم هایی از اصفهان آمده بودند که خیلی خوشحال بودند و انرژی مثبتی داشتند. حالم یک لحظه بد شد و چشمانم پر از اشک شد و تمام بدنم یخ زد، نمی‌دانم چرا؛ ولی حس خاصی بود که قابل توصیف نیست و برایم خیلی جالب بود.
 وقتی نشسته بودم، راهنمایی صندلی جلوی من نشسته بود که از اصفهان آمده بود که من تا جلسه شروع شود فقط به او نگاه می‌کردم و واقعاً انرژی و احساس مثبتی داشتند، نمی توانستم درک کنم عشق میان این همه آدم به چه معنی می‌تواند باشد؟! 
بالاخره آقای مهندس تشریف آوردند و ما برای ادای احترام به ایشان بلند شدیم. روز خیلی خوبی بود و راهنمای خودم هم رسیده بود. آقای مهندس شروع به صحبت کردند. آن روز هفته دیده بان بود و برایم بسیار ارزشمند بود که توانستم همه دیده بان ها را با هم ببینم؛ خانم آنی، خانم شانی، آقای سلامی، استاد امین که همیشه می‌گفتم دوست دارم بدانم اینها چه کسانی هستند و وقتی دیده بانان خودشان را معرفی کردند، پیش خودم می‌گفتم اینها چقدر خوبند و چه عشقی در درونشان وجود دارد و چه انرژی مثبتی در چهره هایشان بود. 
واقعاً خیلی خوشحال بودم از این بابت، بعد از معرفی دیده بان ها و اهدای هدایای آنها، آقای مهندس شروع به خواندن اسم ها کردند و بالاخره نوبت به ما رسید و بالا رفتیم و از دستان آقای مهندس گل رهایی را گرفتیم.
 وقتی خودم را معرفی کردم به قدری هول شده بودم که نمی‌توانستم چیزی بگویم و فقط توانستم از راهنمای خوب خودم و مسافرم تشکر کنم.
خدا را شاکرم که من و مسافرم را با کنگره ۶۰ آشنا کرد و اذن ورود ما را صادر کرد و همیشه برای آقای مهندس و  خانواده محترمشان آرزوی سلامتی و تندرستی دارم و از خدا می‌خواهم که هر کسی که بیماری اعتیاد دارد هرچه سریع‌تر آزاد و رها شود.
 در پایان از راهنمای عزیز خودم و راهنمای مسافرم بسیار تشکر می‌کنم.

نگارنده: همسفر آرزو از لژیون۱۷
ویراستار: همسفر الهام

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
آرزو۱۷ چهارشنبه 13 شهریور 1398 01:57 ق.ظ
ممنون بخاطر تمام تبریک های زیباتون.کلی انرژی گرفتم. آرزوی سلامتی برای تک تک شما عزیزان.
تشکر فراوان از وبلاگ نویسان و خانم الهام .
فریدون جنابی سه شنبه 12 شهریور 1398 11:54 ب.ظ
بااحترام... سرکار خانم ارزو همسفر حامد عزیز من خوشحال و مسرورم که چقدر زیبا حس خود را نسبت به رهایی بیان داشتید باید به تمامی همسفران با حس های پاک و زیباشان افتخار نمود شاد باشید ...یاعلی
سه شنبه 12 شهریور 1398 12:54 ب.ظ
به امید خدا سلامت باشید واین رهایی آغاز نقطه‌ای مثبت در جهت دریافت انرژی های مثبت باشه به یاری قدرت مطلق
حامد لژیون ۲۴ دوشنبه 11 شهریور 1398 05:15 ب.ظ
ممنون از همسفر عزیزم به خاطر این حس زیبا و پر از محتوا از خداوند برای همسفرم خواستار بهترینها هستم و یه تشکر ویژه دارم از راهنمای همسفرم خانم لیلا در لژیون هفدهم که در این مدت کم آموزشهای خوبی به همسفر بنده دادن و ایشون رو راهنمایی فرمودن و در آخر از همه ممنونم به خاطر کامنتهای زیبا و پر از انرژی
دوشنبه 11 شهریور 1398 05:13 ب.ظ
ممنون از همسفر عزیزم به خاطر این حس زیبا و پر از محتوا از خداوند برای همسفرم خواستار بهترینها هستم و یه تشکر ویژه دارم از راهنمای همسفرم خانم لیلا در لژیون هفدهم که در این مدت کم آموزشهای خوبی به همسفر بنده دادن و ایشون رو راهنمایی فرمودن و در آخر از همه ممنونم به خاطر کامنتهای زیبا و پر از انرژی
مریم کرمی دوشنبه 11 شهریور 1398 09:50 ق.ظ
خانم آرزو ، این رهایی زیبا بر شما و مسافر محترمتان مبارک باد . موفق و موید باشید.
خداقوت و تبریک خدمت کمک راهنمای گرامی خانم لیلا.
سمانه همسفر داود دوشنبه 11 شهریور 1398 08:45 ق.ظ
خواهر عزیزم آرزو جان خدا قوت ان شاله شال کمک راهنمایی را بر گردنت ببینیم شما لایق بهترین ها هستید.
همسفر زینب یکشنبه 10 شهریور 1398 11:00 ب.ظ
خانم آرزو این رهایی رابه شما ومسافرمحترمتان تبریک میگوییم ازخداوندبزرگ برایتان بهترهاراارزومندم
رضا از لژیون2 یکشنبه 10 شهریور 1398 07:03 ب.ظ
درود بر شما ومسافر هنرمندتون انشاالله در ادامه مسیر همیشه موفق وپیروز باشید.
زهرا لژیون شانزدهم یکشنبه 10 شهریور 1398 06:38 ب.ظ
خانم آرزو این رهایی را خدمت شما و مسافر گرامیتان تبریک عرض می کنم و امیدوارم روزهای خوبی را در پیش رو داشته باشید
همسفر رعنا یکشنبه 10 شهریور 1398 05:41 ب.ظ
خانم آرزو رهایی مبارکتان باشد.انشااله در سفر دوم هم موفق و استوار باشید.
وبلاگ نویسان گرامی خدا قوت. پاینده باشید.
همسفر مرضیه لژیون یکم یکشنبه 10 شهریور 1398 05:39 ب.ظ
خانم آرزوی عزیز برای این رهایی به شما تبریک عرض می کنم، ان شاء الله در مسیر سازندگیِ خودتان با موفقیت پیش بروید...
مرجان عزیزم و الهام جان سپاس و خدا قوت
همسفر سمانه ۱۷ یکشنبه 10 شهریور 1398 02:23 ب.ظ
خدا قوت آرزو جان این رهایی گوارای وجودتان باشد و پایدار باشید و در سفر دوم به بهترین خواسته هایتان برسید.خدا قوت به خانم مرجان و خانم الهام عزیز.
همسفر زهرا یکشنبه 10 شهریور 1398 02:00 ب.ظ
خانم آرزو این رهایی گوارای وجودتان باشد ،انشاالله در سفر دوم هم موفق باشید
ایرج ورمزیار(۲۱) یکشنبه 10 شهریور 1398 01:32 ب.ظ
همسفرگرامی سرکارخانم آرزو...تبریک وخداقوت بابت رهایی ورودتان به سفر دوم...خداروشکر که این آرزوتحقق یافت ..مسافرشمافردی هنرمند در عرصه موسیقی میباشندانشالله روزهای خوبی درسفردوم داشته باشید...تشکر از وبلاگ نویسان محترم گروه خانواده..
مریم همسفر محمدازلژیون دوازده یکشنبه 10 شهریور 1398 12:40 ب.ظ
درود وخدا قوت به سرکار خانم آرزو.
وتبریک برای رهاییتان.
تبریک به مسافر گران قدرتان،وهمین طور همسفر کوچولوهای نازنین.
همین طور تبریک عرض می کنم این رهایی شیرین را به کمک راهنماهای گران قدرتان.
امیدوارم این رهایی وحال خوشتان مستدام باشد وبه شکرانه ی این حال خوش از خدمتگذاران کنگره باشید.
سربلندوموفق باشید.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic