مسافرم بهانه بود
شنبه 14 تیر 1399 ساعت 06:00 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر شمسیان | ( نظرات )
در جلسه حس خاصی داشتم، صدایی که بیش از هر چیز دیگری در گوشم نجوا می‌کرد، این بود که چقدر اشتباه می‌کردم به خاطرِ بد سفرکردن مسافرم غصه می‌خوردم. سال‌ها فکر می‌کردم اگر او رها نشود من نمی‌توانم در کنگره باشم، نمی‌توانم خدمت کنم و کمک راهنما شوم؛ اما در جلسه پیمان احساس کردم این موضوع فقط و فقط به خودمان ربط دارد و مسافران بهانه هستند، شاید بهانه‌ای برای حضور ما در کنگره!

با نام و یاد خدا

با عرض سلام و درود خدمت همراهان گرامی وبلاگ شادآباد.
در خدمت یکی از همسفران نازنین شعبه مان هستیم که گفتگویی با ایشان داشته باشیم؛
خانم مرجان عزیز در ابتدا از طرف تیم وبلاگ و همه ی اعضای شعبه شادآباد، دریافت شال مقدس کمک راهنمایی را خدمت شما تبریک عرض می کنم و امیدواریم بهترین روزی ها نصیب شما گردد.


لطفاً خودتان را به رسم کنگره معرفی و اعلام سفر نمایید.

سلام دوستان مرجان هستم یک همسفر
آنتی ایکس مسافرم تریاک و حشیش، مدت سفر ۱۱ ماه به روش DST با داروی OT، راهنمای مسافرم آقای خراسانی و راهنمای خودم خانم آزاده عزیزم، مدت رهایی دو سال و پنج ماه.

چند سال است در کنگره هستید و تا به حال چه خدمت‌هایی را در کنگره ۶۰ تجربه کرده‌اید؟
حدود ۶ سال است که در کنگره هستم و به لطف خدا، خدمت در وبلاگ، آبدارخانه، صدور کارت و مدتی هم در لژیون همسفر کوچولوها بودم و در حال حاضر خدمت دبیری را انجام می‌دهم.

بهترین یا اثرگذارترین آنها برای شما کدام خدمت بوده است؟
اثرگذارترین خدمت برای من خدمت وبلاگ بود؛ چراکه به مرور زمان آموزش‌های بسیار عمیقی دریافت کردم. خدمت در وبلاگ باعث شد مطالعه بیشتری داشته باشم و به وبلاگ‌های دیگر سر بزنم و از دیدگاه‌های مختلف به یک دستور جلسه نگاه کنم.
محبتی که در کنگره وجود دارد بی‌نهایت است و لبریز شده و تمامی اعضا می‌توانند از آن بهره‌مند شوند. وقتی وارد عرصه خدمت می‌شویم می‌توانیم این محبت را لمس کنیم؛ چراکه بلافاصله حس خوب و خوشایندی دریافت می‌کنیم که باعث می‌شود بخواهیم دوباره تکرارش کنیم و خدمت کنیم و چیزی که مهم می‌باشد این است که شاید بعدها متوجه می‌شویم که چقدر به این خدمت‌ها نیاز داشتیم و چه گره‌هایی در درونمان باید از همین راه باز می‌شد و ما آگاه نبودیم.

چه عاملی سبب شد که بخواهید برای رسیدن به جایگاه کمک راهنمایی تلاش و برنامه‌ریزی نمایید.
اولین باری که احساس کردم دوست دارم کمک راهنما شوم، دیدن عشق و ایمان راهنمایم به کنگره و آموزش‌هایش بود. ایشان بسیار خوب حرکت می‌کردند و همیشه با عملکردشان الگوی مناسبی برای من بودند و دوست داشتم مثل راهنمایم خدمتگزار کنگره باشم. این حس به مرور زمان در من قوی و قوی‌تر شد و زمان امتحان کمک راهنمایی، خواسته و اشتیاقم غیرقابل وصف بود.
یک خاطره‌ای به یاد دارم که در آن زمان، مسافرم برگشت خورده بود و اعلام شده بود که همسفرانی که چنین شرایطی دارند امتحان ندهند. وقتی با راهنمایم صحبت کردم گفتند شما به خواندن ادامه بده چیزی از دست نمی‌دهی، کنگره کسانی را که عشق به خدمت دارند در خود نگه می‌دارد و شاید شرایطی فراهم شد که بتوانی امتحان بدهی. اینقدر در کلام و نگاهشان عشق و ایمان و امید موج می‌زد که قوت قلب گرفتم و چنان مشتاقانه می‌خواندم که حاضر بودم از همه تفریحاتم، خوابم، خوراکم و ... بگذرم و دیگر نگرانِ سفرِ مسافرم نبودم و خودم را به نیروهای الهی کنگره سپردم. حس و حال و اشتیاق عجیبی داشتم که هیچ‌گاه تجربه نکرده بودم؛ حتی زمانی که مادر شدم!
درنهایت، لطف خدا شامل حالم شد و مسافرم در زمان مناسب سفر کردند و رها شدند و همه چیز به خوبی پیش رفت و من بار دیگر محو محبت بی‌نهایت کنگره شدم و فقط گریستم و شکر کردم. 

شما از خدمتگزاران وبلاگ هستید؛ آیا این خدمت در قبولی شما برای آزمون کمک راهنمایی تاثیر داشت؟
بله بسیار تاثیرگذار بود. خدا را شکر من خیلی زود با وبلاگ آشنا شدم و فکر کنم یکی دو ماه بعد از ورودم به کنگره خدمتم را با نوشتن دلنوشته آغاز کردم و مشتاق شدم که بیشتر بدانم و بخوانم. آشنایی با خانم صبا به واسطه وبلاگ، بهترین اتفاق زندگی‌ام بود و بسیار از ایشان آموختم و خیلی خیلی خیلی به من کمک کردند. عاشقانه خدمت می‌کردند و آموزش می‌دادند و سعی می‌کردند مطالب کلیدی و مهم را به ما بیاموزند و به نظرم ایشان در آن جایگاه هم کمک راهنما پرورش می‌دادند. همیشه به خاطر وجودِ گرم و پرمهرشان شکرگزار خداوند هستم. 
خدمت در وبلاگ و خواندن مطالب از دیدگاه‌های مختلف و برداشت صحیح را از ایشان آموختم و همین تکرارها باعث شد مطالب کنگره در ذهنم ماندگار شود و بهتر درکشان کنم و برای امتحان یک چیز کلی در پسِ ذهنم بود که احساس خوبی به من می‌داد و حس می‌کردم می‌توانم در امتحان قبول شوم.

از حال و هوای پیمان کمک راهنمایی و دریافت شال نارنجی برای ما بگویید.
از شب قبلش اصلاً نخوابیدم، مدام از خواب می‌پریدم و به ساعت نگاه می‌کردم که مبادا خواب بمانم؛ اما اینقدر خوشحال بودم که این بی‌خوابی  باعث بهم‌ریختگی‌ام نشد.
در جلسه حس خاصی داشتم، صدایی که بیش از هر چیز دیگری در گوشم نجوا می‌کرد، این بود که چقدر اشتباه می‌کردم به خاطرِ بد سفرکردن مسافرم غصه می‌خوردم. سال‌ها فکر می‌کردم اگر او رها نشود من نمی‌توانم در کنگره باشم، نمی‌توانم خدمت کنم و کمک راهنما شوم؛ اما در جلسه پیمان احساس کردم این موضوع فقط و فقط به خودمان ربط دارد و مسافران بهانه هستند، شاید بهانه‌ای برای حضور ما در کنگره!
متوجه شدم وقتی زمانش برسد از جایی که فکرش را نمی‌کنیم فرمان صادر می‌شود و همه چیز مهیا می‌شود تا انجام‌ها به انجام برسد و اینها تا حد بسیار زیادی به خواسته عمیق ما بستگی دارد نه چیز دیگری.
تمامی این لحظات ناب و الهی را برای تک‌تک شما عزیزان از خداوند مهربان خواستارم.

کلیدی‌ترین جمله یا آموزشی که در مراسم دریافت شال، از سخنان مهندس دژاکام دریافت کردید چه بود؟
تمامی سخنان آقای مهندس بجا و آموزنده بود؛ اما جمله‌ای که برایم خوب بود، این بود که خداوند اجازه خدمت به بندگانش را به هر کسی نمی‌دهد؛ پس قدر جایگاهتان را بدانید و فکر نکنید که فقط آموزش می‌دهید بلکه شما در جایگاه کمک راهنمایی آموزش می‌بینید، هر رهجو شما را به خودتان نزدیک می‌کند.
با شنیدن این جمله، هم احساس کردم وظیفه سنگینی بر دوش دارم و هم اینکه شوقم بیشتر شد برای اینکه می‌توانم خودم را از زاویه جدیدی ببینم و شاید اینگونه راحت‌تر بتوانم تاریکی‌هایم را بپذیرم.

استاد امین می‌فرمایند: « معلم خوب، معلمی است که بتواند مفاهیمی را که می‌داند را
خوب انتقال دهـد.» آیا  با توجه به خدمتی که در پیش رو دارید، این ویژگی را در خود پرورش داده‌اید یا برنامه‌ای برای پرورش این ویژگی دارید؟
برای اینکه بتوانیم مطلبی را خوب انتقال دهیم ابتدا باید خوب درکش کنیم و به آن مسئله اشراف داشته باشیم. نکته دیگر اینکه نیاز نیست پیچیده صحبت کنیم، در کنگره آموخته‌ایم که از زبان تمثیل استفاده کنیم که آموزش‌ها نهادینه شود.
برای پرورش این ویژگی باید بیشتر از گذشته مطالب جهان‌بینی کنگره را مطالعه کنم و تمرین کنم تا مطالبم را ساده و درعین حال کامل بیان کنم که هم بارِ علمی داشته باشد و هم تجربی.

این هفته، دستور جلسه هفتگی، تعطیلات تابستانی است؛ ازنظر شما تعطیلات چه نقشی در زندگی مادی و معنوی ما دارند؟
در رابطه با تعطیلات می‌توانم بگویم که به هرحال ما انسان‌ها گاهی نیاز به استراحت داریم، وقتی که مدتها غرق در کار، خانه‌داری، روزمرگی و ... می‌شویم، بهتر است به خودمان فرصت بدهیم و فارغ از همه چیز، کمی استراحت کنیم. وقتی به فکر و جسممان اجازه ریکاوری می‌دهیم قطعاً در ادامه عملکرد بهتری خواهیم داشت.
جناب مهندس با درنظر گرفتن این موضوع به‌عنوان دستور جلسات هفتگی، این پیام را به ما می‌دهند که اوقات فراغت هم بخشی از زندگی کردن محسوب می‌شود؛ پس بهتر است زندگی را به درستی زندگی کنیم و سعی کنیم برنامه‌ریزی داشته باشیم و به همراه خانواده در طول سال، چند روزی به تفریح بپردازیم و همچنین ما بانوان به‌عنوان مادر و همسر وظایف مهمی داریم؛ پس باید به فکر خودمان باشیم و حتماً هر از چندگاهی به خودمان استراحت بدهیم که بتوانیم نقش‌هایمان  را با کیفیت بهتری اجرا کنیم.
قطعاً خداوند انسان‌هایی که برای خودشان ارزش قائل هستند را دوست دارد و خیر مادی و معنوی در زندگی این افراد جاری می‌شود.

در پایان از گروه مصاحبه و دیگر عزیزان بسیار سپاسگذارم، امیدوارم پاداش خدمتتان حال خوش و قلبی آکنده از مهر باشد‌، خدا یار و نگهدارتان. دوستتان دارم.

ویراستاری؛ همسفر الهام
تهیه و تنظیم؛ گروه مصاحبه
Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مصاحبه،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
نوشین جمعه 20 تیر 1399 10:50 ب.ظ
سلام ودرود
مرجان عزیزم موفق و سربلند باشید .
زهرا بیگدلی ۱٢ پنجشنبه 19 تیر 1399 01:53 ق.ظ
هزاران درود و خداقوت خدمت شما خانم مرجان عزیز و دوست داشتی
بسیار برایتان خوشحالم و از صمیم قلبم آرزو دارم در جایگاه مقدس کمک راهنمایی هم به زیبایی بدرخشید و لژیون پرباری داشته باشید.
سپاس از گروه وبلاگ
همسفرنسیم لژیون بیستم سه شنبه 17 تیر 1399 12:51 ق.ظ
خانم مرجان عزیزخداقوت بهتون وتبریک میگم موفق باشید
سولماز فداکار دوشنبه 16 تیر 1399 10:12 ق.ظ
مرجان عزیز و مهربانم،چقدر و چقدر با این شال زیبا شده ای و چه خوب که بعد این همه بالا و پایین شدن اکنون در این جایگاه می درخشی.ممنون از پاسخ های بسیار خوبت که بسیار دلنشین بود.
امیدوارم به پاس این خدمت های عاشقانه هر روزت پر از عشق و محبت باشد و حال دلت خوب خوب
وبلاگ نویسان عزیز خدا قوت
عزیزه۱۵ یکشنبه 15 تیر 1399 11:33 ب.ظ
خانم مرجان مهربان ودوست داشتنی من همیشه تز دیدن شما انرژی خاصی می گیرم هزاران تبریک بابت دزیافت شال کمک راهنمایی انشالله همچنان خوش بدرخشید سپاس از گروه وبلاگ
لیلا محمدلو یکشنبه 15 تیر 1399 08:59 ب.ظ
مرجان عزیزم خواهر صبور و مهربانم چقدر خوشحالم که به این جایگاه رسیدی و لحظات زیبا و پر از انرژی را تجربه نمودی انشااله لژیونی پربار داشته باشی و همیشه در مسیر زندگی و خدمتی موفق باشی.
خداقوت و سپاس گروه مصاحبه
مریم همسفر محمد لژیون دوازدهم یکشنبه 15 تیر 1399 12:49 ب.ظ
درود وخدا قوت سرکار خانم مرجان.
تبریک می گویم این جایگاه را به امید خدا خوش بدرخشید.
موفق وموید باشید.
مهدیه لژیون چهارم یکشنبه 15 تیر 1399 11:54 ق.ظ
خانم مرجان عزیز ودوست داشتنی این جایگاه رابه شما تبریک میگویم واز خداوند میخواهم در این جایگاه موفق وموید باشید وخداقوت به وبلاگ نویسان
همسفر لیلا از لژیون شش یکشنبه 15 تیر 1399 11:36 ق.ظ
سلام و خدا قوت خدمت خانم مرجان عزیز این جایگاه خدمتی رو به شما تبریک میگم امیدوارم در این مسیر موفق باشید با تشکر از وبلاگ نویسان
فاطمه همسفر ابوالفضل 18 یکشنبه 15 تیر 1399 11:34 ق.ظ
خانم مرجان عزیز عرض تبریک به شما همسفر خوب و مهربون موفق باشید
خدا قوت به وبلاگ ویسان
نسرین.اسیستنت یکشنبه 15 تیر 1399 07:35 ق.ظ
خانم مرجان همسفر دوست داشتنی از مصاحبه بسیار لذت بردم حس قشنگ شما از دریافت شال کمک راهنمایی آنهم با وجود فراز و نشیب سفر مسافر حالم بینهایت خوش کرد موفق و بی ریا در این مسیر گام برداشته اید همواره پیروز باشید.
همسفر زهرا از لژیون یکم یکشنبه 15 تیر 1399 05:16 ق.ظ
خانم مرجان عزیز
ممنون از شما و تبریک بابت دریافت شال کمک راهنمایی انشاالله در این جایگاه خدمتی خوش بدرخشید و موفق باشید
ممنون از وبلاگ نویسان
همسفر سمانه ۱۷ یکشنبه 15 تیر 1399 01:25 ق.ظ
خانم مرجان عزیز این جایگاه را به شما از صمیم قلبم تبریک میگم و بسیار خوشحالم برای حال خوش امروزتان امیدوارم لژیون پرباری داشته باشید و برکات این خدمات ارزشمند شما در زندگیتان جاری باشد با تشکر از وبلاگ نویسان محترم
همسفر ربابه لژیون یکم یکشنبه 15 تیر 1399 01:16 ق.ظ
خدا قوت و تبریک خدمت کمک راهنمای محترم خانم مرجان
امیدوارم که لژیون پر خیر و برکت و پر از آموزش و اگاهی های بسیار داشته باشی،موفق باشید.
خدا قوت به وبلاگ نویسان محترم
همسفر حوریه یکشنبه 15 تیر 1399 01:15 ق.ظ
خانم مرجان عزیز،بسیار خوشحالم بابت این حال خوشتان.وسپاس گذارم بابت پاسخههی خوب وپر از عشقتان،ان شالله همیشه ودر هر جایگاهی که هستید پیروز وسربلند باشید.
ممنون از گروه مصاحبه و وبلاگ نویسان عزیز.
همسفرمریم لژیون سوم یکشنبه 15 تیر 1399 12:45 ق.ظ
خانم مرجان عزیز چهره مهربان و خندان شما آرامش خاصی دارد، مطمئن هستم میتوانید رهجوهای آگاه و دانایی داشته باشید، صمیمانه این جایگاه خدمتی مقدس را به شما و بقیه عزیزان که این شال زیبا را دریافت کردند تبریک عرض میکنم، درراه خدمت ثابت قدم و مسیر خدمتتان هموار باشد
مریم کرمی یکشنبه 15 تیر 1399 12:22 ق.ظ
خانم مرجان عزیزم ، بسیار خوشحالم که این لحظات زیبا را تجربه کردی ، تبریک صمیمانه مرا پذیرا باش . امیدوارم در این جایگاه هم مانند همیشه درخشان باشی ، با آرزوی توفیق روز افزون برای شما دوست نازنین.
سیده زهرالژیون دوم شنبه 14 تیر 1399 10:43 ب.ظ
کمک راهنمای عزیز خانم مرجان بسیار برازنده و گوارای وجودتان باد این پاداش صبر و تلاش و ایمان شماست.بسیار توصیف شمارا شنیده ام و امیدوارم من هم به این جایگاه برسم و خدمت کنم.راهتان سبز و پرنور
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic