تعطیلات فرصتی برای تمرین عشق ورزی
شنبه 14 تیر 1399 ساعت 08:00 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر سمیرا | ( نظرات )
در وادی چهاردهم، یک مطلبی در مورد عشق داریم که عشق عصاره جان  است. مطلبی بیان کرده که مرا به فکر فرو برد؛ اینکه عشق چیست؟ آیا امواج عشق در من هم وجود دارد؟ چگونه می‌توانم از عشق بهره ببرم و یا آن را در وجود خود زیاد کنم؟ 
عشق؛ یعنی رسیدن به توحید و یگانگی و داشتن آن که برای ھمه واجب است و قدرت مطلق، این گوهر را در وجود ھمه گذاشته است و این عصاره ای از صفات الهی است در وجود آدمی. 

سلام دوستان مریم هستم یک همسفر 
در وادی چهاردهم، یک مطلبی در مورد عشق داریم که عشق عصاره جان  است. مطلبی بیان کرده که مرا به فکر فرو برد؛ اینکه عشق چیست؟ آیا امواج عشق در من هم وجود دارد؟ چگونه می  توانم از عشق بهره ببرم و یا آن را در وجود خود زیاد کنم؟ 
عشق؛ یعنی رسیدن به توحید و یگانگی و داشتن آن که برای ھمه واجب است و قدرت مطلق، این گوهر را در وجود ھمه گذاشته است و این عصاره ای از صفات الهی است در وجود آدمی. 
عشق؛ یعنی گذشتن از خویش، گذشتن از آنچه خداوند به ما به امانت  داده است.
آیا کسی می‌تواند از این عصاره جانش ببخشد؟ شاید ھمه بگوییم بله می‌توانیم؛ ولی در  خیلی از جاھا نمی‌توان این کار را کرد و این بخشش خیلی  سخت می‌باشد. این عشق و محبت  را ھمه دارند؛ ولی اینکه داشته باشیم ملاک نمی‌باشد بلکه وقتی می‌بخشی، آن وقت می‌توانی و ادعایی که داری درست خواهد بود. 
چیزی که برایم ارزشمند است، اینکه آیا می‌توانیم به راحتی  ببخشیم؟ بعضی مواقع حتی یک لبخند که هزینه‌ای هم ندارد را  نمی‌توانیم ببخشیم؛ ولی خوشا به حال کسی که می‌بخشد و ظرفش را پر و پرتر می‌کند و به بهشت موعود می‌رسد و این بخشش را فقط با یک چیز می‌توان کسب کرد که همان دانایی است.
خداوند را شکر، وقتی به زندگی قبل از کنگره نگاه می‌کنم، چه جاها که نباید می‌بخشیدم و بخشیدیم و حاصل آن برایم چیزی جز منیت و حال بد نبود؛ ولی الان وقتی ھر کاری که انجام می‌دهم، لذت آن را احساس می‌کنم و آن بهشت را احساس می‌کنم و چقدر برایم این حس لذت‌بخش است. 
خداوند را بابت تمامی آموزش‌های کنگره شاکرم و امیدوارم با دانایی که به دست می‌آورم به حال خوش و بخشش های بزرگتر برسم،  آمین.

سلام دوستان رقیه هستم همسفر
آنچه باور است محبت است و آنچه نیست ظروف تهی است.
قبل از ورود به کنگره زمانی که کلمه‌های عشق و محبت و دوست داشتن را می‌شنیدم، مفهومش برایم این بود که عشق یعنی اینکه به خانواده‌ات و همسر و فرزندانت محبت و عشق داشته باشی؛ البته مفهومِ عشق به خداوند را هم تاحدودی می‌دانستم؛ البته نه به آن عظمت که در وادی عشق بیان شده است؛ ولی زمانی که وارد کنگره شدم و وادی چهاردهم را مطالعه کردم تازه متوجه شدم که عشقی که من قبلاً در موردش می‌دانستم یک عشق خاص بوده؛ در صورتی که عشق واقعی، عشق به عام است؛ یعنی عشق ورزیدن به تمام موجودات و هستی؛ یعنی اینکه بی‌دریغ به تمام موجودات و هستی عشق بورزی، بدون هیچ‌گونه توقع و چشم‌داشتی.
قسمت هفتم وادی چهاردهم خیلی برایم جالب بود که آقای مهندس فرمودند: بدون وجود عشق همه هستی مانند مرده متحرک است و هیچ حرکت و جنبش و تکاپویی نیست و عشق آنقدر بزرگ و عظیم است که همه هستی در آن شناور است و اگر حتی ما عشق را پس بزنیم عشق ما را پس نمی‌زند. 
وقتی این قسمت از سی‌دی را گوش می‌کردم گریه کردم و فهمیدم که هنوز هم در درون من عشق و محبت وجود دارد؛ ولی چون مدتی است که حس و حال  خوبی ندارم اینگونه احساس می‌کردم که دیگر هیچ عشق و محبتی نسبت به مسافرم ندارم و همیشه فکر می‌کردم چه دلیلی دارد به فردی عشق بورزم که نه تلاشی برای درمان خودش می‌کند و حتی روزبه‌روز حالش هم بدتر می‌شود، نه سرکار می‌رود و نه درآمدی دارد و در همه جا باعث سرافکندگی من می‌شود و حتی مسئولیتی را هم  نمی‌پذیرد و خیلی فکرهای منفی دیگر به سراغم می‌آمد. از درون احساس پوچی می‌کردم و به قول آقای مهندس مرده متحرکی بیش نبودم و این تفکر باعث می‌شد که همیشه حال بدی داشته باشم و عصبی باشم و بر روی جسمم هم تأثیر خیلی بدی گذاشت. 
با کار کردنِ این وادی در لژیون،   این نقطه تفکر در من روشن شد که مسافرم به واسطه مصرفی که دارد تمام حس‌هایش یخ‌زده و در سرمای ۶۰ درجه زیر صفر قرار دارد و نباید از این فردِ یخ‌زده توقع داشته باشم که با تمام وجودش به خانواده عشق بورزد و یا اینکه مسئولیت‌پذیر باشد و خیلی مسائل دیگر...
البته خیلی زمان برد تا متوجه این مسائل شدم‌ و زمانی که متوجه شدم که باید روی خودم  بیشتر کار کنم، سعی می‌کنم که ظرف درونم را بزرگتر کنم و  بیشتر از قبل به مسافرم محبت کنم؛ البته بدون هیچ توقع و چشم‌داشتی و باید بدانم که منِ همسفر، با عشق و محبتی که در درونم دارم می‌توانم این عشق را به مسافرم انتقال بدهم تا با گرمای این عشق، یخ‌های وجودش آب شود و سفرش را به امید خداوند شروع نماید و به درمان و رهایی برسد، انشالله
 سلام دوستان پروانه هستم یک همسفر
وقتی مبحث عشق را مرور می‌کردم تا ببینم چه چیزی را برای خودم کاربردی کردم، به کلمه شکرگزاری رسیدم، روزهایی که شکرگزار نبودم، شبها حال خوبی نداشتم، ناامید بودم، استرس داشتم و از روزهای زندگی هیچ بهره‌ای نبردم تااینکه تصمیم گرفتم حتی شده روزی چند دقیقه با خودم بنشینم و تفکر کنم و به جایی رسیده بودم که نعمت‌هایی را که خداوند در اختیارم قرار داده بود را نمی‌دیدم.
دعا کردم و از خدا خواستم که من را در مسیر شکرگزاری قرار دهد. خدا را شکر از آن روز به بعد هر روز، زمانی را برای شکرگزاری اختصاص می‌دهم و حال دلم خیلی بهتر شده است و  کینه‌هایم را نسبت به اطرافیانم خیلی کم کردم و با این حس، به  یاد این جمله افتادم که اگر دستت خالی از کینه و نفرت باشد، عشق در دستان تو قرار می‌گیرد.
از راهنمای خوبم خانم سمیرا که وادی عشق را دستور جلسه لژیون قرار دادند خیلی تشکر می‌کنم. 
خدا را شکر وادی عشق به من کمک کرد ذره‌ای آموزش بگیرم و بتوانم ذره‌ذره عشقم را به اطرافیانم بیشتر کنم. خداوندا  برای انجام این عمل عظیم هزاران هزار بار شکر تو را می‌گویم.

سلام دوستان فاطمه هستم همسفر توحید 
سلام و درود بی‌پایان خداوند بر تمامی نیروهای حق و راستین که در جهت هدایت و عشق به انسان‌ها گام برمی‌دارند. 
در این وادی از خودم پرسیدم  که چرا گاهی محبت، درمان هر دردی است و انجامش اینقدر  سخت است و یا از محبت کردن خسته می‌شویم و انرژی لازم برای ادامه نداریم یا چرا محبت  ما به دیگران، مسیر را برایمان باز نمی‌کند؟
اینها سوالاتی بود که ذهنم را مشغول کرده بود. با خود می‌اندیشیدم که چگونه می‌توان به آن محبت پاک و زلال رسید؟! 
به قول استاد رعد که باید به درون خود برویم و خود را مورد کاوش قرار دهیم و از عصرها و زمان‌های مختلف عبور کنیم تا بتوان لب به سخن گشود.
عشق را خداوند در وجودِ همه ما قرار داده و ما را برای سفری طولانی آماده کرده است. آغازِ سفرِ ما در این حلقه و در این جهان با توشه‌ای همراه است که محبت و عشق نام دارد و خداوند این نیروی حرکت را برایمان مهیا کرده تا با این ودیعه، سفری را در این حهان خاکی آغاز کنیم. 
عشق، با محبت آغاز می‌گردد و محبت صورت‌مسئله است؛ یعنی در ابتدا، حسِ محبت در وجودمان بیدار می‌شود و ذره‌ذره زیاد شده و قدرت می‌گیرد و همانند انفجار باروت خواهد شد که این عشق، لایتناهی است. 
پس باید الفبای محبت را آموخت و باید بین محبت و منفعت تشخیص قائل شد؛ چون محبت واقعی با منفعت‌طلبی بیگانه است.
در محبت، دل و زبان یکی است.
محبت، عامل پیونددهنده ذرات  است. باید به محبتِ خود، آگاه  باشم و با دانش، محبتِ واقعی را بیابم و لایه‌های تاریک را کنار بزنم تا بتوانم ذره‌ذره با نیروی  بیکران ممزوج شوم و به مرحله عشق پا بگذارم، آنگاه این محبتِ پالایش یافته، سرمایه‌ای برایم خواهد شد که هرقدر ببخشم زیاد و زیادتر می‌شود و آنگاه در ژرفای محبت غوطه‌ور بودن؛ یعنی رسیدن به حق، رسیدن به توحید.

سلام دوستان فرزانه هستم یک همسفر
وادی چهاردهم، الفبای عشق و طریقه عشق ورزیدن را به من آموخت که با محبت آغاز می‌شود. همه و همه آموزش‌ها به یک نقطه می‌رسد و آنهم مراقبه  و توجه به خود و قرار گرفتن در مسیر صراط مستقیم است که همیشه باید حواسمان باشد تا از مسیر خارج نشویم؛ چراکه مرز عشق و نفرت بسیار باریک است و با یک خطا ممکن است از آن به سمت تاریکی برویم.
برای برخورداری از عشق، چیزی که باید تغییر کند تا به آن دست یابیم، نوع افکار و اندیشه ماست نه محیط اطراف ما و  آن وقت است که مشکلی که شاید در نظرِ دیگران بسیار بغرنج باشد برای ما یکی از اتفاقات و پیشامدهای ساده زندگی خواهد بود.

سلام دوستان فاطمه هستم همسفر محسن
از عشق چه بگویم که به‌ظاهر سوختن است؛ اما نه برای خاکستر شدن بلکه برای تبدیل شدن به نور. گاهی عشق؛ یعنی پای برهنه روی گداخته‌های آتش راه رفتن.
به نظرم این جملات می‌تواند تمثیل همسفرانِ همیشه عاشق کنگره ۶۰ باشد که ظاهراً روی گداخته‌های آتش راه می‌رویم؛ اما باوجود همه این سختی‌ها، درحال تبدیل شدن به نور هستیم.
اگر نیم نگاهی به گذشته داشته باشیم حتماً تفاوت آن روزها را با این روزهایمان متوجه خواهیم شد. اگر روزهای سختمان را با عشق سپری کنیم، سوزندگی گداخته‌ها را حس نخواهیم کرد؛ زیرا عشق پشتوانه ماست و آن وقت است که بزرگ و بزرگتر می‌شویم.

ویراستاری : همسفر الهام 
تهیه و تنظیم  : همسفر ربابه 


Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: مشارکت مکتوب،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر معصومه عبدی یکشنبه 15 تیر 1399 10:05 ق.ظ
خداقوت به رهجوهای دانا و آگاه لژیون پنجم
کمک راهنمای محترم تبریک بابت داشتن چنین رهجوهایی
گروه وبلاگ نویس سپاس
نسرین.اسیستنت یکشنبه 15 تیر 1399 07:13 ق.ظ
آفرین برشما همسفران رهروی نور و عشق بسیار از برداشتتان از وادی چهاردهم لذت بردم و استفاده کردم.
خداقوت به گروه وبلاگ
همسفر سمانه ۱۷ یکشنبه 15 تیر 1399 01:41 ق.ظ
خدا قوت به شما عزیزان خداوند به قلمتان برکت دهد و پایدار باشید.با تشکر از وبلاگ نویسان محترم.
سیده زهرالژیون دوم شنبه 14 تیر 1399 03:14 ب.ظ
همسفران عزیز لژیون ششم ممنون که از برداشتهای خوبتون گفتین و بینهایت لذت بردم و من هم به فکر فرورفتم .خیلی وقت بود به عشق فکر نکرده بودم.ممنون از خدمتتان
همسفر زهرا از لژیون یکم شنبه 14 تیر 1399 01:58 ب.ظ
خدا قوت به همه عزیزان و ممنون از مشارکت های خوبتان
با سپاس از وبلاگ نویسان
مهدیه لژیون چهارم شنبه 14 تیر 1399 12:56 ب.ظ
خداقوت به همسفران لژیون پنجم ممنون بابت مشارکت خوبتون
پوران همسفر عباس 1 شنبه 14 تیر 1399 08:49 ق.ظ
خداقوت به تک تک دوستان
همسفر لیلا از لژیون شش شنبه 14 تیر 1399 08:42 ق.ظ
سلام و خدا قوت دوستان عالی بود با تشکر از گروه وبلاگ نویسان
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic