تخریب شیشه و درمان آن به روش DST
شنبه 15 تیر 1398 ساعت 12:00 ب.ظ | نوشته ‌شده به دست همسفر الهام | ( نظرات )

از همان اوایل زندگی توهماتی از او می‌دیدم و همهٔ توهماتش روی من متمرکز بود؛ اما بازهم براثر ناآگاهی تصور می‌کردم که روانش به‌هم‌ریخته است تااینکه بعد از مدتی متوجه شدم شیشه مصرف می‌کند...

یا علیم 

آقای مهندس در کتاب 14 مقاله، مصرف‌کنندگان را به دو گروه مصرف‌کنندگان شاخ‌دار و بی شاخ تقسیم می‌کنند که منظور ایشان از مصرف‌کنندگان شاخ‌دار همان مصرف‌کنندگان محرک‌ها، به‌ویژه شیشه است و واقعاً این نامگذاری بسیار درخور و مناسب این دسته از افراد مصرف‌کننده است؛ مصرف‌کنندگانی که نه‌تنها با شاخ‌هایشان به دیگران آسیب می‌رسانند بلکه برخی خودآزاری هم دارند؛ البته گاهی ما انسان‌های معمولی که مصرف‌کننده نیستیم هم در زمرهٔ مصرف‌کنندگان شاخ‌دار قرار می‌گیریم. گاهی ما انسان‌هایی هستیم که همواره با شاخ‌هایمان (طعنه، کنایه، خشم و ...) باعث آسیب و آزار رساندن به دیگران می‌شویم و با تبعیت از حس‌های آلوده و منفی‌مان دست به اعمالی می‌زنیم که برای خود و دیگران گرفتاری ایجاد می‌کنیم و مدام خود را با گرفتن انرژی زودگذر از نیروهای منفی شارژ می‌کنیم.

مسافر من با تخریب بسیار شدید و بالای شیشه، هرویین و حشیش وارد کنگره شد و اگر خداوند رحمتش را شامل حال ما نمی‌کرد و با کنگرهٔ 60 آشنا نمی‌شدم با حالی که مسافرم داشت، هیچ روزنهٔ امیدی برای ادامهٔ زندگی نداشتم؛ بااینکه حالش خراب بود؛ اما امید داشتم اول به خداوند و بعد اینکه جایی به نام کنگره وجود دارد که اگر مسافرم بخواهد حتماً و حتماً درمان خواهد شد.

اوایل ازدواجمان می‌دانستم که مصرف تفننی تریاک دارد و در مسافرت‌ها مصرف می‌کند؛ ولی کاری به کارش نداشتم و براثر ناآگاهی تصور می‌کردم که همین‌طور تفننی ادامه دارد و نتیجه ناگواری نخواهد داشت؛ درصورتی‌که گفته می‌شود دروازهٔ ورود به اعتیاد مصرف تفننی مواد است.

از همان اوایل زندگی توهماتی از او می‌دیدم و همهٔ توهماتش روی من متمرکز بود؛ اما بازهم براثر ناآگاهی تصور می‌کردم که روانش به‌هم‌ریخته است تااینکه بعد از مدتی متوجه شدم شیشه مصرف می‌کند و آنجا بود که فهمیدم منشأ توهماتش کجاست! من فهمیدم که توهماتش براثر چیست؛ اما مگر می‌شود به یک آدم شیشه‌ای فهماند که اینها توهم است و واقعیت نیست!

در همین برهه از زندگی مان او را با زور به یک کمپ بردند و 6 ماه به‌صورت مداوم در آنجا بود؛ اما به‌محض خروج ازآنجا مهارنشدنی بود و یک روز هم نشد که دوباره به مصرف شیشه برگشت و این برگشت به قول آقای مهندس امری طبیعی است. بعدازآن حالش خراب و خراب‌تر شد...

من و مسافرم در کنار همدیگر زندگی می‌کردیم و همدیگر را دوست داشتیم؛ اما اصلاً زبان یکدیگر را نمی‌فهمیدیم؛ مدام دعوا و درگیری، اضطراب و نگرانیبراثر توهماتی که داشت یک‌شب خواب راحت آرزویم شده بود، همیشه می‌گفتم خدایا می‌شود که یک‌شب راحت بخوابم و صبح با حال خوب بیدار شوم! دلم برای فرزندم می‌سوخت که چرا باید در یک چنین فضای متشنجی بزرگ شود.

گاهی آنقدر توهماتش زیاد بود که از او می‌ترسیدم و براثر همین شرایط چند ماهی به خانه پدرم رفتم. در این زمان اوج تخریب مسافرم بود، او صداهای زیادی می‌شنید و بر اساس این توهمش که یک نفر در وجودش هست با چاقو به جان خودش افتاده بود؛ بدنش را با چاقو می‌برید و کارهای بسیار دیگری انجام می‌داد تا بلکه این مهمان ناخوانده را از درونش بیرون بکشد.

در تاریک‌ترین بخش زندگی‌مان که شاید دیگر امیدی وجود نداشت به یکباره نوری تابیدن گرفت و به اذن خداوند، با آغاز سفر مسافرم در کنگره، این روزنهٔ نورِ کوچک قوت گرفت و او جان دوباره یافت.

افراد زیادی بیرون از کنگرهٔ 60 هیچ امیدی، هیچ امیدی، به بازگشت چنین افرادی که شیشه مصرف می‌کنند و مشاعر خود را ازدست‌داده‌اند ندارند و جای آنها را در دیوانه‌خانه‌ها می‌دانند. به یاد دارم که از زبان یک قاضی شنیدم که می‌گفت: با چنین فردی نباید یک‌لحظه زندگی کرد و امکان ندارد که چنین فردی دوباره به زندگی برگردد و مغز او مثل یک پارچ پلاستیکی است که در آتش انداخته‌شده و تغییر شکل داده و اصلاً به حالت اول باز نخواهد گشت؛ اما در کنگرهٔ 60 درمان اتفاق افتاد و مسافرم حتی از روزهای اولش هم به لطف و فضل خداوند بهتر شد و اثری از توهمات برجای نماند.

خداوند را هزاران هزار بار شکر و سپاس برای نعمت زندگی دوباره برای خانواده‌ام و هزاران خانوادهٔ دیگر. سپاس از آقای مهندس عزیز و خانواده پرمهرشان.

از کمک راهنمای محترم آقای اکراد همیشه و همیشه سپاسگزارم که در تاریک‌ترین بخش زندگی‌مان به مسافرم و خانواده‌ام بسیار کمک کردند.

از راهنمای خوب و مهربانم هزاران بار سپاسگزارم که در تمام لحظات، امید را در دل من زنده کردند، امیدوارم با قبولی در آزمون کمک راهنمایی اندکی از زحمات ایشان را جبران کنم.

از کمک راهنمای محترم آقای منصور فلاح صمیمانه سپاسگزارم که مسافرم را تا رسیدن به رهایی یاری کردند.

 

نویسنده : همسفر مرضیه از لژیون یکم


می توانید دیدگاه خود را بنویسید
همسفر سکینه1 شنبه 27 مهر 1398 03:05 ق.ظ
خانم مرضیه عزیزم.خدا را هزاران بار شکر برای حال خو ش امروزت.موفق باشی.
خدیجه باقری از لژیون اول دوشنبه 24 تیر 1398 11:00 ب.ظ
سلام وخدا قوت خدمت خواهر عزیزم خانم مرضیه خداراشکر که با صبر وتلاش خود به آرامش رسیدی برایتان آرزوی موفقیت دارم
همسفر زهرا سه شنبه 18 تیر 1398 12:34 ب.ظ
مرضیه عزیز من شاهد روزهای سخت وتلاش شما بودم و امروز از حال خوبی که دارید خوشحالم و خداوند را بابت این عمل عظیم شکر شکر شکر
سه شنبه 18 تیر 1398 12:33 ب.ظ
مرضیه عزیز من شاهد روزهای سخت وتلاش شما بودم و امروز از حال خوبی که دارید خوشحالم و خداوند را بابت این عمل عظیم شکر شکر شکر
رضا از لژیون2 سه شنبه 18 تیر 1398 11:00 ق.ظ
خدا را شکر درود برشما همسفر گرامی خدا قوت.
ربابه لژیون پنجم دوشنبه 17 تیر 1398 08:42 ق.ظ
خانم مرضیه عزیز خدا قوت
متن دلخراش و آموزنده شما هم درد آور و هم دلنشین بود چون شما و خیلی از مصرف کنندگان شیشه مثل مسافرم قدم به مکان مقدس و امنی گذاشتیم که با درمان شیشه این آرامشی که سالها فراموش کرده بودیم و فکرش را نمی کردیم را به ما هدیه داد.
خدا را هزاران بار شکر که مسافران شیشه از دست این اهریمن مخوف رها شدند و به زندگی برگشتند .
خدا را شکر که خداوند مهربان ما را به این مکان امن هدایت کرد .
خانم مرضیه عزیز دل نوشته زیبای شما نقطه امیدی است برای همسفران سفر اول که با امید و صبر سفر خود را به انجام برسانند.
نوشین یکشنبه 16 تیر 1398 08:22 ب.ظ
خداقوت
مریم همسفر محمدازلژیون دوازده یکشنبه 16 تیر 1398 04:22 ب.ظ
خدا قوت دوست عزیز خانم مرضیه.
خدا قوت به خدمتهایی که انجام میدهید امیدوارم برکات خدمتهایی که انجام میدهی در زندگیتان جاری وساری باشد.
خدا را شکر که درپی سختیها وتاریکیهایی که داشتید به روشنایی رسیدید.
به امید خدا این روشنی برایتان مستدام باشد .
وانشاله جایگاه خدمت کمک راهنمایی را تجربه کنید.
موفق موید باشید.
مریم حسینی یکشنبه 16 تیر 1398 12:53 ب.ظ
خدا قوت به وبلاک نویسان
خانم مرضیه عزیز بسیار عالی نوشتید و غم در کنار مصرف کننده را فقط یک همسفری که مسافرش شیشه مصرف میکند را می فهمد واقعا تخریب شیشه نه تنها در جان مسافر بلکه در جان تکه تکه افراد خانواد به شدت بیشتر فرو می رود خداوند را بابت کنگره که معجزه نجات مسافران که مصرف شیشه دارند را رقم زده. تشکر از بنیان کنگره و تمامی اعضاء کنگره که بدون هیچ چشم داشتی به انسانهای که از راه مانده اند کمک میکنند موفق باشید
همسفر سمانه ۱۷ یکشنبه 16 تیر 1398 12:43 ق.ظ
واقعا احسنت به این صبر و بردباری شما که حتما لیاقت کمک راهنما شدن را دارید به امید آن روز.با تشکر از وبلاگ نویسان محترم.
صغری همسفر یوسف از لژیون یازدهم یکشنبه 16 تیر 1398 12:33 ق.ظ
مرضیه جان احسنت به این صبروبردباری که داشتیدانشا.همیشه در زندگی موفق و موید باشید
مینا شنبه 15 تیر 1398 10:09 ب.ظ
مرضیه عزیزم چهره غمگینت تو اون روزهای سخت هنوز خاطرمه، ولی برق ایمانی که درون چشمات بود رو هنوز دوست دارم و همان این رهایی را به بار آورد. خدایا شکرت بابت رهایی انسانی دیگر.
همسفر فاطمه از لژیون 4 شنبه 15 تیر 1398 02:09 ب.ظ
سلام وخداقوت به خانم مرضیه عزیز
احسنت به این همه گذشت و بردباری شما .
من هم به نوبه خدمت ارزو میکنم که نور خداوند همیشه سایه افکن زندگی شما ومسافرت باشد.
تشکر از دلنوشته زیباتون و سپاس از دوستان گروه وبلاگ.
مریم کرمی شنبه 15 تیر 1398 02:07 ب.ظ
خانم مرضیه عزیزم،صبر و امید شما قابل ستایش است. خدا را شکر که نتیجه صبوری هایتان را دیدید و به حال خوش و آرامش رسیدید،امیدوارم همیشه شاد و سلامت باشید و به خواسته خود که قبولی در آزمون کمک راهنمایی است برسید.
سپاس از گروه محترم وبلاگ.
 
درباره ما ...
دریافت نشریات و فایل های صوتی ...
دریافت کتاب «عبور از منطقه 60 درجه زیر صفر» نویسنده: مهندس حسین دژاكام دانلود نوشتارها و فایلهای صوتی کنگره 60 در قالب فایل Mp3 و PDF
اشعار شاعران کنگره 60
اشعار شاعران کنگره 60
مسافران و همسفران محترم کنگره 60 می توانند اشعار خود را به ایمیل: adezhakam@gmail.com برای آقای امین دژاکام ارسال کنند.
آمار سایت ...
• تعداد مطالب:
• تعداد نویسندگان:
• آخرین بروز رسانی:
• بازدید امروز:
• بازدید دیروز:
• بازدید این ماه:
• بازدید ماه قبل:
• بازدید کل:
• آخرین بازدید:

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات