مرزبانان ؛ مجری اجرای قوانین
شنبه 29 تیر 1398 ساعت 10:10 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر نوشین | ( نظرات )
روابط خدمتگزاران با دیگران است که زمین کنگره 60 را می‌سازد!اگر روابط بر مبنای عدالت، معرفت و عمل سالم باشد قطعاً هرلحظه خوشه‌های گندم را خواهیم دید!  
اگر این زمین بخواهد سالم باشد  باید قوانین اجرا شود، اگر حقوق دیگران و حقوق کارهای مختلف را آن‌گونه که بنیان کنگره فرموده رعایت نکنیم این روابط آسیب می‌بیند و نمی‌توان انتظار داشت  محصولات سالمی در دل این روابط رشد کند و به ثمر بنشیند.

اللهم زدنی علما

امروزجلسه هماهنگی کمک راهنمایان داشتیم با دستور جلسه: 
  
چه انتظاراتی از مرزبان‌ها دارید و اگر مرزبان بودید برای اعتلای شعبه چه‌کارهایی انجام می‌دادید و چه اهدافی رو دنبال می‌کردید؟
راجع به این موضوع خیلی فکر کردم، با خود فکر می‌کردم سیستم کنگره انقدر نظام‌مند و دقیق و مهندسی‌شده است که وظایف همه جایگاه‌ها و انتظاراتی که از خدمتگزارانش در هر جایگاه دارد همه در قالب قوانین و حرمت‌ها و آموزش‌ها بیان‌شده دیگر جایی برای اظهارنظر ما نیست، می‌خواستم بگویم مرزبان باید در برخوردش با دیگران درنهایت انصاف و مدارا و عشق باشد اما  این موضوع را که آقای مهندس با عناوین مختلف در سی‌دی‌های مختلف آموزش داده، بگویم عدالت را برقرار کند؟ این موضوع هم که کاملاً آموزش داده‌شده! 

یک‌لحظه نماد کنگره در ذهنم مرور شد، اینکه روابط خدمتگزاران با دیگران است که زمین کنگره 60 را می‌سازد! اگر روابط بر مبنای عدالت، معرفت و عمل سالم باشد قطعاً هرلحظه خوشه‌های گندم را خواهیم دید!  
اگر این زمین بخواهد سالم باشد  باید قوانین اجرا شود، اگر حقوق دیگران و حقوق کارهای مختلف را آن‌گونه که بنیان کنگره فرموده رعایت نکنیم این روابط آسیب می‌بیند و نمی‌توان انتظار داشت  محصولات سالمی در دل این روابط رشد کند و به ثمر بنشیند.
و همه این موضوعات به بهترین شیوه آموزش داده‌شده و همه به‌صورت قوانین مدون شده و تنها چیزی که به ذهنم رسید اینکه  مرزبانان مسئول اجرایی هستند  و همه‌چیز برمی‌گردد به لحظه اجرا!  

در آن لحظه اجراست که تنها خودش است و قوانین و آموزش‌هایی که در ذهنش مرور می‌شود و حس خالص یا ناخالص خودش و درنهایت هرلحظه با تصمیم‌هایی که می‌گیرد  تعیین می‌کند که در آزمون‌هایش پیروز گشته یا مغلوب نفسش؟ 
در زندگی انسان موقعیت‌هایی پیش می‌آید که بنا به  نوع آن موقعیت،  انسان بیشتر مستعد خروج از مسیر عدالت می‌شود  و آن  موقعیت‌ها زمانی است که جایگاهش ارتقا می‌یابد.  چون قدرت عملکردی دارد و از طرفی آن پایین‌دست نمی‌تواند زبان به اعتراض باز کند و ممکن است حدود رعایت نشود، خواستم بگویم مواقعی که یک جایگاه بالاتر و یک قدرتی داریم رعایت عدالت حساس‌تر و مهم‌تر است و جایگاه مرزبانی و اسیستانتی از این جنس هستند.

کار بسیار سختی است و همان‌طور که آقای مهندس فرمودند راه رفتن بر گدازه‌های آتش است، چراکه آموزش‌ها را می‌داند، قوانین را می‌داند و هر عملی انجام دهد درست یا نادرست  درنهایت می‌تواند به آن عملکردش لباس تقوا و لباس قانونی بپوشاند!  
بستگی به افق نگاه ما داد،  نگاه ما به اتفاقات و مسائل می‌تواند کوتاه‌مدت باشد و یا بلندمدت.  اما شکی نیست نگاه‌های کوتاه‌مدت پیامدهایی می‌تواند داشته باشد که سعادت را از ما وزندگی‌مان بگیرد. 

قطعاً با هر سلامی خداحافظی در پیش هست و بایستی بیندیشیم که هر یک از مابعد از رفتنمان چه یادگاری‌هایی به‌جا می‌گذاریم، یادگارهایی معنوی نه‌فقط برای نزدیکانمان، یادگارهایی پایدار که تا نسل‌های بعد اثرگذار باشد و خیرش به افراد بی‌شماری برسد و موجب قرار گرفتن انسان‌های بسیاری در مسیر درست خودشان باشد 
باز فکر کردم به موضوع دستور جلسه، اینکه اگر مرزبان بودم چه اهدافی را در کنگره تعیین می‌کردم!  
دیدم بازهم کنگره حرفی برای گفتن باقی نگذاشته، اهداف و مقصد در کنگره تعیین‌شده است و تنها چیزی که من باید در نظر بگیرم این است که چگونه از توانمندی‌ها و امکاناتم   برای اجرای بهتر اهداف و برنامه‌های  کنگره استفاده کنم؟ و فقط تعیین کنم می‌خواهم کدام بار کنگره را بردارم؟ کنگره مقصد را برای خودش تعیین کرده اگر مقصدش موردپسند ما نیست، قطعاً توسط گردبادهایی بیرون پرت می‌شویم یعنی مقصد و هدف کنگره اولویت دارد بر هدف تک‌تک ما ولی اگر بخواهیم در این مسیر جاودانه بمانیم باید با نسخه‌های کنگره حرکت کنیم و  مقصد و هدفمان را در ذیل اهداف کنگره تعیین کنیم تا امکانات و انرژی‌هایمان به هدر نرود.

خلاصه اینکه در خصوص دستور جلسه تعیین‌شده به هیچ پاسخی نرسیدم به‌جز آنکه در لحظه اجرا عاملی که بسیار مؤثر است برای مسئولین اجرایی، حس‌های خودشان است و امیدوارم آنقدر توجه به خداوند در وجودشان فزونی یابد که دچار افراط‌وتفریط نشوند.
موضوع دیگری که بحث شد در رابطه با بسته شدن بعضی لژیون‌ها بود، عده‌ای موافق بودند وعده‌ای مخالف، عده‌ای این موضوع را مطابق قوانین می‌دانستند و بعضی‌ها ضد قانون،  عده‌ای عادلانه وعده‌ای غیرعادلانه!  با خود می‌اندیشیدم آیا دیدگاه‌هایمان بر مبنای منافع شخصی است؟  

بعضی‌ها می‌گفتند اگر لژیون‌هایی بسته شود پس حس تازه‌وارد چه می‌شود؟ آیا اختلالی در حس تازه‌وارد به وجود نمی‌آید؟  
لحظات ورودم به کنگره در ذهنم مرور شد، وقتی وارد شدم حس‌هایم به‌واسطه غم و اندوهی که داشتم خوب کار نمی‌کردند، تنها راهنمایانی را می‌توانستم ببینم که پرهیاهو و پرجنب‌وجوش بودند و با خود فکر می‌کردم حتماً این افراد قوی‌تر هستند و در این رنجی که هستیم این‌ها می‌توانند نجاتمان بدهند، آن زمان‌ها، مرزبان‌ها می‌توانستند کمک راهنما هم باشند و من کمک راهنمایی را انتخاب کرده بودم که مرزبان بود و به‌واسطه جایگاهش بیشتر دیده می‌شد و قدرتمند و بانفوذ به نظر می‌رسید و وجود همین افکار باعث شده بود حس‌ها و قوه تشخیصم خوب کار نکند و متوجه نشوم حسم به کدام کمک راهنما نزدیک‌تر است 
اما لطف خداوند شامل حالم شد و آن موقع قانون اجرا شد  و به علت بسته بودن آن لژیون اجازه ورود نیافتم، گرچه چند روزی سردرگم بودم ولی سبب شد حسم به کار بیفتد و همین‌طور به احساسم اطمینان پیداکرده و مسیر درستم را پیدا کنم و در مسیر و کانال  اصلی خود قرار بگیرم.

همین‌طور تجربه دیگری در ذهنم مرور شد و متوجه شدم برای آن لژیون‌هایی که بسته می‌شوند هم اجرای این قانون خیر است، خاطرم آمد یک مدتی لژیونم بسته شد و در درون خود یک آرامش خیالی احساس کردم، چون باعث شد متمرکز شوم بر آموزش‌ها، چون همان‌قدر که جذب تازه‌واردین مهم است نگهداری آن‌ها و یاری‌رساندن و فهمیدن مسائل آن‌ها و دادن آموزش‌های متناسب به آن‌ها که امانت‌های کنگره هستند در دستان ما نیز مهم می باشد . و این بسته شدن درب لژیون باعث می‌شود درب‌های دیگری در صور پنهان باز شود.

به‌هرحال اگر مدام ورودی‌ها در یک لژیون زیاد باشد مثل کاروانسرا می‌ماند که متوجه نمی‌شوی چه کسی پذیرایی شد، چه کسی گرسنه ماند، آیا هر کس غذای متناسبش را خورد وبِطور کلی هیچ کنترل و نظارتی بر اعضا نمی‌توان داشت؛ بنابراین اگر فقط به فکر جذب تازه‌وارد باشیم ولی به خوراک‌هایی که به آن‌ها می‌توانیم بدهیم توجه نکنیم، شاید تابع هوای نفسمان هستیم.
اما با خود می‌اندیشیدم زاویه دید خداوند چگونه است که یاد سوره کوثر افتادم، همه ما دوست داریم هر چیزی که داریم ماندگار شود، هیچ‌کس دوست ندارد چیزهایی که دارد را از دست بدهد چه مادی وجه معنوی، هوش، علم، استعداد، فراوانی توانایی و...و همه‌مان دوست داریم چیزهایی که به دست می‌آوریم برای همیشه برایمان بماند، اما هر چیزی در این عالم حقیقت بالاتر از خودش را دارد، یعنی ما اگر چشم داریم چشم ابزار است، چشم را برای دیدن می‌خواهیم کسی که به خود دیدن دست پیدا کند حتی اگر چشم را از او بگیرند دیدن را از او نمی‌توان گرفت. امیدوارم به حقیقت جایگاه‌ها دست پیدا کنیم یعنی برسیم به آن حقیقتی که این جایگاه‌ها به خاطر آن وجود دارد که اگر جایگاهی را در بعد فیزیکی از دست دادیم اما همچنان به حقیقت آن وصل باشیم، چشمه‌ای جوشان ورودی خروشان شویم که درنهایت به بحر و اقیانوس می‌رسند  یعنی به  اقیانوس وادی چهاردهم، به همان وادی توحید .

به قلم کمک راهنمای محترم : خانم سمیرا 

می توانید دیدگاه خود را بنویسید
فاطمه الیاسی چهارشنبه 2 مرداد 1398 03:07 ب.ظ
خانم سمیرای عزیز ومهربانم قوت عالی بود ،همیشه از مشارکت‌های شما آموزش میگیرم انشاالله پایدار و موفق باشید وبا تشکر از عزیزانی که در وبلاگ خدمت میکنند.
صغری همسفر یوسف از لژیون یازدهم دوشنبه 31 تیر 1398 10:12 ب.ظ
خانم سمیرا عزیز سپاس فراوان بابت مطلب آموزنده انشاا.در جایگاه هایی بالاتری باشید
ربابه لژیون پنجم دوشنبه 31 تیر 1398 04:05 ب.ظ
خانم سمیرا کمک راهنمای محترم
از مقاله زیبایتان لذت بردم به نکات بسیار مهمی اشاره کردید .انجام عمل سالم تنها زمانی صورت میگیرد که آموزش درست همراه با اجرای صحیح قوانین باشد.هر جایگاهی برای خود بار آموزشی فراوانی دارد.انشالله به حقیقت هر جایگاهی برسیم که چه چیزی را به اندوخته هایمان اضافه کرده .برایتان بهترینهای هستی راخواهانم‌.
همسفر زهرا دوشنبه 31 تیر 1398 02:25 ب.ظ
ممنون از اینکه حقایقی را در خصوص خدمتها و جایگاههای خدمتی بیان نمودید تا ما هم آموزش بگیریم ،در پناه حق موفق و موید باشید
مریم کرمی یکشنبه 30 تیر 1398 06:05 ب.ظ
کمک راهنمای گرامی ، خانم سمیرای عزیز، ممنون از مقاله بسیار خوب و آموزنده شما. به نظر بنده هم اگر انسان در هر جایگاه خدمتی هدفش اجرای قوانین و انجام عمل سالم باشد ، قطعا به سلامت به سر منزل مقصود می رسد .
سپاس از وبلاگ نویسان محترم.
همسفر سمانه ۱۷ یکشنبه 30 تیر 1398 11:14 ق.ظ
خدا قوت بسیار عالی بود استفاده کردم.با تشکر از وبلاگ نویسان محترم.
مسافر توحید شکیبایی یکشنبه 30 تیر 1398 11:04 ق.ظ
خداقوت
کمک راهنمای توانا و بزرگوار، بسیار عالی بود،استفاده نمودم.
خدمت جزء آموزش است و همیشه خدمت را درون آموزش دیده ام و سی دی های مربوط به خدمت را در برنامه هفتگی خودم قرار دادم، خصوصاً سی دی خدمت و خیانت آقای مهندس که همیشه به من کمک کرده است که تا در حد توان خدمت را انتخاب نمایم.
به نظر حقیر تمام جایگاه های کنگره مانند هم هستند و هیچ جایگاهی بالاتر از جایگاه دیگر نیست، همیشه دقت کرده ام که دیده بانان بزرگوار مردمی تر و مردم دار تر هستند و این نشانه این است که هر چه درخت پر بار تر باشد، افتاده تر است و همیشه ایشان یک الگو برای من بوده اند و از همه دیده بانان بزرگ تشکر میکنم.

درخت را از محصولش میشناسند و هر چه درخت پاکیزه تر و بهتر باشد دارای محصولات مرغوب تری است و عیناً برای انسان ها نیز صادق است.
از شما سپاسگزارم که در بدترین شرایط همسفرم به ایشان راهنمایی و مدد نمودید و بی شک خانواده ما همیشه دعای گوی شما و خانواده بزرگوارتان خواهد بود، امیدوارم از ناب ترین روزی های هستی نصیب و قسمت شما گردد، امیدوارم در جوار بهترین های هستی قرار بگیرید و مطمنم که اینگونه خواهد بود.
حساس ترین زمان یک رهجو، موقعیت انتخاب راهنما هست و اگر رهجو انتخابگر درستی باشد به درمان خوبی خواهد رسید و امیدوارم که خداوند این توفیق را به همه اعضای کنگره عطا نماید که تبدیل به نیرو های الهی شویم و القاگر خوبی ها باشیم. البته بندگان خاص و مقرب قطعاً دارای درجات بهتری هستند که هیچ منفعت شخصی در آن پیدا نخواهد بود . نشانه بنده بودن هم همین است.
از شما بخاطر تمام زحماتتان که در جهت کمک به انسا نهای دردمند متحمل میشود تشکر میکنم و میدانم که همیشه بر پیمان مقدس کمک راهنمای ثابت قدم هستید و خدمتتان تبریک عرض میکنم.
خوبی ها انتخابگر ما هستند و ما فقط باید به درون خودمان بیشتر توجه کنیم و هر چه درون من پاکیزه تر باشد، دنیا نیز پاکیزه خواهد بود.
خداقوت و بسیار عالی و آموزنده بود.
خداقوت به وبلاگ نویسان گروه خانواده
لیلا محمدلو یکشنبه 30 تیر 1398 10:04 ق.ظ
درود فراوان بر شما خانم سمیرای عزیز، بسیار عالی بود، خداقوت و سپاس
همسفر رعنا یکشنبه 30 تیر 1398 07:40 ق.ظ
خانم سمیرای عزیز؛ بسیار دقیق و موشکافانه موضوع را بیان نمودید و به نکات مهمی اشاره کردید.سپاسگزارم.
خانم نوشین عزیز؛ خدا قوت. پاینده باشید.
مهدی صافی شنبه 29 تیر 1398 03:12 ب.ظ
راهنمای گرامی سرکار خانم سمیرا، بسیار عالی و زیبا بیان مطلب فرمودید. امیدوارم همه خدمتگزاران به چشم امانت به جایگاههای خدمتی نگاه کنیم که اگر آن را از آنِ خود بدانیم شروع درجا زدن و رکود خواهد بود.
وبلاگ نویسان گرامی تشکر
☆دَرپَناه‌ِحَق‌باشید اِن‌شاءَالله☆
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic