احساس رهایی...
پنجشنبه 3 مرداد 1398 ساعت 06:42 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر مرجان | ( نظرات )
خدایا وارد سفر دوم شدیم، با عنایت ما را به جلو هدایت کن.
 به امید روزی که تمام سفر اولی ها سفرشان را به خوبی به پایان برسانند و وارد سفر دوم بشوند، ان شاء الله.


به نام قدرت مطلق الله 

امروز هفتم تیر ماه است، صبح زود به پارک طالقانی آمدیم تا رهایی خواهر لژیونی ام را جشن بگیریم و برایش خیلی خوشحال هستم. وقت موعود فرا رسید، برای اولین بار آقای امین را دیدم. آدم بعضی از حس ها را نمی‌تواند به زبان بیاورد، خوش به حال آقای امین، چقدر انرژی داشت. چهره خواهرم، همراه مسافرش که در کنار آقای امین ایستاده بودند روزهای پر از امید و شادی را برایشان نوید می‌داد.
 قرار شد هفته آینده رهایی مسافرم باشد، این روزهای آخر، حال خوشی ندارم و یک اضطرابی ته وجودم هست که نمی‌دانم چیست! از اینکه سفر اولمان تمام می‌شود خوشحال هستم؛ ولی می‌دانم که سفر دوم سخت تر می‌باشد و قدم های محکم تری می‌خواهد و هر چه در سفر اول تلاش کردم باید در سفر دوم تلاش بیشتری انجام بدهم.
 در ذهنم روزِ رهایی را تصور می کنم تا آقای مهندس که بسیار دوستشان دارم و می‌دانم که چقدر پاک و بی ریا هستند نامه ما را امضا کنند.
 دوست دارم یک بار مستقیماً با آقای مهندس صحبت کنم، لحظه‌ای را می‌بینم که مسافرم ایشان را بغل می‌کنند. لحظه بسیار قشنگی است و فکر می‌کنم همه افرادی که در آنجا هستند خودشان را جای کسانی که رها می شوند می‌گذارند و  آرزوی رهایی را دارند که تصورش هم بسیار زیبا می‌باشد.
 امروز جمعه ۹۸/۴/۲۱، روز رهایی ماست. دل تو دلم نیست، نمی‌دانم چرا مثل بچه‌هایی هستم که برای امتحان دلشوره دارند! چشم به راهِ راهنمایم هستم و مدام با خودم می گویم: خانم نوشین پس کجا هستید ؟ دوست دارم راهنمایم هم زودتر بیاید تا دست هایشان را در دستم بگیرم و آرام شوم.
 بالاخره لحظه موعود فرا رسید، آقای مهندس را دیدم و ایشان نامه مان را امضا کردند، چقدر خوشحالم.
 خیلی شلوغ بود، چه حس عجیبی داشتم. تقریباً تمام کسانی را که دوست داشتم لطف کردند و برای رهایی ما آمدند و برگه رهایی مسافرم هم به دست آقای مهندس امضا شد. نفهمیدم چه زمانی چشمانم داغ شد و اشک از چشمانم سرازیر شد. خنده رضایت آقای مهندس و راهنمایم، رنگ پریده مسافرم و لرزش دستانش و لبخندی که روی لبانش بود حاکی از رضایت و خوشحالی همه داشت. نمی‌دانستم باید چه کار کنم، دوست داشتم آقای مهندس را در آغوش بگیرم و از صمیم قلب از او تشکر کنم. با چشمان پر از اشک از ایشان تشکر کردم و ایشان هم به من تبریک گفتند، قبلش به خودم گفته بودم که گریه نکن؛ ولی دست خودم نبود. لحظه رهایی یک حس غریبی داشت، انگار سبک شدیم و این تجربه را یک بار دیگر داشتم، به راهنمای خودم گفتم، یک سبکی خاص که پر از رضایت بود.
 خدایا وارد سفر دوم شدیم، با عنایت ما را به جلو هدایت کن.
 به امید روزی که تمام سفر اولی ها سفرشان را به خوبی به پایان برسانند و وارد سفر دوم بشوند، ان شاء الله.

نگارنده : همسفر الهه از لژیون دوم 
ویراستار : همسفر الهام
می توانید دیدگاه خود را بنویسید
نوشین یکشنبه 20 مرداد 1398 10:53 ق.ظ
خانم الهام و جناب آقای ابوالفضل بهترین حس ها را تجربه کردید و خداروشکر امیدوارم همانطور که گفتید با عنایت خدا رو به جلو و در مسیر حق قدم بردارید .
همسفر لیلا لژیون شش چهارشنبه 16 مرداد 1398 02:31 ق.ظ
سلام و خدا قوت خدمت خانم الهام عزیز این رهایی گوارای وجودتان
مسافر توحید شکیبایی جمعه 11 مرداد 1398 08:08 ب.ظ
خداقوت و بسیار عالی بود، نوشتن حس رهایی، یک حس بی نظیری دارد، مطلب آنقدر زیبا بود که مرا به روز رهاییم برد.
خداقوت
سمانه همسفر داود پنجشنبه 10 مرداد 1398 11:57 ق.ظ
تبریک فراوان و خدا قوت ان شاله روزی همه سفر اولی ها
سمانه همسفر داود پنجشنبه 10 مرداد 1398 11:57 ق.ظ
تبریک فراوان و خدا قوت ان شاله روزی همه سفر اولی ها
همسفر سمانه ۱۷ شنبه 5 مرداد 1398 07:42 ب.ظ
خانم الهه عزیز این رهایی گوارایتان باد و پایدار باشید.با تشکر از وبلاگ نویسان محترم.
مریم همسفر محمدازلژیون دوازده شنبه 5 مرداد 1398 12:29 ب.ظ
خدا قوت خانم الهه.
این رهایی شیرین هزاران بار مبارکتان باد.
امیدوارم درادامه راه نیز رهجویی مطیع بوده واز خدمتگذاران کنگره باشید.
وتبریک وخدا قوت به کمک راهنمای محترم سرکار خانم نوشین.
مریم کرمی پنجشنبه 3 مرداد 1398 04:09 ب.ظ
خانم الهه عزیز، این رهایی شیرین گوارای وجودتان به شما تبریک عرض،میکنم ان شاءالله در سفر دوم هم موفق و پیروز باشید.
عرض تبریک و خدا قوت خدمت کمک راهنمای گرامی خانم نوشین.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات