کارگاه آموزشی خصوصی همسفران روز سه شنبه ۹۹/۳/۱۳
چهارشنبه 14 خرداد 1399 ساعت 08:00 ق.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر الهام | ( نظرات )
سیزدهمین جلسه از دوره پنجاه و دوم سری کارگاه‌های آموزشی خصوصی کنگره 60 ویژه همسفران شعبه شادآباد، روزهای سه‌شنبه مورخ 13/3/1399 با استادی همسفر فریده، نگهبانی همسفر عزیزه و دبیری همسفر الهام با دستور جلسه «سیگار» رأس ساعت 16 آغاز به کار نمود.

گ

 سخنان استاد؛ 

سلام دوستان فریده هستم یک مسافر
در ابتدا اعلام سفر می‌کنم تا عزیزانی که جدید هستند، علت مسافر بودن من را بدانند.
 آنتی ایکس مصرفی سیگار، روش درمان DST، داروی درمان آدامس نیکوتین دار، ده ماه و دو هفته سفر کردم با راهنمایی‌های سرکار خانم سمانه، دو سال و چهار ماه و چهارده روز است که آزاد و رها هستم.
خدا را شکر می‌کنم امروز پس از سه ماه و نیم، چهار ماه توانستیم دورهم جمع بشویم. این کارگاه‌ها، آموزش‌ها، مشارکت‌ها خیلی برایمان تکراری و عادی شده بود؛ اما این تکانه‌ها باعث می‌شود انسان از روزمرگی خارج شود؛ چون گاهی خودمان متوجه نیستیم و روزگار به ما درس می‌دهد، امیدوارم آن‌قدر باهوش باشیم که درس‌هایمان را آموزگار بگیریم.
اگر به من بود، دوست داشتم عین این ده دقیقه‌ای که فرصت صحبت دارم فقط قربان صدقه‌تان بروم و بگویم که چقدر دلم برایتان تنگ‌شده است؛ اما باید یک پیامی راجع به سیگار داشته باشم. پنجاه‌ودو دستور جلسه در سال داریم که یکی از آنها سیگار است و اهمیت زیادی دارد که جزء دستور جلسات سالانه قرارگرفته است. با خودم فکر می‌کردم که این 52 دستور جلسه در کل باید یک پیامی داشته باشد و برداشتی که من داشتم این بود که کل اینها یا ما را به ارزش‌ها دعوت می‌کند و یا به ما می‌گوید از ضد ارزش‌ها دور شویم.
ما خیلی می‌شنویم که ارزش‌ها خوب هستند و ضد ارزش‌ها بد و باید فاصله بگیریم؛ ولی کسی به ما نمی‌گوید چگونه از ضد ارزش‌ها دور شویم و به ارزش‌ها نزدیک شویم و ما را در یک وادی و در یک برزخ رها می‌کنند. انسان طبیعتش این است که ارزش‌ها را دوست دارد و ضد ارزش‌ها را دوست ندارد و با انجامش حالش خراب می‌شود؛ اما راهکاری نداریم و یک‌چیز کلی به ما می‌گویند و ما را رها می‌کنند؛ اما خدا چقدر ما را دوست داشته است آمده ما را در یک مجموعه‌ای قرار داده که حتی پله‌پلهٔ اینها را به ما آموزش می‌دهد. کارگاه گذاشته و ما را به بازی می‌گیرد که ما در هر پله جای پاهایمان را سفت بکنیم؛ مثل کودکی که اول تاتی تاتی می‌کند و در ادامه قادر به دویدن است، خداوند هم با تک‌تک ما این کار را می‌کند.
به این فکر می‌کردم که انسان در بدو تولد، چیزی مثل بهشت آفریده‌شده و خمرش هم خوب کار می‌کند، حالا جدای از اینکه بعضی‌ها به دلیل پیشینه‌ای که داشتند خمرشان خوب کار نمی‌کند و آن استثنا است و من در رابطه با کلیت صحبت می‌کنم. خمر ما خیلی خوب کار می‌کند و خیلی توانایی‌ها داریم و همان خمر خوب، پاداش ما در این دنیا است؛ اما وقتی وارد جهان فیزیک می‌شویم چیزهایی از جنس ماده وجود دارد که برای تکامل و قوی شدن ماست که کشش دارد و ما را جذب خودش می‌کند برای اینکه مدار پاداش ما را خراب بکند. مدار پاداش و خمر به دو صورت موجی و ذره‌ای خراب می‌شود.
آخرین آموزشی که گرفتم این بود که با بخشیدن؛ مدار خمر ما فعال می‌شود و این بخشیدن از هر چیزی می‌تواند باشد؛ یعنی هر چیزی که از جنس نفسانی باشد، از جنس خودخواهی باشد و هر چیزی که از آن چشم‌پوشی کنیم و ببخشیم، آن خمر ما را فعال می‌کند؛ مثلاً می‌توانیم از مواد مخدرمان ببخشیم و وقتی ببخشیم اتفاقی که می‌افتد این است که پله‌پله مدار پاداش ما فعال می‌شود و دوباره نهر وجود ما شروع به جوشیدن می‌کند. ما در اینجا درمان DST را داریم و برای سیگار هم همین‌طور.
سیگار جزء موادی است که کشش دارد یا قلیان و الکل کشش دارند و اگر کشش نداشت انسان دیوانه نبود که سمتش برود. وقتی بدانید که این زهرمار است هیچ‌وقت سمتش نمی‌روید؛ پس یک شیرینی‌ای دارد که ما به سمتش می‌رویم؛ ولی خب یک اتفاقاتی افتاده و یکسری چیزها به هم چسبیده و ما می‌خواهیم چیزهایی که به ما چسبیده را جدا کنیم و باید از آنها بگذریم و ببخشیمش و برای این بخشیدن باید روش درمان DST را طی کنیم و همین‌طوری نیست، بخشیدن آسان نیست و باید در عمل انجام شود. برای مثال برای مواد روش DST است، حضور در لژیون است، 11 ماه سفر است یا برای مال، انفاق است که لژیون سردار را داریم تا این چسبندگی از ما جدا شود و ثروتی که به دست می‌آوریم ما را اسیر نکند بلکه آن اسیر ما باشد. می‌تواند بخشش از علممان باشد؛ یعنی باید مشارکت کنیم، برای وبلاگ مطلب بدهیم و اجازه بدهیم بقیه از تجربیات ما استفاده بکنند. می‌توانیم از غذایمان بخشیم که ماه رمضان را داریم که در ماه رمضان کمک به ایتام را گذاشتند، بخشش از خوراک‌هایمان چه مادی و چه معنوی. می‌توانیم از زمانمان ببخشیم، با خدمت کردن. دو سه ساعت وقت می‌گذاریم و می‌آییم و خدمت می‌کنیم. وبلاگ نویسان از زمانشان، از خانواده‌شان، از وقت شخصی، کار خانه‌شان و خوابشان می‌گذرند و مطلب تهیه می‌کنند و...  
اینها بخشش است و این بخشش‌ها، خودخواهی‌های ما را از ما می‌کَنَد و نفس ما را رام می‌کند. وقتی ما می‌بخشیم مدار پاداش ما فعال می‌شود و سطح انرژی بالا می‌رود و سطح که بالا برود ما دریافت‌های بهتری داریم.


خیلی مسافر و همسفر در کنگره می‌آید که اینجا مثل بهشت است و مثل معجزه است؛ ولی هرکداممان حال و هوایمان فرق می‌کند یا مسافرها باهم فرق می‌کنند. برای اینکه بتوانم سفر و حال درونی خودمان را با سفرهای بیرونی منطبقش کنم، به مدل‌های مسافرت رفتن فکر کردم و معادلش را پیدا می‌کردم که در سفر درونی این کدام مدلش است و ضعفش چیست که چهار مدل پیدا کردم؛

- مسافری است که دوست دارد سفری را برود. در اینترنت تحقیق می‌کند و مسیری را پیدا می‌کند، بلیتش را می‌خرد، انتخاب می‌کند که با قطار باشد با اتوبوس باشد و ... زمان سفرش که می‌رسد در فرودگاه می‌نشیند و می‌داند نیم ساعت مانده به سفرش؛ اما وقتی در بلندگو اعلام می‌کنند که سوار شوید، سوار نمی‌شود و از سفر جا می‌ماند بااینکه بهایش را پرداخت کرده و پول بلیت را داده و آمده است. با خودم فکر می‌کردم که اینها کدام دسته از مسافرهای کنگره هستند؟ اینها افرادی هستند که دوست دارند درمان شوند، کنگره را پیدا می‌کنند، کارت عضویت می‌گیرد، دفترچه‌ها را هم می‌گیرند، کمک راهنما هم انتخاب می‌کنند و می‌نشینند؛ ولی سفر نمی‌کنند! چرا سفر نمی‌کنند؟ چون یا آدم‌های حواس‌پرتی هستند که مثلاً در فرودگاه نشستند و با گوشی بازی می‌کنند و آن‌قدر حس‌هایش را جای دیگر گذاشته‌اند و حس‌هایش بسته‌شده که اعلام پرواز را متوجه نمی شوند و درنهایت جا می‌ماند و یا اینکه این آدم کلاً آدم اهمال‌کاری است و از ده سفر این تیپی، هشت تا را جا می‌ماند... و این فرد باید نقطه‌ضعف‌های خودش را برطرف بکند تا تاریخ برایش تکرار نشود یا مسافری است که به‌زور گفتند باید بروی و از ترس هرکسی که گفته برو، بلیت هم خریده و رفته در فرودگاه نشسته و وقتی پرواز اتفاق می‌افتد نمی‌رود و برمی گردد و می‌گوید پرواز رفت و نرسیدم.

- یک مسافری دیگری هست که همه کارهایش را انجام داده و سوار پرواز هم می‌شود؛ ولی می‌بیند که کوله‌پشتی ندارد و پول و مدارک برنداشته و هیچ‌چیزی با خودش نبرده و این سفر، یک سفر سخت است و تجربه عذاب‌آوری است و این حالت ، مصداق مسافری است که در کنگره می‌آید همه مراحل عضویت را گذرانده و در لژیون می‌نشیند؛ ولی سی دی نمی‌نویسد، فرمان‌برداری نمی‌کند، خدمت نمی‌کند و بدون دانایی می‌خواهد این پله‌ها را جلو برود! چه اتفاقی برایش می‌افتد؟ به‌غیراز حال خرابی، تعریف دیگری نمی‌تواند از سفرش داشته باشد و همه این افراد یا ناراضی هستند و یا برگشت می‌زنند.

- دسته دیگر، مسافری است که تمام این کارها را کرده، کوله‌پشتی‌اش هم همراهش است و حرکت می‌کند؛ ولی در راه تصادف می‌کند و یا به فرودگاه می‌رسد و به او می‌گویند بنا به دلایلی پرواز کنسل شد؛ یعنی بدون دخالت یا کوتاهی فرد این سفر آغاز نمی‌شود و این حالت همانی است که می‌گویند اذنش صادر نشده، چیزی که ما با مورد اول اشتباه می‌گیریم؛ یعنی خودمان سوار نمی‌شویم و می‌گوییم اذن پرواز به ما داده نشد به هر دلیلی؛ بی‌نظمی اهمال‌کاری و ... درصورتی‌که اصلاً ربطی ندارد و اذن، زمانی صادر نمی‌شود که این حالت عنوان‌شده به وجود بیاید و خیلی هم دیدیم که شخصی از پرواز جامانده و بعد هواپیما سقوط کرده و ... چون زمان مرگ آن فرد فرانرسیده بوده و واقعاً فرمان خداوند پشت آن بوده است و این برای خود من خیلی جالب بود؛ چون خیلی جاها اهمال‌کاری‌های خودم را پای این می‌گذاشتم که فرمانش صادر نشده است . مثال آن فردی است که مصمم است؛ اما یکسری اتفاقات و پیشامدها سفرش را به تعویق می‌اندازد؛ مثل بیماری یا گرفتاری‌های جدی که او را از کنگره دور می‌کند.

- دسته دیگر، مسافری که همهٔ کارهایش را کرده، کوله بارش را برده و یک سفر بسیار لذت بخشی را تجربه می‌کند و برای همیشه در خاطراتش ثبت می‌شود و می‌توانیم این‌گونه باشیم و خیلی‌ها هم هستند که این‌گونه هستند.

اینها مدل‌هایی بود که با استفاده از آنها خواستم ضعف‌هایم را پیدا کنم؛ ولی در همه آنها، نظم و حس، حسی که خود طرف خواسته برای سفر داشته باشد خیلی تأثیرگذار بود که کمک کند تا سفر خوبی داشته باشیم.
به‌علاوه اینکه ما وسایل سفر نیاز داریم. کسی که می‌خواهد بیاید و سفر سیگار بکند لازمه‌اش این است که بیاید و در لژیون ویلیام شرکت کند، لازمه‌اش این است که یازده ماه بیاید و برود؛ یعنی این‌طور نیست که فکر کند یک سیگار است و کنار می‌گذارم. کسی که می‌خواهد مواد را کنار بگذارد همین‌طور و هرکسی که بخواهد از ضد ارزشی جدا شود باید راهی را برود و سفری را انجام دهد. قضاوت سفر دارد، غیبت سفر دارد، نادانی سفر دارد و ...
به خودم اینها خیلی کمک کرد و امیدوارم که به شما هم کمک کند که خودتان را در این مدل‌ها پیدا کنید تا ان‌شاءالله همه‌مان بتوانیم یک سفرنامه خوب را برای خودمان رقم بزنیم. خدا هیچ‌وقت برای هیچ بنده‌ای بد نمی‌خواهد و همیشه بهترین‌ها را می‌خواهد و ما مسئول سفرهای خودمان هستیم و خودمان سفرنامه‌هایمان را می‌نویسیم و امیدوارم که بهترین سفرها را در سال 99 داشته باشیم.
از اینکه به صحبت‌های من توجه کردید از همه شما ممنونم.


 
در ادامه انتخابات نگهبانی برگزار شد و خانم فروغ به عنوان نگهبان دور جدید انتخاب شدند .


 خدمتگزاران جلسه





تهیه و تایپ : همسفر اکرم 
ویراستاری و تنظیم:  همسفر الهام 
عکس : همسفر الهام 
مرزبان کشیک : همسفر فاطمه 
لژیون خدمتگزار:  لژیون اول 

Print Friendly Version of this pageپرینت مطلب داغ کن - کلوب دات کام Share
مرتبط با: کارگاه های آموزشی ،


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر حوریه شنبه 17 خرداد 1399 04:06 ب.ظ
خواهر خوبم خانم فریده عزیز،بی نهایت از شما سپاسگزارم ،بابت استادی پر از مهرتان ومطالب بسیار آموزنده تان.
همسفر سمانه ۱۷ جمعه 16 خرداد 1399 04:44 ب.ظ
خدا قوت خدمت کمک راهنمای محترم خانم فریده عزیزم مثل همیشه حرفهایتان به دل نشست و واقعا از حرفهایتان لذت بردم و استفاده کردم امیدوارم من هم بتوانم در سفرم ،خودم و نقطه ضعفهایم را بشناسم تا به حال خوش امروز شما برسم.امیدوارم همیشه پایدار باشید با تشکر از وبلاگ نویسان محترم.
همسفر مرضیه لژیون یکم جمعه 16 خرداد 1399 11:11 ق.ظ
فریده ی عزیزم جلسه بسیار خوبی بود، سپاسگزارم ازت...
ممنونم که با تفکرت دریچه های جدیدی را باز میکنی...
سپاس از خانم اکرم عزیزم و الهام عزیزم
سعادتمند باشید
زهرا همسفر علی ۱۶ پنجشنبه 15 خرداد 1399 05:53 ب.ظ
خدا قوت به کمک راهنمای عزیز خانم فریده مثل همیشه مطالب و صحبتهای بسیار ارزشمندی را بیان کردید خوشحالم که باز هم قدمهایمان به کنگره باز شد و دیدارها تازه شد
با تشکر از وبلاگ نویسان محترم
ثریا ۱۲ پنجشنبه 15 خرداد 1399 04:31 ب.ظ
عرض خداقوت و تبریک ویژه دارم خدمت خانم فریده عزیز بسیار جامع بود من همیشه از مشارکتهای شما لذت میبرم امیدوارم اگر در شعبه ما همسفری باشد که درگیر سیگار و قلیان باشد با این آموزش یک تصمیم درست بگیرد و شاگردی استادی پون شما را بکند وبه سمت روشنایی برود
نگهبانی خانم فروغ عزیز هم مبارک. خدمتشان پربرکت باشد به امید موفقیتهای روز افزون .باتشکروسپاس از گروه وبلاگ
ربابه(لژیون یکم)مسافر نیکوتین پنجشنبه 15 خرداد 1399 03:38 ب.ظ
با عرض تبریک و خدا قوت خدمت کمک راهنمای محترم خانم فریده عزیز،سپاسگزارم بسیار صحبتها ی شما برای من آموزنده بود و مثل همیشه عالی بیان فرمودید ،
خدا قوت خدمت وبلاگ نویسان محترم

خدیجه باقری پنجشنبه 15 خرداد 1399 08:05 ق.ظ
خانم فریده عزیزبه شما خدا قوت می گویم وصحبتهای شما برایم خیلی خوب وعالی بود ومن را به درون خودم برد که جزو کدام دسته هستم وچه باید کنم از شما خیلی خیلی ممنونم واز گروه وبلاگ هم تشکر می کنم

همسفرنسیم لژیون بیستم پنجشنبه 15 خرداد 1399 01:33 ق.ظ
خداقوت خیلی لذت بردم خانم فریده عزیزعالی صحبت کردید..خداروشکربازهم درکنگره همدیگررادیدیم
سیده زهرالژیون دوم پنجشنبه 15 خرداد 1399 12:40 ق.ظ
خانم فریده عشق چقدر زیبا و دقیق حس و حال دل من را در راه سفرهای زندگیم بیان کردید بسیار لذت بردم و آموختم.
عزیزه۱۵ چهارشنبه 14 خرداد 1399 10:43 ب.ظ
خداقوت خانم فریده عزیزم خداراشکرمیکنم که اخرین دوره نگهبانی رادرخدمت شما بزرگ وار بودم من همیشه از صحبتهای شما انرژی میگیرم واستفاده می کنم خداراسکر بابت وجود شما راهنمای ویلیام درکنگره موفق باشیدسپاس از گروه وبلاگ
همسفر اکرم چهارشنبه 14 خرداد 1399 05:00 ب.ظ
کمک راهنمای محترم خانم فریده عزیز ،چقدر زیبا سفر کردن را توصیف کردید و من متوجه عملکرد خود شدم که در چه گروهی قرار دارم بسیار ممنونم.
ان شاالله همیشه موفق باشید .
وبلاگ نویسان عزیز خدا قوت
پوران همسفرعباس 1 چهارشنبه 14 خرداد 1399 04:09 ب.ظ
خداقوت به همه ی عزیزان خانم فریده عزیز مثل همیشه عالی بودید
فاطمه همسفرازلژیون 4 چهارشنبه 14 خرداد 1399 01:46 ب.ظ
سلام وخداقوت به خانم فریده عزیزم من ازصحبت های شماخیلی استفاده کردم وخیلی خوب دستورجلسه روبازکردیدومن ازصحبت های شماکلی انرژی گرفتم وازشمابسیارممنون هستم بابت مطالبهای خوبتان وازگروه وبلاگ هم متشکرم
دیبـا (لژیون بیست) مسافر نیکوتین چهارشنبه 14 خرداد 1399 01:28 ب.ظ
خداروشکر میکنم که بعداز مدت ها تونستم روی ماهتون و ببینم و ازتون انرژی و آموزش بگیرم.
دیدگاه و زاویه دید شما همیشه مثل پنجره ای تازه-هوایی تازه و جانی تازه میبخشد.
خداقوت به لژیون یک، خانوم صبای عزیز
خداقوت به گروه همیشه فعال و پرانرژی وبلاگ
سمیه( لژیون شانزدهم) چهارشنبه 14 خرداد 1399 12:50 ب.ظ
خانم فریده عزیزم ممنون بابت نکاتی که بیان کردید خداقوت
ممنون از وبلاگ نویسان محترم
مهدیه لژیون چهارم چهارشنبه 14 خرداد 1399 12:07 ب.ظ
سلام وخداقو خانم فریده عزیز ممنون بابت صحبتهای آموزنده اتان در مورد دستور جلسه
لیلا طاهری چهارشنبه 14 خرداد 1399 11:29 ق.ظ
سلام و خدا قوت به همه خدمتگزاران عزیز.روز خوبی بود.خانم فریده عزیز باز هم تبریک.استادی عالی بودید و مثل همیشه خوش درخشیدید و صحبتهاتون آموزنده و خوب بود.از گروه وبلاگ هم کمال تشکر رو دارم.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات