تکبر، پرده و حجابی در مسیر تکامل
یکشنبه 18 خرداد 1399 ساعت 10:00 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر الهام | ( نظرات )
اما تفاخر و تکبر مسیری شیطانی است و شیطان اولین کسی بود که تکبر ورزید و به دلیل اینکه خود را از انسان برتر می‌دید از درگاه حق و بهشت امن خود رانده شد؛ پس همیشه این را برای خود تکرار می‌کنم و یادآور می‌شوم که اگر امروز در آغوش این مادر و این ساختار عظیم، زیبا و مقدس به نام کنگره ۶۰ در حال رشد هستم و آموزش می‌بینم، هر خدمتی که به من داده می‌شود برای رشد خودم است، نکند دچار تکبر و تفاخر شوم؛ چراکه این پرده و حجابی می‌شود تا مرا از بهشتی که امروز در آن درس زندگی می‌آموزم تا در مسیر تکامل حرکت کنم براند تا باز به عمق تاریکی فرو بروم.

به نام قدرت مطلق الله



سلام دوستان فتانه هستم یک همسفر
چگونه از کنگره قدردانی کنم، با تواضع یا تفاخر؟
این جمله دقیقاً مرا به یادِ نوع تشکر و قدردانی نسبت به مادر می‌اندازد؛ مانند آغوش گرم مادر که هیچ‌گاه قابل جبران نیست و تو هرچقدر هم تلاش کنی تا گوشه‌ای از زحماتش را جبران کنی، باز او محبتش بیشتر و آغوشش گرم‌تر است. کنگره نیز آغوشش چون مادر، بدون منت و هیچ چشم‌داشتی برای اعضایش باز است و آغوشش درواقع بستری است برای رشد هرکدام از ما که چون بذر در زمینش کاشته شده‌ایم و با علم او تغذیه و آبیاری می‌شویم و همان‌طور که هیچ‌وقت نمی‌شود زحمات یک مادر را جبران کرد زحمات کنگره نیز غیرقابل‌جبران است؛ ولی قدردان بودن فرزند یا رهجو، این بنا را زیباتر و آبادتر می‌کند و گویی به برق این مکان می‌افزاید و رنگ و بوی محبت به خود می‌گیرد و تو نیز با قدردان بودن، می‌شوی حلقه‌ای از زنجیره‌های محبت این ساختار تا دست دیگری را که از زخم اعتیاد می‌لرزد بفشاری و با ایمان و لبخند بگویی: «به خانهٔ امن خودت خوش آمدی و به اذن پروردگار به مسیری زیبا دعوت شدی، برای آموختن درس‌های زندگی تا زیباتر زندگی کنی.»
یادم می‌آید اولین روزی که وارد لژیون شدم، یکی از همسفران در مشارکت خود این‌گونه گفت: «من از مسافرم تشکر می‌کنم که مصرف‌کننده شد تا من به کنگره بیایم.»
با خود گفتم: چه می‌گوید؟ این چه نوع شکرگزاری است!
ولی در طول زمان و در مسیر آموزش‌های کنگره، عمق قدردانی‌اش را متوجه شدم و عینک بدبینی را کنار زدم و دانستم من تا قبل ورودم به کنگره هیچ نداشتم و توهمی پوچ به نام تکبر با من همراه بوده که چون من با یک مصرف‌کننده همراه هستم؛ پس باید و حتماً مسافرم، دیگر مسافران و همه آن افرادی که در آن مکان هستند بدانند که من چه پررنگ نقش‌آفرینی می‌کنم برای رهایی مسافرم!
اما تفاخر و تکبر مسیری شیطانی است و شیطان اولین کسی بود که تکبر ورزید و به دلیل اینکه خود را از انسان برتر می‌دید از درگاه حق و بهشت امن خود رانده شد؛ پس همیشه این را برای خود تکرار می‌کنم و یادآور می‌شوم که اگر امروز در آغوش این مادر و این ساختار عظیم، زیبا و مقدس به نام کنگره ۶۰ در حال رشد هستم و آموزش می‌بینم، هر خدمتی که به من داده می‌شود برای رشد خودم است، نکند دچار تکبر و تفاخر شوم؛ چراکه این پرده و حجابی می‌شود تا مرا از بهشتی که امروز در آن درس زندگی می‌آموزم تا در مسیر تکامل حرکت کنم براند تا باز به عمق تاریکی فرو بروم.
با قلبی یخ‌زده و چهره‌ای پژمرده، در محفل افرادی قرار گرفتم که مهرشان نسبت به همه اعضا یکسان بود و من محبتی دیدم که عشق در آن موج می‌زد و من جزئی از این خانواده شدم و زنجیره‌ای از مهربانی در من شکل گرفت که محال است قطع شود.
همیشه مرور اینکه من چه بودم و امروز چه حالی دارم، سبب می‌شود سرِ تعظیم در برابر کنگره و همه اعضای آن فرود بیاوردم. انسان زمانی شریف است که اهل قدردانی از زحمت‌های عزیزانش باشد نه اینکه محبت و لطف و مهربانی دیگران را پای وظیفه افراد بگذارد.
هرچقدر که شکرگزارتر باشم، دلایل بیشتری هم برای شکرگزاری خواهم یافت.
من قدردان مَهد و آموزشگاهی هستم به نام کنگره. قدردانی که همیشه عضو کوچکی است که با تمام تلاش و توانش در راستای اهداف کنگره قدم می‌نهد؛ چراکه زمانی تنها بودم و یک دوست توانست این تنهایی را کمرنگ کند و صدایش تسکین‌دهندهٔ دردهایم شد.
آری راهنمایم را می‌گویم که هدیه‌ای از وجود کنگره است. بعدازآن، همهٔ سروصداها و هیاهوهای وحشتناک که با درد همراه بود به سکوت و آرامش تبدیل شد. امروز باوجود کنگره به چیزهایی رسیده‌ام که روزی دست یافتن به آنها برایم یک آرزوی محال بود؛ ولی به لطف کنگره، امروز به آنها دست پیدا کردم و همه این برکات از دامان امن و وجود همه خدمتگزاران خوب و متواضع اش می‌باشد.
قدردان مکانی هستم که به من اجازهٔ ورود داد و با آموزش و خدمت، فرصتی برای تغییر، تحرک و احیا شدن و درنهایت ترخیصی زیبا که آرزویش را داشتم برایم مهیا کرد.
کنگره ۶۰ عزیزم؛ تو خود می‌دانی من نیازمند ترخیص‌های زیادی در ادامهٔ راهم هستم؛ پس باید در مسیرت درس‌های زیادی بیاموزم و برای ماندن در کنارت، بر فخر، دست رد می‌زنم و تواضع پیشه می‌کنم تا زیبا بیاموزم.


نویسنده: همسفر فتانه از لژیون پانزدهم
تهیه و تنظیم: همسفر فریده
ویراستاری: همسفر الهام
عکس: همسفر فریده 


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
عزیزه 15 سه شنبه 20 خرداد 1399 09:04 ب.ظ
خداقوت خواهرعزیزم چه قدرعالی قدردانی ازمادروکنگره ربیان کردید خیلی سپاسگزارم بخاطر قدرانی وخدمتهایتان که واقعا ازعمق وجودتتانن برمی اید وما شاهد ان هستیم همیشه موفق وپایدار باشید تشکرازوبلاگ نویسان عزیز
فرشته لژیون یازده سه شنبه 20 خرداد 1399 03:02 ب.ظ
خدا قوت فتانه عزیز خیلی با احساس پاک و عالی مراتب قدر دانی خود رو به مادر و کنگره اعلام کردین بسیار به دلم نشست امیدوارم همیشه در زندگی و خدمتهایتلن اولین باشین .با تشکر از وبلاگ نویسان محترم
همسفر نسیم دوشنبه 19 خرداد 1399 10:59 ق.ظ
خداروشکر بذای وجود کنگره و حضور ما در این مکان مقدس، ممنون از یادآوری گذشته
گروه وبلاگ سپاس
نسرین.اسیستنت دوشنبه 19 خرداد 1399 08:14 ق.ظ
خانم فتانه عزیز چهره گشاده و روی خندان و شیرین شما خبر از درون پراز حلاوت شما دارد که از قدردانی و شکر گزاری بنده گونه شما از حق تعالی هست.واین شکرگزاری شمارا همواره در مسیر کنگره از بهترینها قرار داده.
امیدوارم همیشه ایام شاد و راضی از توفیقات روزافزون خود باشید.
از گروه وبلاگ بسیار سپاسگزارم
همسفر پوران لژیون یکم دوشنبه 19 خرداد 1399 08:06 ق.ظ
خداقوت خانم فتانه عزیز ، چه زیبا در باب شکرگذاری و قدردانی از کنگره گفتید با کلماتی که وجود انسان را به یاد می آورد که از کجا آمد و با آموزش های کنگره به چه جایی رسید .
برای انجام این عمل عظیم شکر شکر شکر
همسفر سمانه ۱۷ دوشنبه 19 خرداد 1399 01:42 ق.ظ
خدا قوت خانم فتانه عزیزم چقدر زیبا توصیف کردی واقعا از مطلبت لذت بردم امیدوارم همیشه پایدار باشید با تشکر از وبلاگ نویسان محترم.
سیده زهرالژیون دوم یکشنبه 18 خرداد 1399 04:41 ب.ظ
خداوندا خداروشکر که امروز توفیقم دادی که این متن زیبا و قلم توانا و تاثیرگذار را بخوانم و ببینم.بسیار آموختم ولذت بردم ازاین نگاه عمیق و تیزبین .فتانه عزیز دوستت دارم و همیشه ازشما می آموزم
مهدیه لژیون چهارم یکشنبه 18 خرداد 1399 12:16 ب.ظ
سلام وخداقوت خدمت خانم فتانه عزیز ممنون بابت مطلب زیباتون در مورد دستور جلسه خداقوت خدمت وبلاگ نویسان
لیلا طاهری یکشنبه 18 خرداد 1399 11:57 ق.ظ
سلام و آفرین بر شما خانم فتانه عزیزم.دوست خوب و پر انژی من.چه زیبا توصیف کردید و کنگره را همچون آغوش مادر دانستید و از مهرش گفتید.سپاس از گروه وبلاگ.
فاطمه همسفر ابوالفضل 18 یکشنبه 18 خرداد 1399 11:45 ق.ظ
خواهر قشنگم خدا قوت بسیار عالی بود امیدوارم در مسیر کنگره 60 درس های زیادی بیاموزیم
خداقوت به وبلاگ نویسان
همسفر لیلا از لژیون شش یکشنبه 18 خرداد 1399 11:10 ق.ظ
سلام وخدا قوت عالی بود وبا تشکر از گروه وبلاگ نویسان
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Website Traffic | Buy Targeted Website Traffic