شیشه؛ زلزله ای هشت ریشتری
سه شنبه 24 تیر 1399 ساعت 10:00 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر فتانه | ( نظرات )
خدایا شکرت که راهی مستقیم و کوتاه با روش DST را نشانمان دادی تا واقعیتی بزرگ در جهان، با درمان در کنگره ۶۰ نمایان شود که درمان شیشه آن هم قطعی و با روش تدریجی در کنگره ۶۰ امکانپذیر است و افرادی که درمان می‌شوند، سندی بدون نقص باشند برای کسانی که به دنبال راه خروج از این تاریکی هستند.
به نام قدرت مطلق 

سلام دوستان عزیزه هستم همسفر محمدرضا 
آخرین آنتی ایکس مصرفی مسافرم؛ شیشه و قرص و  هروئین، روش درمان DST،  داروی درمان شربت OT با راهنمای خوب مسافرم آقای حسینی و راهنمای گرانقدر خودم خانم صدیقه مهربان ده ماه و بیست و پنج روز سفر کردیم و در حال حاضر دو سال و ده ماه و چهار روز است که آزاد و رها هستیم.

خداوندا شکرت که بار دیگر خدمت روزی‌ام شد. خداوندا شکرت که در دوره‌ای زندگی می‌کنم که وجود آقای مهندس را درک می‌کنم و روش درمان DST کشف شده تا مصرف‌کنندگان خواستار درمان، درمان شوند تا هم خودشان و هم خانواده‌هایشان به آرامش برسند.
من، تخریب مصرف شیشه را زلزله‌ای هشت ریشتری می‌دانم؛ چون هم مصرف‌کننده و هم خانواده‌اش را به سختی تخریب می‌کند.
اکنون که این دلنوشته را می‌نویسم، بغض گلویم را می‌فشارد و به زور خودم را کنترل می‌کنم؛ ولی اشک امانم نمی‌دهد. خدا را شکر که آن روزهای سخت گذشت و ما به آرامش رسیدیم. 
روز اولی که متوجه شدم مسافرم شیشه مصرف می‌کند، نمی‌دانید چه حالی داشتم. خوب یادم است زمانی را که پسرم از خانه بیرون زد و شب نیز به خانه برنگشت. بالاخره با حال خرابی به خانه بازگشت؛ ولی به خاطر حال بدی که داشت به خود جرات ندادم تا بپرسم چرا دیر آمدی؛ چون آن موقع فوق‌العاده عصبی بود. 
او دراز کشید. ناگهان صدایی مرا به خودم آورد که مامان کمکم کن. دیدم جگرگوشه‌ام تشنج کرده و نمی‌دانستم باید چه کار کنم! این قدر داد زدم تا اینکه صاحبخانه مان پایین آمد و با کمک او کمی پسرم را به هوش آوردیم؛ ولی دیگر چیزی یادش نمی‌آمد...
از او خواستم پیش پسرم بماند تا من کسی را پیدا کنم و او را به بیمارستان ببرم. 
ساعت دو نیمه شب از این طرف خیابان به آن طرف خیابان می‌دویدم. در حال خودم نبودم. به چه کسی بگویم که آبروی پسرم نرود تااینکه دامادم به ذهنم آمد و او را به بیمارستان بردیم.
دکتر گفت: پسرم اُوردُز کرده است... 
با شنیدن این حرف دکتر، قلبم داشت از جایش کنده می‌شد و گریه امانم نمی‌داد تا حرف بزنم. 
از خداوند راهی برای کمک به فرزندم خواستم. خداوند صدایم را شنید و اذن ورود ما به کنگره صادر شد.
من از مسافر بهرام که ما را با کنگره آشنا کردند بی‌نهایت سپاسگزارم. مسافرم سفرش را با روش درمان DST و شربت OT شروع کرد و حالش هر روز بهتر از روز قبل می‌شد. 
خدایا شکرت که راهی مستقیم و کوتاه با روش DST را نشانمان دادی تا واقعیتی بزرگ در جهان، با درمان در کنگره ۶۰ نمایان شود که درمان شیشه آن هم قطعی و با روش تدریجی در کنگره ۶۰ امکانپذیر است و افرادی که درمان می‌شوند، سندی بدون نقص باشند برای کسانی که به دنبال راه خروج از این تاریکی هستند. 
اما این را بگویم که ه‍مسرم هم مصرف‌کننده شیشه است و هنوز به آن نقطه تفکر نرسیده که متوجه تخریبش باشد و خواسته برای درمان اعتیاد خود داشته باشد. بعضی اوقات، کاری انجام می‌دهد که خودم شاهد شکستن قلبم می‌شوم. خدا را شکر می‌کنم که در کنگره حضور دارم و از آموزش‌های نابش بهره می‌برم، وگرنه نمی‌دانم الان در کجا بودم.
از شما عزیزان که دلنوشته‌ام را می‌خوانید خواهش می‌کنم برای تمام کسانی که مصرف‌کننده هستند دعا کنید تا راه درمان برای آنها باز شود و به درمان برسند و خانواده‌های آنان نیز طعم شیرین آرامش را بچشند.


نویسنده: همسفر عزیزه از لژیون پانزدهم 
ویراستاری: همسفر الهام
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: دلنوشته،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
شنبه 28 تیر 1399 10:47 ب.ظ
خانم عزیزه عالی بودازمطالب شمااستفاده کردم خداقوت
زهرا بیگدلی ۱٢ شنبه 28 تیر 1399 12:28 ب.ظ
درود و خداقوت خدمت شما خانم عزیزه دوست داشتنی
خدا رو شکر که از این رهایی شیرین لذت می برید و سلامتی پسر گلتون رو شاهد هستید. انشالله رهاییشون پایدار باشه و نقطه ی شروعی باشه برای اینکه همسرتون هم به اذن خداوند وارد کنگره بشوند و سفرشون رو شروع کنند.
ممنون بابت مطالب پر احساستون و ممنون از گروه وبلاگ
فاطمه همسفر ابوالفضل 18 شنبه 28 تیر 1399 09:51 ق.ظ
خدا قوت خانم عزیزه موفق باشید
خدا قوت به وبلاگ نویسان
همسفر زهرا از لژیون یکم پنجشنبه 26 تیر 1399 08:30 ب.ظ
خانم عزیزه ،خداوند را شکر که فرزندتان به درمان رسیده و انشاالله که همسرتان هم در بهترین زمان ممکن راهش هموار شود و به کنگره ورود کند و به درمان برسد ،در پناه حق باشید
ممنون از وبلاگ نویسان
همسفر سمانه ۱۷ پنجشنبه 26 تیر 1399 12:07 ب.ظ
خدا قوت خانم عزیز بسیار عالی نوشتید خداوند به قلمتان برکت دهد و پایدار باشید و به دعایتان آمین می گویم و امیدوارم برکات خدمتتون همواره در زندگیتان جاری باشد و با تشکر از وبلاگ نویسان محترم.
نسرین.اسیستنت پنجشنبه 26 تیر 1399 01:13 ق.ظ
خانم عزیزه بابت نوشته خوبتان سپاسگزارم.
خداقوت گروه وبلاگ
مریم همسفر محمد لژیون دوازدهم چهارشنبه 25 تیر 1399 11:32 ب.ظ
درود وخدا قوت دوست عزیز سرکار خانم عزیزه.
درود برتو بانوی بزرگوار که باصبرو عشق مادرانه درکنار مسافر گرانقدرت شاهد رهاییش از بند تاریک اعتیاد بودی.
شما در مسیر آموزش قطعا بار دیگر شاهد گل رهایی خواهی بود.
راهت پرنور خدمتت پر برکت.
سیده زهرالژیون دوم چهارشنبه 25 تیر 1399 06:33 ب.ظ
خانم عزیزه جانم بسیار دلم شکست از خواندن نوشته تان .بسیار شکر گذار باشیم برای یک مسافرمان تا به پاس شکر گذاری وآموزشها وخدمتهای بیشترمان اذن مسافر دیگرمان هم داده شود .خداونداصدای مادران دل شکسته را بشنو و اجابت کن به حق خوبان درگاهت
صدیقه چهارشنبه 25 تیر 1399 11:52 ق.ظ
خانم عزیزه مهربان ,خداروشکربابت رهایی پسرتان که درسن کم بسیارطالب آموزش است به شماتبریک میگم که مسافربه این خوبی دارید,,واما دعای همیشگی من برای شماورود مسافردیگرتان که من یقین دارم این امر اتفاق می افتد فقط زمانش راما نمیدانیم,,بهترینها رابرای شمامادرمهربان وفداکارازخداخواهانم.
سمانه همسفر داود چهارشنبه 25 تیر 1399 08:53 ق.ظ
خانم عزیزه خیلی عالی نوشتید ان شاله به زودی مسافر دومتان هم به کنگره می آد و ما شاهد رهایی ایشان هم خواهیم بود . تخریب شیشه بسیار سخت است خدا رو شکر کنگره را داریم .
همسفر فاطمه کمک راهنما لژیون ۲۱ چهارشنبه 25 تیر 1399 08:39 ق.ظ
با سلام و درود برشما خانم عزیزه مادری دلسوز و مهربان مطلب تان بسیار خوب گویای زندگی یک همسفر بود و مرا منقلب کرد آن شاالله پیام شما به مصرف کننده ها برسد که هر چه زودتر راهشان را پیدا کنند
همسفر ربابه لژیون یکم چهارشنبه 25 تیر 1399 12:06 ق.ظ
خدا قوت خدمت خانم عزیزه،سپاسگزارم از مطالب خوبتان
خدا قوت خدمت وبلاگ نویسان محترم
پوران همسفر عباس 1 سه شنبه 24 تیر 1399 09:32 ب.ظ
خانم عزیزه،عزیزبسیارعالی بیان کردید
فرزانه همسفر علیرضا سه شنبه 24 تیر 1399 07:22 ب.ظ
خانم عزیزه عزیز از قلمتان و دل نوشته تان واقعا لذت بردم و بسیار برایتان خوشحالم که از شر شیشه رها شدید. امیدوارم که مسافر دومتان هم راه کنگره را هر چه زودتر پیدا کند و به رهایی کامل برسد. حال خوش دائمی نصیب شما و خانواده محترمتان شود. انشاالله شال کمک راهنمایی را هر چه زودتر بر گردن شما و گل پسرتان ببینیم.
گروه وبلاگ و خانم فتانه عزیز خدا قوت
مهدیه لژیون چهارم سه شنبه 24 تیر 1399 11:22 ق.ظ
خانم عزیزه عزیز بسیار احساسی نوشتید عالی بود وخداراشکر که همه ما با کنگره آشنا شدیم وآمین گوی دعای آخرتان هستم خداقوت به وبلاگ نویسان
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic